تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic تازه های سینما
تازه ترین خبرها از سینما

 
   

 مجموعه دروغ ها 4 اكتبر با حضور گلشيفته فراهاني و ساير ستارگان فيلم اكران مي شود.


 
 
 
 

 

 


    تمجيد ريدلي اسکات و دي کاپريو از بازي گلشيفته فراهاني

   

دي کاپريو : گلشيفته يک بازيگر خارق العاده است.


 

همزمان با انتشار تصاوير جديد از فيلم «مجموعه دروغ ها» ساخته جديد ريدلي اسکات، اطلاعات و اظهارنظرهاي جديدي درباره اين فيلم از سوي سازندگان آن ديروز در منابع خبري مختلف منتشر شد. در حالي که گلشيفته فراهاني اين روزها در سوئد به سر مي برد و همراه عوامل سازنده فيلم «سنتوري» داريوش مهرجويي و وحيده محمدي فر در جشنواره «ياري» اين کشور شرکت کرده است، مسوولان امور تبليغي و اطلاع رساني کمپاني وارنر پخش کننده فيلم «مجموعه دروغ ها» طي روزهاي گذشته اطلاعات جديدي درباره اين فيلم در اختيار رسانه هاي خبري قرار دادند. در فاصله کمتر از دو هفته تا اکران فيلم کمپاني وارنر علاوه بر ايجاد تغييراتي در سايت رسمي فيلم، عکس هاي جديدي از فيلم در کنار نظرات سازندگان فيلم درباره نحوه ساخت فيلم منتشر شده است. همچنين چند رسانه ديگر هم به انجام گفت وگوهايي با عوامل پرداختند گلشيفته فراهاني هم جزء آنها است. با اطلاعات جديد منتشره مشخص شد شخصيت «عايشه» به طور قطع يک پرستار ايراني- اردني مقيم امان (پايتخت اردن) است که در يک کلينيک محلي مخصوص پناهندگان فعاليت مي کند. همان طور که پيش از اين در روزنامه اعتماد نوشته شده بود شخصيت عايشه تغيير يافته شخصيت «آليس» در کتاب اقتباس شده براي فيلم است که ويليام موناهان فيلمنامه نويس با مشورت ديويد ايگناشس نويسنده کتاب آن را در قالب يک دختر ايراني- اردني تصوير کرده است. برخورد لئوناردو دي کاپريو با گلشيفته فراهاني در فيلم هنگامي رخ مي دهد که شخصيت راجر فريس مامور اطلاعاتي بلندپايه سيا در جريان ماموريتش براي به دام انداختن تروريست معروف «سليمان» مجروح مي شود و در کلينيکي که فراهاني در آن کار مي کند بستري مي شود. ريدلي اسکات کارگردان معروف فيلم ديروز درباره نحوه انتخاب فراهاني براي نقش عايشه گفت؛ «ما خيلي خوشبخت بوديم که او را به دست آورديم. گلشيفته يکي از مهم ترين بازيگران زن ايراني است. من او را نخستين بار در يک نوار ويدئويي که فيلمي از او داشت، ديدم که بسيار تاثيرگذار بود. بسيار فوق العاده و يک بازيگر کلاسيک کامل بود. بعد سرانجام توانستيم او را از نزديک ببينيم. انرژي خاصي داشت که توصيفش مشکل است.» اسکات با اين توصيف که «از او انرژي و شور خاصي تراوش کرد» از زيبايي خاص فراهاني و اينکه «دوربين واقعاً او را دوست دارد» صحبت مي کند. فراهاني هم در اين گفت وگو که امانوئل لوي آن را انجام داده است در توصيف شخصيت عايشه مي گويد؛ «عايشه يک پرستار است اما عملاً به اندازه يک پزشک آگاهي دارد. در آغاز او فريس را جالب مي يابد اما به صورت جدي به او توجه نمي کند. وقتي کشف مي کند که او يک قلب رئوف دارد به خودش اجازه درگيري بيشتر مي دهد.» امانوئل لوي در گزارش اش اين نکته را مورد تاکيد قرار داده که ويژگي هاي مذهبي مسلمانان بر ارتباط بين شخصيت هاي فريس و عايشه سايه افکنده و سازندگان فيلم نيز اين نکته را مورد توجه قرار داده اند. آنچنان که شخصيت عايشه با بازي فراهاني از تماس با دي کاپريو خودداري مي کند. در اين باره ريدلي اسکات توضيح داده است؛ «فريس حتي نمي تواند با عايشه دست بدهد چون مي داند که اين موضوع مي تواند براي او خيلي بد باشد.» در ادامه گزارش صحبت هاي لئوناردو دي کاپريو درباره گلشيفته آمده که در نوع خود جالب است. دي کاپريو گفته است؛ «گلشيفته يک بازيگر خارق العاده است. بخشي از ناآگاهي او نسبت بر روابط زنان و مردان در فيلم هاي غربي بر روابط فريس و عايشه سايه افکنده که او به خوبي از عهده اجراي آن برآمده است. فريس احساس نزديکي بسيار زيادي به عايشه دارد. او بسيار به فرهنگ عايشه و سنت او احترام مي گذارد و براي توسعه ارتباطش با او فعاليت مي کند.» «لئو بسيار بزرگ بود.» اين شروع صحبت هاي گلشيفته درباره دي کاپريو است که چنين ادامه پيدا مي کند؛ «او بسيار بخشنده بود و به من احساس راحتي کامل مي داد. او واقعاً به من کمک زيادي کرد. همکاري با او براي من افتخار بزرگي بود.» صحبت هاي تهيه کننده اجرايي درباره بازي گلشيفته و دي کاپريو پايان دهنده اين گزارش است که از حاصل فوق العاده اين ترکيب صحبت کرده است. جمعه 10 اکتبر (19 مهر) اکران رسمي فيلم شروع مي شود در حالي که نمايش هاي ويژه افتتاحيه فيلم از هفته آينده آغاز مي شود. ظاهراً نيويورک اولين مقصد عوامل است که فراهاني نيز در آن حاضر خواهد بود.

 

 

منبع : imdb

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 18:30  توسط مریم و نازی | 
 

بازگشت امير نادري به «دونده»
 
 

 شصت و پنجمين جشنواره فيلم ونيز با رسيدن به روزهاي مياني بيش از هر چيز شاهد واکنش هاي منفي از سوي منتقدان و صاحب نظران است. تقريباً تمام منتقدان حاضر در جشنواره در دو روز اخير به صورت همزمان نسبت به ضعف فيلم هاي اين دوره قديمي ترين جشنواره سينمايي دنيا انتقاد و فيلم هاي امسال را «دور از انتظار» و «ضعيف» معرفي کردند. در اين ميان تنها فيلم «پس از خواندن بسوزان» ساخته جديد برادران کوئن که آن هم در برنامه افتتاحيه و خارج از مسابقه به نمايش درآمد توانسته نظر مثبت منتقدان را به دست آورد و به جز آن هيچ کدام از فيلم هاي بخش مسابقه مورد استقبال قرار نگرفته اند.

به جز اين فيلم ظاهراً تنها فيلم انيميشن «پونيو» ساخته هيائو ميازاکي براي منتقدان و مخاطبان جذابيت هايي را داشته و اصلاً بعيد نيست همين موضوع بر نظر و سليقه داوران هم تاثير بگذارد. ضعف فيلم هاي بخش مسابقه باعث شده فيلم هاي بخش هاي جنبي بهتر و بيشتر ديده شوند.

اما دوشنبه شب فيلم جديد امير نادري «وگاس؛ يک داستان واقعي» هم با حضور سازنده و عوامل به نمايش درآمد و بعد از مدت ها تصاويري از سينماگر مهاجرت کرده ايراني که حالا ديگر ساخته هايش به عنوان محصولي از امريکا معرفي مي شوند، منتشر شد. فيلم نادري همان طور که پيش از اين عنوان شده بود درباره زندگي خانوادگي مردي است در حاشيه شهر لاس وگاس که درگير مسائل مربوط به اين شهر است.

«نادري» دوشنبه شب در نشست خبري پس از نمايش فيلم اعلام کرد؛«زماني در لاس وگاس زندگي مي کردم و دنياي واقعي شرط بندي در آنجا در ساخت اين فيلم کمکم کرد.» وي افزود؛«شيوه يي که هاليوود فيلم هايش را درباره لاس وگاس مي سازد، صحيح نيست. من مي خواستم فيلمي بسازم که درباره مردماني است که آنجا زندگي مي کنند، آنجا به دنيا آمده اند و بزرگ شده اند. «نادري» با اشاره به اينکه برخي افراد آن منطقه با او آشنا شده و پيشنهاد حمايت مالي از فيلم او را داده اند، گفت؛«آنها به دنبال برگرداندن پول شان نيستند و آن را براي تفنن انجام داده اند.» اين کارگردان ايراني در ادامه اظهاراتش در جمع خبرنگاران افزود؛«اين فيلم داستان واقعي درباره لاس وگاس و مردماني است که من در آنجا مي شناسم. من همه آنها را در کافه ها و در سطح شهر مي بينم. حتي شخصيت واقعي «ادي» در فيلم جايي در نيومکزيکو زندگي مي کند. «نادري» در ادامه گفت؛«از من درباره عنوان «داستان واقعي» در نام فيلم سوال مي شود، اما من نبايد آن را توضيح دهم، بلکه اين عنوان به شکل آشکاري در فيلم نهفته است.» وي گفت؛«طي سال هاي گذشته من مدت هاي زيادي را در اطراف لاس وگاس در جاده ها، شهرهاي بياباني و مسافرخانه هاي بين راه گذرانده ام، با همه نوع آدمي ديدار داشته ام، زندگي آنها را از نزديک شاهد بودم و به صحبت هاي آنها درباره آنچه ديده اند و انجام داده اند گوش داده ام.» وي خاطرنشان کرد؛«اين فيلم براساس يکي از همين رويارويي ها و آشنايي ها است. پس عنوان فيلم به حقيقت ديگري اشاره دارد؛ حقيقت واقعي درباره لاس وگاس.» او گفت که با «وگاس» قصد دارد به سينماي قديمي ترش بازگردد. بازيگران فيلم نادري نام هاي چندان شناخته شده يي ندارند.

اما روز دوشنبه فيلم ايتاليايي «پرنده شناسان آماتور» ساخته مارکو بکيس درباره نسل کشي سرخپوستان گواراني در برزيل هم به نمايش درآمد و با استقبال نسبي منتقدان روبه رو شد.

«شير» به کارگرداني سميح کاپلان اوغلو کارگردان ترک ديگر فيلم بخش مسابقه ونيز بود که ديروز پخش شد. اين فيلم توليد مشترک ترکيه، فرانسه و آلمان و درباره رابطه پرفراز و نشيب يک مادر و پسر است که در ناحيه روستايي آناتوليا زندگي مي کنند.

ديروز سه شنبه فيلم روسي «سرباز کاغذي» ساخته الکسي جرمن جونير، «سگ شب» ورنر شروتر توليد مشترک فرانسه، آلمان و پرتغال و «شبنم» هايلي جريما از اتيوپي، آلمان و فرانسه در بخش مسابقه جشنواره ونيز نمايش داده شد.

امروز در بخش مسابقه «ريچل ازدواج مي کند» ساخته جاناتان دمي و «خزندگان آسمان» ساخته مامورو اشي به نمايش در مي آيند.

در حالي که سه روز به پايان اين رويداد مهم سينمايي باقي مانده همه اميد سردمداران اين جشنواره به روزهاي باقي مانده است تا فيلم هايي چون

«The Hurt Locker» ساخته کاترين بيگلو و «کشتي گير» آرنوفسکي بتوانند نظرات را جلب کنند. البته فستيوال در سه روز پاياني با برنامه هاي ويژه يي که دارد حتماً تعادل را دوباره باز خواهد گرداند.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 21:30  توسط مریم و نازی | 

 

گلشیفته فراهانی در فيلمي به کارگردانی ریدلی اسکات در نقش یک پرستار ایرانی در مقابل دی کاپریو و راسل كرو بازی كرد.

روز جمعه 10 اکتبر 2008 برابر با 19 مهرماه سال 1387 نمايش فيلمي در سينماهاي امريکا و انگلستان آغاز مي شود که به واسطه يک ويژگي مهم براي ايرانيان جذاب و مهم است. «مجموعه دروغ ها» جديدترين فيلم کارگردان کهنه کار سينماي امريکا ريدلي اسکات در اين روز به پرده سينماها مي رود که نام يک بازيگر شناخته شده سينماي ايران در ميان اسامي دست اندرکاران آن به چشم مي خورد؛ گلشيفته فراهاني

پس از آنکه سايت سينمايي معتبر imdb حدود 10 روز پيش نام گلشيفته فراهاني را به جمع بازيگران اين فيلم اضافه کرد، کمپاني برادران وارنر هم چهارشنبه شب در تريلر جديدي که از فيلم منتشر کرد تصاويري از بازي فراهاني را قرار داد تا سرانجام شايعه يي که يک سال است در محافل سينمايي و رسانه يي به گوش مي رسد، تاييد شود. سايت imdb هنوز توضيحي درباره نقش فراهاني و نام شخصيتي که او آن را ايفا مي کند ارائه نداده است اما تا پيش از اين از درج نام اين بازيگر در ليست دست اندرکاران فيلم «مجموعه دروغ ها» با نام اصلي Body of lies خودداري مي کرد.

فيلم بر مبناي کتابي به همين نام نوشته ديويد ايگناتيوس يادداشت نويس معروف روزنامه واشنگتن پست ساخته شده است. اين کتاب آوريل سال 2007 به بازار آمد و بلافاصله حقوق سينمايي آن توسط کمپاني معروف برادران وارنر خريداري شد. رمان «مجموعه دروغ ها» مضموني در ارتباط با مبارزه با تروريسم دارد و داستان يک مامور سيا به نام راجر فريس است که براي پيدا کردن يک تروريست مهم از سران القاعده به نام «سليمان» به اردن مي رود. کتاب تا حدودي به نقد سياست هاي مداخله گرايانه آمريکا مي پردازد و در مجموع اثر منتقدانه يي محسوب مي شود. در برگردان سينمايي اين رمان تغييراتي ايجاد مي شود که يکي از مهم ترين آنها اضافه شدن شخصيتي به نام «عايشه» است که در داستان اصلي با نام «آليس» وجود داشت. شخصيتي که قهرمان داستان در جريان پيدا کردن سليمان دلباخته اش مي شود. ويليام موناهان فيلمنامه نويس اسکاربرده به خاطر فيلم معروف «مردگان» مارتين اسکورسيزي که کار بازنويسي و اقتباس از داستان اصلي را برعهده داشته، شخصيت عايشه را در قالب يک پرستار تصوير کرده که البته هنوز جزئيات کامل آن مشخص نيست. گلشيفته فراهاني ايفاگر اين نقش است در حالي که نقش نخست فيلم را لئوناردو دي کاپريو بازي مي کند و راسل کرو هم بازيگر نقش مهم ديگري در فيلم است. فيلمبرداري فيلم سال گذشته آغاز شد و بخش هاي مربوط به اردن در شهر رباط مراکش فيلمبرداري شده است. گفته مي شود بعد از انتخاب گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم سازندگان آن تغييراتي در فيلمنامه اوليه انجام داده اند تا حضور فراهاني در فيلم با موازين خاص حقوقي و قانوني کشور در تضاد نباشد. ريدلي اسکات کارگردان کهنه کار انگليسي در فيلم هايش همواره تلاش داشته نگاهي چندجانبه به مضامين داشته باشد و گواه آن فيلم معروف «ملکوت آسمان» است که در آن تصويري واقع گرايانه از مسلمانان ارائه و به طور ضمني از صلاح الدين ايوبي ستايش مي شود. حضور بازيگران ايراني در فيلم هاي هاليوودي سابقه طولاني دارد اما در چند سال اخير تعدادي از بازيگران فعال فعلي سينماي ايران امکان حضور در چند فيلم مهم هاليوود را يافته اند که مهم ترين آنها همايون ارشادي است که سال گذشته فيلم «بادبادک باز» با بازي او در سينماهاي جهان اکران شد. او هم اينک مشغول بازي در فيلم جديد الخاندرو آمه نابار با نام «آگورا» است. با اين همه حضور فراهاني در فيلم جديد ريدلي اسکات که بسياري از اکنون آن را از شانس هاي مسلم اسکار 2009 مي دانند سرفصل جديدي در حضور بازيگران سينماي ايران در عرصه هاي بين المللي خواهد گشود.

 همچنین در لينك زير نام گلشیفته را در کستینگ فیلم می توانید ببینید:

http://www.imdb.com/title/tt0758774/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:37  توسط مریم و نازی | 
خبرهاي كوتاه
 
رسام با «بزرگمرد کوچک»
مسعود رسام قرار است پس از چندسال دوري از تلويزيون با سريال «بزرگمرد کوچک» به زودي حضور دوباره اش در تلويزيون را به خاطره يي به ياد ماندني تبديل کند. اين سريال که محصول مشترک گروه کودک و نوجوان شبکه دو سيما و مرکز صبا است، زندگي نوجوان کنجکاوي را به تصوير مي کشد که براي پيدا کردن جواب سوال هايش به دوران مختلف تاريخ سر مي کشد. تاخير در پخش اين سريال و اختصاص نيافتن باکس مناسب به آن از شايعاتي بود که در هفته هاي گذشته درباره رسام و تازه ترين توليد تلويزيوني اش بر سرزبان ها افتاد. رسام درباره سريال جديدش مي گويد؛ به نظر من، کار براي اين گروه سني يک نوع اداي دين است به نسل آينده. در اين سريال، قهرمان داستان نوجواني است که دلش مي خواهد مرد بزرگي باشد و در تاريخ ثبت شود. او به نوعي نماد غرور ملي ماست و به دنبال يافتن همين خواسته است که با خواندن زندگي هر شخصيت تاريخي در کتاب هاي درسي اش به همان دوره تاريخي برمي گردد، به دادگاه گاليله مي رود، به دوران هيتلر سرک مي کشد، بعد سراغ اميرکبير و ابن سينا و پروفسور حسابي مي رود. تهيه کنندگي اين مجموعه هم به عهده سعيد پورفرج بوده است.

پورفرج مهم ترين ويژگي «بزرگمرد کوچک» را ساختار متفاوت آن مي داند و مي گويد؛ فضاي کار براساس مختصات تاريخي و گاهي با فضاهاي کامپيوتري ساخته و پرداخته شده است و استفاده از همين تکنولوژي فضاي کار را نوجوان پسندانه تر مي کند؛ کاري که تا به حال در کارهاي مخصوص کودکان وجود نداشته است. رامبد جوان، لاله صبوري، بهروز بقايي، شهربانو موسوي، احمدرضا اسعدي، ندا مقصودي، فريبا نادري، عزيز مالکي، بيژن سيفان، ايرج ملکي، هادي اتابکي، مهدي طنابچي، رضا سعادت و بهرام محمدي پور از بازيگران اين مجموعه هستند. محمد شاداني در نقش عليرضا، آرين فشنگچي، ابراهيم زارعي، نويد دهدشتي، اميررضا نيکخوا ه بهرامي و پارسا قاسمي بازيگران خردسال اين مجموعه هستند.
«عطاران» با «بزنگاه» در ازگل
تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» به کارگرداني «رضا عطاران» و با متني از «سروش صحت» آغاز شد. «مهران مهام» که به همراه «ايرج محمدي» تهيه کنندگي سريال «بزنگاه» را برعهده دارند، با بيان اين مطلب در گفت وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت؛ تصويربرداري اين سريال طي چند روز گذشته در لوکيشني در منطقه ازگل آغاز شده و در 30 قسمت 35 دقيقه يي که ساخته خواهد شد. وي افزود؛ تا به حال حضور بازيگراني چون رضا عطاران، حميد لولايي، علي صادقي، گيلدا رنجبران، غلامرضا نيکخواه، مرجانه گلچين، محمود بهرامي و سوسن پرور در اين سريال قطعي شده است و اميدوارم تا در طول ساخت با کمبود زمان مواجه نشويم. مهام درباره داستان سريال تلويزيوني «بزنگاه» نيز گفت؛ اين سريال که در بستر طنز به تصوير کشيده خواهد شد، روايت خانواده يي است که پدرشان که از نانوايان قديمي شهر است، فوت مي کند و پس از آن بر سر ارث و ميراث ميان اعضاي خانواده اختلاف ايجاد مي شود. در سريال «بزنگاه» رضا عطاران در نقش يک معتاد بازي مي کند که همسرش، او و دخترش را به دليل اعتياد ترک کرده است. آخرين کار «رضا عطاران» در مقام کارگردان مجموعه «ترش و شيرين» بود که در ايام نوروز سال 86 از شبکه سوم سيما پخش شد و توانست بالاترين رتبه بينندگان را به خود اختصاص دهد. «عطاران» تا به حال کارگرداني مجموعه هاي ترش و شيرين، متهم گريخت، خانه به دوش، کوچه اقاقيا، قطار ابدي، مجيد دلبندم، ستاره ها و سيب خنده را برعهده داشته است. پخش مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» که به مناسبت ماه رمضان ساخته مي شود، از روز 12 شهريورماه آغاز و تا 13 مهرماه ادامه خواهد يافت.

سريال ماه رمضاني در روزهاي قبل از توليد با تغيير نويسنده آن به يکي از خبرهاي پرحاشيه تبديل شد. دليل کنار رفتن يا کنار گذاشتن محمدرضا آرين از نگارش اين سريال به مشکلات شخصي ربط داده شد. آرين و صحت تجربه مشترک و موفق ترش و شيرين را با رضا عطاران و تهيه کنندگان اين سريال در سال گذشته داشتند.
لطيفي ميزبان ضرغامي
محمدحسين لطيفي که نامش براي مخاطبان تلويزيوني يادآور سريال موفق صاحبدلان است، در هفته گذشته ميزبان عزت الله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بود.

لطيفي که پروژه سه در چهار را براي ساخت سريال نردباني بر آسمان واگذار کرد و به تهيه کنندگي سريال تابستاني شبکه پنج اکتفا کرد و کارگرداني آن را به سيدمحسن يوسفي واگذار کرد، اين روزها يکي از اميدهاي مديران سيمافيلم به شما مي رود.

عزت الله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما در جمع دست اندرکاران اين سريال در سخناني با اشاره به اهميت احياي هويت هر ملت براي رشد و بالندگي مادي و معنوي مردم آن سرزمين، سريال نردباني بر آسمان را که با هدف احيا و شناساندن هويت اسلامي، ايراني توليد مي شود افتخاري براي ايران و اسلام خواند و افزود؛ پخش اين سريال که به دست هنرمندان صاحب نام کشورمان ساخته مي شود، نسل جوان ما را با تمدن غني و پيشينه متعالي ديني و ملي خود آشناتر خواهد کرد. وظيفه هنرمند در اين خصوص وظيفه يي سنگين و کار او عبادت است زيرا ايستادگي شجاعانه و توام با اعتماد به نفس امروز مردم و به ويژه جوانان ما در مقابل تهاجم همه جانبه دشمن به علت آشنايي آنها با هويت، فرهنگ و تمدني است که راه آنها را در مقابله با بيگانگان و دفاع از ارزش ها روشن کرده است.

در عصري که دنياپرستان تمام همت خود را براي هويت زدايي از ملت ها به کار گرفته اند، کار شما که هنرمندانه مردم را با هويت و گذشته پربار خويش و شخصيت هاي تاثيرگذار تاريخ سراسر افتخار خود آشنا مي کنيد ارزشمند و قابل تقدير است. گفتني است، «سريال نردباني بر آسمان» که به کارگرداني محمدحسين لطيفي و تهيه کنندگي محسن علي اکبري به همت سيما فيلم در 13 قسمت 45 دقيقه يي در حال توليد است حوادث دوران زندگي منجم و رياضيدان بزرگ ايراني غياث الدين جمشيد کاشاني را روايت مي کند.
مختار در مکه
فيلمبرداري مجموعه چهل قسمتي «مختارنامه» به کارگرداني داوود ميرباقري در شهرک سينمايي دفاع مقدس ادامه دارد.اين سريال به تهيه کنندگي محمود فلاح و در مرکز سيمافيلم تهيه و توليد مي شود.

ميرباقري مجموعه «مختارنامه» را در شهرک دفاع مقدس و بخش هايي از جنگ حروراء را با حضور فريبرز عرب نيا (در نقش مختار)، شهرام حقيقت دوست، رضا رويگري، مظفر مقدم و جمعي ديگر از بازيگران و هنروران فيلمبرداري مي کند. بنابر اعلام مديريت توليد اين مجموعه، گروه توليد طي هفته آينده در لوکيشن شهرک دفاع مقدس، فصل هاي مربوط به جنگ ها را به پايان رسانده و سپس به احمدآباد مستوفي مي روند.

گروه دکور و صحنه در احمدآباد مستوفي کاخ دارالعماره مکه را در ابعاد واقعي بنا کرده اند تا ادامه اين مجموعه در اين کاخ فيلمبرداري شود.

رضا کيانيان در نقش حاکم مکه احتمالاً طي دو هفته آينده با حضور در لوکيشن فوق جلوي دوربين «مختارنامه» خواهد رفت. فريبرز عرب نيا، جعفر دهقان و جمعي ديگر از بازيگران در کنار کيانيان ايفاي نقش خواهند کرد. فصل دارالعماره مکه در فيلمنامه مربوط به بعد از دستگيري مختار و حضورش در مکه مي شود.

تدوين اين مجموعه از مدت ها قبل آغاز شده و تا به حال حدود 15 قسمت نيز توسط مهدي حسيني وند تدوين شده است. البته تدوين اين پانزده قسمت هنوز تکميل نشده و هر قسمت هنوز نياز به برخي از تصاوير دارد.

«مختارنامه» در چهل قسمت 50 دقيقه يي، داستان زندگي و قيام مختار ابوعبيد ثقفي ملقب به ابواسحاق را روايت مي کند. شهرت مختار به دليل قيامي است که توسط وي پس از واقعه عاشورا براي خونخواهي از شهداي کربلا شکل مي گيرد. در اين مجموعه سه مقطع جواني، ميانسالي و پيري مختار را خواهيم ديد.

اين مجموعه به شيوه 35 ميلي متري و توسط عظيم جوانروح فيلمبرداري شده و از نيمه ارديبهشت 83 مقابل دوربين رفته است.
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 13:34  توسط مریم و نازی | 
 سلام با تبريك ولادت با سعادت بانوي دو عالم حضرت فاطمه (س) و روز زن خوب ديدم كه اين مطلب رو به همين بهانه امشب بگذارم :

 

جایگاه مادر در سینمای ایران/
عبور مادران سینمای ایران از قالب‌های محدود روزمره
شخصیت مادر در فیلم‌های سینمایی ایرانی سیری تدریجی از دوران سنتی به عصر مدرن داشته و حاصل این دوران گذار حضور زنانی مستقل در عرصه سینمای ایران است که گامی در سنت و گامی در مدرنیته دارند.
برای تحلیل کاراکترهای مادر در فیلم های سینمای ایران با توجه به سیری که جامعه در طی این سه دهه داشته و عواملی چون گذر از دوره‌های تاریخی، نشانه‌های ورود به عصر مدرنیته و بروز آن در مناسبات و روابط اجتماعی و طبعا آسیب شناسی رفتاری، این کاراکتر هم نمودی متفاوت در فیلم ها داشته و می‌توان رویکرد به این کاراکتر را واجد چند نقطه برجسته اساسی دانست.

مادر سنتی اولین و ابتدایی‌ترین تعریف و نمود مادر در فیلم های سینمایی این کاراکتر در سینمای ماست. مادری با ویژگی‌های صرف مادر بودن که جلوه‌های انسانی او در فداکاری صرف و بدون چشمداشت خلاصه می‌شود. مادری که مستقل نیست و وابستگی‌های مادی و سنتی است که او را به عنوان مرکز و هسته اصلی خانه و خانواده حفظ می‌کند.



به همین سادگی

این مادر با نگاهی ورای جنسیت به کلی منکر بخش زنانه مادر است و اگر در موقعیتی تضعیف شده چون از دست دادن شوهر، تنها ماندن و ... قرار می‌گیرد به احیاء خصوصیات زنانه خود نمی‌پردازد. این مادر اگر هم تنهاست ناشی از جدایی که کنشی سنت‌شکن تعبیر می‌شود، نیست. بلکه مطمئناً مرد او را ترک کرده و سنت هم حکم می‌کند او به امور فرزندانش برسد تا بالاخره سر و کله مرد نادم و پشیمان پیدا شود یا از زندان یا از گمراهی.مادر مدرن به نوعی نقطه مقابل مادر سنتی قرار می‌گیرد. مادری که محصول عصر مدرنیته است و دغدغه‌هایی ورای سیر کردن شکم فرزندان، خوشبختی و آسایش آنها دارد و مفهوم فداکاری برای او برابر با نفی هویت زنانه خود نیست. این مادر اگر هم دنباله رو جریانات سیاسی و پیشرو نباشد، به گونه‌ای دغدغه‌های ورای روزمره دارد و دستی بر نوشتن داشتن عام‌ترین نمود رفتاری اوست.

به علاوه درگیری های عاطفی این مادر به خصوص در موقعیت ترک شدگی که موقعیت آشنا برای مقطع مدرنیته است، به نوعی با دوگانگی او در ارجحیت وجوه مادرانه ـ زنانه همراه می شود و در نهایت آنچه برجسته می شود قدرت انتخابگری است که زن به خود اختصاص داده است.

مادر مستقل حد فاصل دو گونه قبلی مادر قرار می‌گیرد. مادری که به تعبیری یک گام در سنت و گامی دیگر در مدرنیته دارد. مادری که در عین بها دادن به مولفه‌های مادرانه خود و اهمیتی که برای حفظ کانون خانواده قائل است، با پشتوانه شخصیتی که می‌تواند برخاسته از استقلال مالی و اشتغال او به کار باشد، قادر به تحکیم قوانین خود در محدوده خانواده است. هر چند نصفه و نیمه و از همه مهمتر اگر هم وجوه زنانه خود را نفی می‌کند، این انکار از موضع قدرت و خودخواسته است نه موضع ضعف مادر سنتی.

"باشو، غریبه کوچک" بهرام بیضایی از نمونه‌های مادرانی است که می‌توان به نوعی مستقل و مدیون خصوصیات تیپیک خاص دانست که از دوران گذار می‌آید. مادری که در نبود مرد، خانه و بچه ها را اداره می‌کند. ولی قدرت تعیین کنندگی خاصی دارد که در پذیرش یک بچه غریبه نمود پیدا می‌کند. واکنش او به نگاه بسته و محدود اهالی روستا که حضور باشو را در اجتماع کوچک خود پذیرا نیستند و با آغاز پچپچه ها واکنش نشان می‌دهند، به نوعی کنشی است مستقل که از یک زن روستایی در موقعیت تنها ماندن که معمولاً قدرت انتخاب را از زن سلب می‌کند تأثیرگذار است.

"مادر" مرحوم علی حاتمی از گونه مادرهای سنتی است که دغدغه‌هایش هم کاملاً مطابق همین رویکرد است. مادری که دغدغه‌ای جز دور هم جمع بودن فرزندان، خوشبختی و عاقبت به خیری آنها ندارد. اما همین انگیزه به قدری قوی است که موقعیت خطیر او را در روزهای پایانی زندگی برجسته کرده و آنها را به کنشی نامتعارف وامی‌دارد که به نوعی سنت‌شکن و نشدنی هم هست.

دور هم جمع شدن فرزندانی که فاصله‌های شخصیتی عمیق با هم دارند و حضورشان در کنار هم تنها ناشی از خواسته و میل مادر است. اینگونه است که رفتاری برخاسته از سنت بدل به کنشی سنت شکنانه می‌شود و حضور پسر عرب هم به این وجه دامن می‌زند. مادری که پسری که شوهر در تبعید صاحبش شده را میان فرزندان خود جای می‌دهد و رفتاری که با او دارد به نوعی غیرسنتی است.

خون‌بازی"مسافران" بهرام بیضایی هم به نوعی متأثر از حضور و باور مادر سنتی است که این بار باور خود را به تأیید جمع می‌رساند و این تأثیر به قدری قوت پیدا می‌کند که حضور مردگان را واقعی جلوه می‌دهد. مادربزرگ این فیلم هر چند تفکرات و باورهای کهن و به نوعی ریشه‌دار در فرهنگی دارد که با زندگی ماشینی و عینی همخوانی ندارد، ولی همان خاستگاه اصیل و به نوعی ریشه‌دار است که ضامن عملی شدن باورهای ذهنی او می‌شود. این جایگاه خطیر جز از موضع مادر بودن او می‌تواند مفهوم پیدا کند؟

"شب یلدا" کیومرث پوراحمد را باید از حضورهای متفاوت مادر سنتی محسوب کرد. این بار با مادری سر و کار داریم که هر چند نگرانی‌هایش منحصر به فرزند و زندگی اوست، ولی وقتی با حضورش در کنار او نمی‌تواند چیزی را عوض کند و در واقع او را از انزوا خارج کند، به کما می‌رود. با کما رفتن مادر است که حامد از پیله خودخواسته خارج می‌شود تا به تنهایی و آثار مخرب آن پایان دهد و روشنایی و عشق را به زندگی خود دوباره فراخواند.

"لیلا" داریوش مهرجویی را می‌توان تنها مادری نامید که بدون توانایی مادر شدن، شایسته قرار گرفتن در فهرست مادران نمونه سینمای ایران است. مادری مستقل و به نوعی مدرن که با آگاهی از قطعیت مادرنشدن خود، برای پدر شدن همسرش و صاحب فرزند شدن او به خواستگاری می‌رود. زنی که گره خودآزاری او زخمی از عصر مدرنیته است، ولی با پاسداشت فرزند و مقام مادرانگی به گونه‌ای سرسلسله همه مادران سینمای ایران قرار می‌گیرد.

"بانوی اردیبهشت" رخشان بنی‌اعتماد تصویرگر مادر مستقل دوره مدرن است. مادری که جامعه و مردم قصد خط بطلان کشیدن بر ویژگی‌ها و حقوق زنانه‌اش را دارند. اما او یاد می‌گیرد چطور خود و زن بودن را در کنار مادر بودن باور کند و به دیگران هم بقبولاند. مادری که با ترک شدن از سوی همسر رابطه عاطفی جدیدی را تجربه می‌کند و مشغله‌ای دارد که او را فراتر از روزمره و خانه به تلاش وامی‌دارد. او پسر نوجوانی دارد که به نمایندگی از جامعه سنتی او را فقط یک مادر می‌خواهد و ... نمادین‌ترین کنش فروغ در انتهای فیلم این است که پشت تلفن خود را معرفی می‌کند (من فروغ هستم).

"زیر پوست شهر" رخشان بنی‌اعتماد نمونه تمام و کمال زن مستقل است. زنی که با استقلال شغلی گامی در سنت و گامی در مدرنیته دارد و دغدغه او تنها دور هم جمع کردن افراد خانواده در کنار هم خلاصه می‌شود. مادری که دغدغه‌های سیاسی، عاطفی و مالی مردان اطرافش در مقابل تلاش او برای بقا خانواده رنگ می‌بازد. زنی که می‌تواند از سر قدرت به مردش نه بگوید، مادری که دلسوز است اما نه محض و نه با معیارهای در دسترس ... یادتان است چگونه دختر حامله کتک خورده‌اش را به خانه شوهر بازگرداند؟

"گیلانه" رخشان بنی‌اعتماد نمونه تمام و کمال مادر سنتی است. مادری که فیلم فقط بر جلوه‌های فداکارانه وی متمرکز می شود. مادری که در عین ناتوانی پسرش اسماعیل، دل به ازدواج او بسته و در اوج ناامیدی روزنه‌ای بسته پیدا می کند. پیدا شدن زن شهیدی که هر سال برای زیارت مزار همسر شهیدش به آن روستا می‌آید، بیش از هر چیز تصویر رویای ذهنی اوست تا یک واقعیت عینی و همان روزنه بسته!

"مهمان مامان" داریوش مهرجویی را باید مهمانی برای برجسته شدن یک مادر سنتی قلمداد کرد. مادری که بدون آنکه قدرت تعیین کنندگی خاصی داشته باشد، به نوعی شکست خورده می‌خواهد بر همه چیز و همه کس تأثیر بگذارد. اما واقعیت این است که بر افراد خانواده و همسایه هایش هم نتوانسته تأثیر بگذارد. مادری که بزرگترین انگیزه‌اش غذای خوب دادن به مهمان‌هاست.

"میم مثل مادر" مرحوم رسول ملاقلی‌پور به نوعی رویکردی سنتی دارد به مادر امروز. هر چند فیلم سعی دارد وجوه زنانه مادر را هم در این گونه مادر سنتی به نوعی لحاظ کند و درگیری‌های ذهنی او را به تصویر بکشد، اما کاراکتر سپیده بسيار زيبا و توانا و قوي مادر بودن و مادر ماندن را نشان داد.

میم مثل مادر

"خون بازی" رخشان بنی‌اعتماد هر چند تصویری از یک مادر مدرن، تک افتاده، درگیر با مناسبات روز جامعه است که درگیری عاطفی دارد و بار اعتیاد دختر جوانش را هم به دوش می‌کشد، ولی به نظر می‌آید رویکرد مدرن به مادر سنتی در این فیلم موجب شده به نوعی شاهد حضور همان مادر سنتی این بار بر بستر مخرب اعتیاد باشیم که نیاز فرزندش را فراهم می‌کند، حتی به بهایی جبران ناپذیر.

"به همین سادگی" رضا میرکریمی را می‌توان تصویری تمام و کمال از مادر درگیر در قالب سنتی دانست که محدودیت‌های قالب کلیشه‌ای خود را برنمی‌تابد و هوای پرواز در سر دارد. جذابیت طاهره و آنچه او را در این محدوده سمپات‌تر از هر مادر سنتی جلوه می‌دهد، این است که هوای تازه‌ای که او می‌طلبد به مرزهای ممنوع و غیر اخلاقی تعبیر نشده است.

اینجاست که مخاطب به فراخور ذهنیت خود می‌تواند از تردید و حال بد طاهره تعبیری کند و در عین حال به تقدس و جایگاه و مقام مادرانه او لطمه‌ای وارد نشود. مادری که امروز در مناسبات جامعه مدرن به نوعی ارتباطش با بچه‌ها، شوهر و افراد جامعه قطع شده و می‌خواهد فراتر از تصویر محدود شونده خود حرکتی کند که ... نمی‌داند چیست!

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:17  توسط مریم و نازی | 
ترش و شیرین فرهنگ و هنر
عکس لو رفته، اعتراض نویسنده، نمایش فیلم ساخته نشده در جشنواره، شیطنت در گویندگی، هشدار به بازیگر و ... مهمترین ترش و شیرین فرهنگ و هنر در هفته گذشته را به خود اختصاص دادند.

 جدیدترین فیلم سعید سهیلی به واسطه موقعیت دو شخصیت محوری که دوقلوهای به هم چسبیده با عقاید و افکار متضادند، فیلمی کنجکاوی‌برانگیز و جنجالی شده است. عکس‌های فیلم که تا هفته گذشته در رسانه‌ها منتشر شده نشان می‌دهد جواد رضویان و رضا شفیعی‌جم در نقش این برادران دوقلوی از کتف به هم چسبیده بامزه ظاهر شده‌اند.

اما یک اشتباه و شاید هم عمد باعث شد غافلگیری که فیلم می‌توانست در اکران برای مخاطب خود داشته باشد، با انتشار یک عکس به نوعی لو برود. آخرین عکس منتشر شده از فیلم نشان می‌دهد برادران دوقلو از هم جدا و مراسم ازدواجشان برگزار می‌شود و احتمالا کشف این ماجرا در نمایش عمومی می‌توانست جذابیتی بیشتر و فراگیرتر برای مخاطب داشته باشد.



عکس لو رفته "چارچنگولی"

* مصطفی مستور به استفاده بدون اجازه از آثارش در تئاتر، فیلم و اینترنت اعتراض کرد و آن را بی‌توجهی به حقوق نویسنده دانست. وی با اشاره به اجرای نمایشنامه "دویدن در میدان تاریک مین" در قم و لنگرود، قرار گرفتن دو کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" و "چند روایت معتبر" روی اینترنت و ساخت دو فیلم در سال گذشته با تکیه بر محتوای کتاب‌هایش اعتراض کرد.

* علیرضا نادری نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر که به علت بیماری قلبی در بیمارستان بستری شده، هفته گذشته تحت عمل جراحی قرار گرفت و حال او پس از عمل مناسب گزارش شده است. فردوس حاجیان درباره او نوشته است: دیالوگ‌نویسی او در مجموعه "میوه ممنوعه" آغاز یک حرکت جدید در تولیدات تلویزیونی پس از انقلاب است. او به رئالیسم انتقادی عشق می‌ورزد.

* نمایش یک پروژه سینمایی تاریخی که هنوز در مرحله فیلمنامه است و برای دریافت پروانه ساخت ارائه شده در جشنواره فجر قطعی شده است! تهیه‌کننده فیلم "حضرت ابوطالب (ع)" گفته: به محض دریافت پروانه ساخت مرحله تولید فیلم آغاز می‌شود و با همت جمعی عوامل آن را برای پخش در جشنواره فجر آماده خواهیم کرد.

محسن علی‌اکبری درباره شرایط فعلی فیلمنامه نیز افزوده است: هم‌اکنون با همکاری طاهره صفارزاده دیالوگ‌نویسی این اثر با استفاده از فیلمنامه احمدرضا گرشاسبی در حال انجام است. فیلمبرداری در ایران، سوریه و مصر انجام می‌شود و در حال مذاکره با بازیگران مصری برای حضور در این فیلم هستیم. اما حضور بازیگران ایرانی هنوز به جمع‌بندی نهایی نرسیده است.

* یک گوینده رادیو و تلویزیون معتقد است می‌توان در گویندگی همراه با شیطنت و شور جوانی زبان فاخر را نیز حفظ کرد. ژاله صادقیان گفت: در برخی برنامه‌های رادیو جوان و جنگ‌های طنز شبکه سراسری نوعی طرز صحبت وجود دارد که بوی ادب و فرهنگ ایرانی نمی‌دهد. هر چند زبان پویایی دارد، اما زبان فاخر لزوماً زبانی نیست که مخاطب نتواند با آن ارتباط برقرار کند.

* نیوشا ضیغمی که "تلافی" و "قرنطینه" را بر اکران سینماها دارد به شدت از کلیشه شدن پرهیز می‌کند. این بازیگر  گفته است: بازی در "قرنطینه" را به دلیل تضاد گریم کاراکترم پذیرفتم و از این تضاد ظاهری نترسیدم. دوست داشتم اگر در ذهن مخاطب قالبی از من شکل گرفته با این تمهید شکسته شود. الان هم اگر قرار باشد پیشنهاد مشابه داشته باشم، حاضرم آن را تجربه کنم.

* یک بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر گفته به خاطر پرکاری‌هایش به او هشدار داده‌اند. ثریا قاسمی که مجموعه "سرنوشت" را روی آنتن داشت گفت: اخیراً چند دوست مطبوعاتی از من انتقاد کرده و هشدار داده‌اند در انتخاب قصه و کارگردان دقت بیشتر داشته باشم و توانایی و انرژی‌ام را به سادگی در اختیار کارهایی که درخور من نیستند نگذارم که بسیار سپاسگزارشان هستم.

* فرج‌الله سلحشور نویسنده و کارگردان مجموعه "یوسف پیامبر (ع)" درباره انتخاب بازیگران به مواردی جالب اشاره کرده و گفته است: ما بازیگرانی را انتخاب کردیم که با مسائل اعتقادی بیگانه نیستند. مثلاً وقتی به یکی از بازیگران می‌گفتم تصور کن با آقا امام زمان مواجه می‌شوی، همین یک جمله کافی بود تا بازیگر کل حس را بگیرد و انتقال دهد.

سلحشور در ادامه به برخی کارگردانان انتقاد کرده و گفته: دیده‌ام برخی کارگردانان به بازیگری که نقش زائر یک امامزاده را بازی می‌کند، می‌گویند فرض کن رسیدی به نامزدت و با نامزدت داری حرف می‌زنی! این کارگردان اینقدر درک ندارد که بفهمد نامزد با امامزاده فرق می‌کند.

* مهدی فخیم‌زاده درباره شرایط حاکم بر شورای عالی تهیه‌کنندگان حرف‌هایی خاص زده و گفته است: اتحادیه تهیه‌کنندگان، مجمع فیلمسازان و کانون کارگردانان هر کدام نگاه خاص خود را به سینما دارند و شرایطی برای کار خود تعریف می‌‌کنند. به هر حال در شورای عالی تهیه‌کنندگان همه گرد هم آمده‌اند، گرچه هنوز به تفاهم کامل نرسیده‌اند. شرایط شبیه صلح مسلحانه است.

* مجموعه فاخر "خط شکن" که تا پیش از این اعتراض نویسنده را به همراه داشت تا با نامه نگاری‌های متعدد بالاخره موفق شود نام خود را از تیتراژ کار حدف کند،‌ هفته گذشته اعتراض کارگردان را نیز به همراه داشت. پس از حدف نام سعید دولتخانی از نویسندگی کار، مسعود تکاور کارگران نیز از این پروژه کنار گذاشته شد.

این برکناری از سوی تهیه‌کننده کار صورت گرفته و تکاور از نظارت بر تدوین مجموعه کنار گذاشته شده است. او در جدیدترین اظهار نظرات خود گفته "خط شکن"‌ از این مرحله به بعد متعلق به او نیست. سعید منتظر‌المهدی تهیه‌کننده این مجموعه است.



قاسمی هشدار پرکاری گرفته است

* امیر غفارمنش بازیگر مجموعه "آرزوهای شیرین" معتقد است صحنه‌‌ای عاطفی در تلویزیون ایران گم شده است: ما هنوز مشکل آموزش عاطفی داریم. چارچوب صدا و سیما طوری طراحی شده که نمی‌توانیم بعضی صحنه‌ها را به تصویر بکشیم و هنوز یک دیالوگ که نشان بدهد کسی دیگری را دوست دارد، نداریم. باید نشان دادن احساسات را از طریق کلام بیشتر کنیم.

* شنیده‌ها از برنامه‌های زنده رادیو و تلویزیون حاکی از آن است که کمیت اینگونه برنامه‌ها کاهش خواهد یافت. پخش برنامه‌های انتقادی و اغلب پرحاشیه از یک شبکه رادیویی در ماههای اخیر به این حاشیه دامن زده و طبق دستور مسئولان رسانه ملی برخی برنامه‌های زنده به زودی تولیدی روی آنتن می‌روند. برنامه طنز "جمعه ایرانی" نیز از مدت‌ها قبل ضبط شده پخش می‌شود.

* علی رفیعی هم به جمع فیلمسازانی پیوست که آغاز پروژه جدیدشان طلسم شده است. پروژه "راز" که دی‌ماه 85 به تهیه‌کنندگی محمدرضا تختکشیان پروانه ساخت گرفته و قرار بود رضا کیانیان در آن بازی کند، با توجه به پیش‌تولید سه هفته‌ای در فروردین بالاخره منتقی شد. رفیعی که تازه به ایران بازگشته مهرماه نمایش "شکار روباه" را در تالار وحدت به صحنه می‌برد.

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 23:15  توسط مریم و نازی | 
آخرین گزارش و اخبار درباره فیلم تازه اصغر فرهادی


«در باره الي..» در شمال كليد خورد

 

 

اصغر فرهادي پس از فيلم تحسين شده و پر فروش « چهار شنبه سوري» بيشتر وقت خود را صرف نگارش فيلمنامه كرد كه ما حصل آن فيلمنامه هاي «كنعان»، «دايره زنگي» بود كه به ترتيب توسط ماني حقيقي و پرسيا بخت آور به تصوير در آمدند.او در اين ميان براي مسعود كيميايي هم سيناپس فيلم نوشت « محاكمه در خيابان» را هم نوشت و در عين حال سرگرم تكميل و نگارش فيلمنامه چهارمين اثر سينمايي اش با نام «درباره الي...» نيز بود. فيلمي كه او اين روزها در شمال كشور مشغول فيلمبرداري آن است.او در اين فيلم براي سومين بار با ترانه عليدوستي و ماني حقيقي همكاري مي كند. ترانه كه به مانند دوكار قبلي بازيگر فيلم است ؛ اما ماني حقيقي كه دو همكاري قبلي اش با فرهادي به عنوان فيلمنامه نويس بود در اين پروژه در مقام بازيگر در فيلم اين كارگردان حاضر شده است.در فيلم« درباره الي...» علاوه برحقيقي يك فيلمنامه نويس ديگر هم بازي دارد و او پيمان معادي است كه نگارش فيلمنامه هايي چون «آواز قو»، «عطش»،«كافه ستاره»و... را در كارنامه خود دارد. گلشيفته فراهاني،ترانه علیدوستی  شهاب حسيني، مريلا زارعي، رعنا آزادي ور، احمد مهرانفر و صابرابر بازيگراني هستند كه همراه با فرزين صابربهلولي، متين فتورچي،آينار آناهيد و فاطمه شور مج بازيگران خردسال در اين فيلم به ايفاي نقش مي پردازند. فرهادي در چهارمين اثر سينمايي خود به روايت زندگي چند خانواده پرداخته كه براي گذراندن تعطيلاتي سه روزه به شمال كشور سفر كرده اند. فرهادي علاوه برنگارش و كارگرداني تهيه كنندگي كار هم برعهده دارد و موسسه فرهنگي و هنري سيماي مهر به همراه سيد محمود رضوي به عنوان سرمايه گذار در امر تهيه او را همراهي مي كنند. مدير فيلمبرداري:حسين جعفريان،مدير صدابرداري:حسن زاهدي، طراح گريم:مهردادميركياني، مدير توليد:محمد صادق آذين، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز:حميد رضا قرباني، دستيار دوم:احسان بيگلري، منشي صحنه: مريم نراقي، عكاس: سياوش نقشبندي ديگر عوامل توليد اين اثر هستند

اولین عکس‌های «درباره الی»

گلشیفته فراهانی و اصغر فرهادی پشت صحنه فیلم درباره الی   گلشیفته فراهانی و ترانه علیدوستی در فیلم درباره الی 

  ترانه علیدوستی در فیلم درباره الیگلشیفته فراهانی در فیلم درباره الی 

  صابر ابر در فیلم درباره الی   اصغر فرهادی در پشت صحنه  فیلم درباره الی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:40  توسط مریم و نازی | 

 

خبر دستمزد 70 ميليون توماني ستاره سينماي ايران خبرساز شد:
داود رشيدي: «بايد بگويم اين بازيگر خيلي دور برداشته و كارش غلط است.»
داود رشيدي: «بايد بگويم اين بازيگر خيلي دور برداشته و كارش غلط است.»


سينماي ما- رئيس انجمن بازيگران سينماي ايران نسبت به اخباري كه درباره طرح طبقه‌بندي دستمزد بازيگران و ماجراي دستمزد 70 ميليوني يك بازيگر سينما منتشر شده، واكنش نشان داد.داود رشيدي درباره اظهارنظر مدير شبكه دوم سيما در مورد طرح سازمان صداوسيما براي طبقه‌بندي سطح توان حرفه‌اي و دستمزد بازيگران در سيما و تأثير آن بر وضعيت كلي بازيگران سينما و سيما، گفت: اگر چنين طرحي به مرحله اجرا برسد من فكر نمي‌كنم دستمزد بازيگران سينما هم بر اساس آن دستخوش تغيير شود.
وي افزود: البته بايد ديد كه چه كسي اين طبقه‌بندي را انجام مي‌دهد؟ اگر اين كار توسط كارشناسان انجام شود، اهميت بيشتري مي‌يابد چرا كه ديدگاه اين گروه، مسائل زيادي را مثل سابقه، تحصيلات، استعداد و يا محبوبيت بين مردم شامل مي‌شود. بنابراين، براي ارزيابي در طرح طبقه‌بندي دستمزد بازيگران، اين كه فعاليت بازيگران با چه نمره‌اي تاييد مي‌شود و چه كساني آنها را تأييد مي‌كنند، مهم است.
اين بازيگر در گفت‌وگو افزود: در وهله بعد، نقش اهميت مي‌يابد. اين كه تعيين كنند مثلا داود رشيدي صد تومان بگيرد، بايد ببينند براي چه نقشي اين دستمزد بايد تعلق بگيرد؟ شايد ايفاي يك نقش براي يك بازيگر، خيلي وقت بگيرد و مثلا يك ماه و نيم و يا دو ماه براي فيلم و تله‌فيلم و يا شش ماه براي سريال وقت بگذارد يا در همين زمان نقش زياد يا كمي داشته باشد. مثلا سه روز يا شش ماه كار داشته باشد. بديهي است كه طبقه‌بندي بر اساس اين شرايط تغيير مي‌كند.
رئيس انجمن بازيگران سينماي ايران گفت: صحبت‌كردن درباره چنين طرحي آسان است اما تنظيم كردن آن كار خيلي سختي به‌نظر مي‌رسد و خيلي مسائل است كه با رياضي هم نمي‌توان آنها را حل كرد.
رشيدي گفت: البته در طرحي كه آقاي فرجي در گفت‌وگوي خود به آن اشاره كرده، فكر مي‌كنم درحقيقت منظور قراردادي است كه تلويزيون با يك تهيه‌كننده منعقد مي‌كند و بودجه‌اي را به تهيه‌كننده مي‌دهد و تهيه كننده، بر اساس آن پولي كه در اختيار دارد از هنرپيشه‌ها استفاده مي‌كند كه نهايتا هم همه بايد به تاييد تلويزيون رسيده باشند كه تا به حال هم همينطور بوده است كه بازيگر براي ايفاي يك نقش، براي يك مدت با تهيه‌كننده به توافق مي‌رسد يا نمي‌رسد.
رئيس انجمن بازيگران سينماي ايران، همچنين درمورد شايعات منتشره درخصوص طرح دستمزد 70 ميليون توماني يك بازيگر براي يك پروژه ، گفت: اگر بالابردن دستمزد اين بازيگر با اين رقم صحت داشته باشد، بايد بگويم اين بازيگر خيلي دور برداشته و كارش غلط است. البته من شك دارم كه چنين چيزي صحت داشته باشد. شايد سنگي انداخته يا مثلا نخواسته كه نقشي را بازي كند و اين رقم را مطرح كرده اما فكر نمي‌كنم سينماي ما اين قابليت را داشته باشد كه اين قدر پول به يك بازيگر بدهد زيرا هفتاد ميليون تومان نصف بودجه يك فيلم است و اگر هم اين بازيگر جوان چنين درخواستي كرده، كار اشتباهي را مرتكب شده است. 
«مهدي فرجي» مدير شبكه دوم سيما اخيرا از تصميم سازمان صداوسيما براي ساماندهي، شناسايي و طبقه‌بندي بازيگران تلويزيون از طريق تعيين سطح توان حرفه‌اي و تعيين سطح دستمزد آنان در حوزه‌ سيما خبر داده است.

پاسخي به داود رشيدي
يادداشت امير قادري درباره مسئله دستمزد بالاي گلزار: وقتي مي‌ارزد، چرا نگيرد؟

يادداشت امير قادري درباره مسئله دستمزد بالاي گلزار: وقتي مي‌ارزد، چرا نگيرد؟



سينماي ما - امير قادري:  اين آقايي كه درخواست دستمزد بالايي براي بازي در يك فيلم كرده و استادان قديمي و هنرمندان تازه از راه رسيده را آشفته كرده، ظاهرا محمدرضا گلزار است. او براي بازي در فيلم جديدش هفتاد ميليون تومان دستمزد خواسته و همين باعث بروز واكنش‌ها و حرف و حديث‌هايي در فضاي صنفي و حتي عمومي سينماي ايران شده است. داود رشيدي هم به عنوان يك هنرمند پيشكسوت، اظهار نظر كرده و گفته چنين كاري، اگر واقعا اتفاق افتاده باشد، غلط است و كسي كه چنين كاري كرده، خيلي دور برداشته است. كاري به محمدرضا گلزار ندارم. فقط نمي‌دانم چنين پيشنهادي از طرف او يا هر بازيگر ديگري به يك تهيه كننده، چه اشكالي مي‌تواند داشته باشد. او به عنوان يك ستاره، بازاري دارد و گيشه‌اي، و به پشتوانه‌ مردمي كه براي ديدن‌اش بليت مي‌خرند، قدرت و نفوذي يافته است و حالا دارد از اين قدرت استفاده مي‌كند. اين پيشنهاد در شرايطي ضايع و اغراق‌آميز مي‌بود كه چنين اتفاقي از طريق مسيرها و كانال‌هاي ديگري مي‌افتاد. مثلا اين كه ستاره مورد نظر، قدرت و قوت‌اش را از رانت‌هاي غير قانوني مي‌گرفت؛ از امتيازهايي، فراتر از نظر و خواست تماشاگران‌اش. اما او فعلا دارد از قدرتي كه تماشاگر و مخاطب به او داده استفاده مي‌كند و مي‌داند كه حضور او، چه درامدي براي تهيه‌كنندگان خواهد ساخت. حتي اگر او بخواهد هنرپيشه نقش مقابل‌اش را انتخاب كند، يا حتي كارگردان‌ فيلم‌اش را، باز مجاز است. حداكثر اين كه به نظر تهيه كننده، او اين قدر نمي‌ارزد، پس باهاش قرارداد نمي‌بندد. اما اگر مي‌تواند پولي برگرداند، چرا خودش در آن شريك نباشد؟ اين طبقه‌بندي در ميزان دستمزد بازيگرها و بخش بخش كردن‌شان، يعني چي؟ اصلا نمي‌فهمم. هر كسي هر قدر مي‌ارزد، بازار هم همان قدر براي او ارزش قائل مي‌شود. اين كه بخواهيم مكانيزم ديگري به كل ماجرا تحميل كنيم، از اهرم‌هاي قدرتي خارج از رابطه گيشه و بازيگر استفاده كنيم، همه چيز را غير واقعي مي‌كند. بعد اوضاع به هم مي‌ريزد. جعلي و دروغكي از آب درمي‌آيد.

 

 

 



+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 17:56  توسط مریم و نازی | 
 
 
 
 
"هاچ زنبور عسل" یا "سنتوری"؟
 
 
مساله این است!

عصرایران- اگر فیلم "سنتوری" را ندیده باشید و خبر توقیف آن را بشنوید، به گمان قوی، گمان خواهید برد که در این فیلم، جنایتی عظیم علیه جامعه یا نظام سیاسی آن نهفته است که اکران آن، به چالش افتاده و سرانجام، پیش از آنکه بر پرده سینماها به نمایش درآید، از بازار قاچاق سی دی سر در آورده است.

اما واقعیت، چیز دیگری است. "سنتوری" شاید شیطنت هایی نیز داشته باشد - که می توانست نداشته باشد - مثل عبا پوشیدن هنرپیشه اصلی فیلم که اساسا نیازی بدان وجود نداشت، اما بازتابی است از "تلخی های واقعی جامعه" ولو آنکه گروهی این واقعیت ها را انکار کنند یا آنکه بر این باور باشند که مهرجویی در فیلم خود، بیش از حد مبالغه کرده است.

جامعه امروزین ایران، برغم روشنی هایی که دارد- و این فیلم از آنها کمتر سراغ می گیرد- در بطن و ظاهر خود، از مصائبی رنج می برد که "سنتوری" به بازگو کردن آنها- ولو عریان و خشن- می پردازد.

البته، این گونه روایت کردن، در سینمای ما که آثارش غالبا یا مدح و شعار است و یا بی خاصیت و بی محتوا، قطعا با چالش مواجه می شود.

مروری بر آثار سینمای سالهای گذشته و اخیر، موید این مدعاست و در این بین، تفاوتی ندارد که خالق اثر که باشد، از ابراهیم حاتمی کیا رزمنده دیروز و فیلمساز امروز گرفته تا داریوش مهرجویی روشنفکر.
مهم این است که "موج مرده" ساخته نشود و "سنتوری" نیز؛ فیلم که نباید حرف بزند، نباید که بتپد، نباید که اندیشه ای را به تکاپو وادارد، نباید که تلنگر بزند، نباید که فریاد بکشد، نباید که ...؛ فیلم باید فقط سرگرم کننده باشد و ای بسا بتواند تماشاگران را بخنداند ؛ چنین فیلم هایی، هرگز پشت تهیه کنندگانشان را نمی لرزانند که مبادا توقیف شوند، مبادا سانسور شوند، مبادا حتی بعد از مجوز اکران، جلوی نمایشش را بگیرند، مبادا حتی در وسط نمایش، آن را از پرده پایین بکشند، مبادا ... .

واقعیت این است که مردم، به ویژه جوانان - افرادی مثل علی سنتوری و همسرش- هرگز زیاده طلب نیستند ولی از جامعه و مدیرانش انتظار دارند که درک شان کنند و آنها را در چنبره خشک مقدس بازی ها فنا نسازند.

علی سنتوری، در خانواده ای بزرگ شده است بسیار متمول و در عین حال بسیار مذهبی.
مادر او، از آن "حاج خانم" هایی است که منزل شان، محفل قرآن و جلسات دینی است ولی همین مادر مومنه، چنان عرصه را بر فرزندانش تنگ می کند که در نهایت فرزندش "علی" که عاشق موسیقی است از آنجا رانده می شود و جالب اینکه مادر در بیرون راندن فرزند، خود را مقصر نمی داند: "من فقط به او گفتم یا این خانه یا آن سنتور!"

راستی مگر کم هستند افرادی که از دین و ایمان بیزار شده اند فقط به دلیل محدودیت ها و فشارهایی که "دین ظاهران" به نام دین بر آنها تحمیل کرده اند؟

"سنتوری" بی آنکه در دام شعار بیفتد، فریادی است علیه کسانی که دین را در تاروپود خود تنیده عقاید شخصی و ای بسا عقده های خویش جستجو و بدتر از آن بر دیگران تحمیل می کنند و حال آنکه دین واقعی، همانند همان آوای زیبای سنتور است که در فضای جان پراکنده می شود و آن را نوازش می کند.

سنتوری، حکایت جامعه ای است که در آن شعر، موسیقی، عشق، معنویت، حرکت و هنوز لبخند، جاری است و این را می توان در صمیمیت روحانی ای که علی سنتوری و نامزدش را به عقد هم در می آورد، به زیبایی و سادگی دید ولی "خشک مقدس" هایی مثل مادر علی سنتوری و افرادی که نوشدارو بعد مرگ سهراب می آورند، مثل پدر علی سنتوری، همه چیز را خراب می کنند هر چند که در نهایت، هستند افرادی که اهل درک و درد هستند مثل پزشک معالج علی سنتوری و این، یعنی امید، هنوز زنده است، هر چند علی سنتوری، ماندن در آسایشگاه روانی را بر بازگشت به جامعه ای که همه آنها ادعای دین و سلامت دارند، ترجیح بدهد و چه پیام سهمگینی در این بخش از ماجرا نهفته است!

"سنتوری" اینک در قتلگاه قاچاق سی دی، گرفتار آمده است و روز به روز نحیف تر و ضعیف تر می شود. ای کاش پس از توقیف پرماجرا و "سانسور"ی که معاون سینمایی ارشاد "پالایش"ش می خواند، لااقل اجازه دهند سنتوری در لیست اکران نوروزی قرار گیرد تا هم پاسخی به قاچاقچیان فیلم داده شود و هم سنتوری پیش از این آسیب نبیند.

گویا بسیاری از آقایان ترجیح می دهند ذائقه فرهنگی مردم به "هاچ رنبور عسل" و آثار بی خاصیت- که وزیر ارشاد آنها را "مباح" می خواند- عادت کند تا آثاری که حرفی، ولو تلخ، برای گفتن داشته باشند و این خطر کمی برای اندیشه های یک جامعه نیست.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 18:6  توسط مریم و نازی | 

 

 بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر

 سفره رنگین سینمای ایران در جشنواره فجر

بررسی کوتاه فهرست رنگین فیلم‌ها و فیلمسازانی که به دلایل مختلف پیگیران سینما در انتظار جدیدترین آثار آنها هستند، رسم هر سال جشنواره فیلم فجر است. با این امید که درصد بیشتری از آنها در حد و اندازه انتظارات ایجاد شده ظاهر شوند.

فیلم‌هایی که به واسطه سابقه فیلمسازان طبعاً انتظارهایی خاص ایجاد می‌کنند و حضور آنها می‌تواند باعث رونق جشنواره فیلم فجر شود. هر سال قبل از آغاز جشنواره فهرست بزرگانی که در جشنواره با آثارشان حضور دارند، ارائه می‌شود و معمولاً هر سال هم کمتر از انتظار ظاهر می‌شوند.

با چنین پیشزمینه‌ای امسال هم به بررسی کوتاه این فهرست رنگین فیلم‌ها و فیلمسازانی می‌پردازیم که به دلایل مختلف پیگیران سینما در انتظار جدیدترین اثر آنها هستند. با این امید که در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر درصد بیشتری از آنها در حد و اندازه انتظارات ایجاد شده ظاهر شوند.

"خاک آشنا" چهارمین فیلم بهمن فرمان‌آرا در سینمای پس از انقلاب است. فرمان‌آرا که در سینمای قبل از انقلاب فیلم‌هایی چون "شازده احتجاب" و "سایه‌های بلند باد" را در کارنامه دارد، سال 78 با فیلم "بوی کافور، عطر یاس" به دوره جدید سینمای ایران پیوست و خود نقش اول فیلم را ایفا کرد.



آواز گنجشک‌ها

فیلمی با مضمون همجواری مرگ و زندگی که تلخی و گزندگی مضمون، کارگردانی حرفه‌ای و حضور موفق بازیگران حرفه‌ای در نقش‌های کوتاه اما خاص فیلم، انتظارها برای کار بعدی او "خانه‌ای روی آب" را بالا برد. فیلمی که در آن نقاط سیاه اجتماع در کنار تلفیق خطوط واقعی و ماورایی آن را بدل به اثری خاص کرد. "یک بوس کوچولو" فیلم بعدی فرمان‌آرا بود که باز هم مرگ را محور اصلی خود قرار داده بود. این پیشینه توقعات برای دیدن "خاک آشنا" را بالا می‌برد.

"خاک آشنا" داستان نامدار، نقاش و هنرمندی است که در گریز از هیاهوی مرکز به روستایی در کردستان پناه برده و سال‌هاست آنجا به خلق آثار خود مشغول است. رضا کیانیان، بابک حمیدیان، مریم بوبانی، بیتا فرهی، رویا نونهالی، نیکو خردمند، هدایت هاشمی و رعنا آزادی‌ور در فیلم نقش‌آفرینی کرده‌اند.

"آواز گنجشک‌ها" هفتمین سینمایی مجید مجیدی است. فیلمساز / بازیگری که با "بدوک" و "پدر" خوش درخشید و با "بچه‌های آسمان" و "رنگ خدا" مرزهای جهانی را پیمود و توانست چهره‌ای جدید از سینمای ایران به جهان معرفی کند. "بچه‌های آسمان" تنها فیلم ایرانی بود که به فهرست پنج فیلم نامزد اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان هم راه پیدا کرد.

"باران" و "بید مجنون" دو فیلم بعدی مجیدی هستند که مضامینی همچون عشق مادی و معنوی را با تکیه بر جهان‌بینی فیلمساز و نگاه نمادین او محور کار قرار دادند. "آواز گنجشک‌ها" درباره یک کارگر مزرعه شترمرغ است که به دلایلی از کار اخراج می‌شود و برای پیدا کردن کاری دیگر به تهران می‌رود. در این فیلم رضا ناجی، کامران دهقان، حامد آغازی، پویا صالحی، محمدرضا شیخی، شبنم اخلاقی و نشاط نظری به ایفای نقش می‌پردازند.

"همیشه پای یک زن در میان است" یازدهمین فیلم کمال تبریزی است. کارگردانی که آثاری نمونه‌وار چون "لیلی با من است"، "مارمولک"، "گاهی به آسمان نگاه کن" و فیلم‌هایی سفارشی مانند "فرش باد"، "یک تکه نان" و ... را در پرونده دارد. تبریزی کارگردانی است که هر گاه به خواست خود سراغ مضامین حساس و جسورانه رفته، فیلمی موفق در کارنامه ثبت کرده است.

ضمنا کمدی حیطه‌ای است که او به خوبی می‌تواند توانایی‌های بالقوه خود را در آن به منصه ظهور بگذارد و در نهایت یک فیلم جنجالی بسازد. "همیشه ..." بر اساس داستان‌های کوتاه کتابی به همین نام از سیدمهدی شجاعی توسط رضا مقصودی نوشته شده و در آن بازیگرانی چون رضا کیانیان، مهران مدیری، حبیب رضایی، گلشیفته فراهانی، آهو خردمند و اسماعیل خلج بازی کرده‌اند.

"شب" و "هر شب، تنهایی" ساخته رسول صدرعاملی، قسمت‌های اول و دوم مجموعه "شهری که دوستش می‌دارم" هستند. صدرعاملی که سه‌گانه "دختری با کفش‌های کتانی"، "من ترانه 15 سال دارم" و "دیشب باباتو دیدم آیدا" را در کارنامه دارد با ساخت ملودرام "پائیزان" کار خود را آغاز کرد و فیلم‌هایی همچون "گل‌های داوودی" و "قربانی" را در کارنامه دارد.

نشانه رفتن بیواسطه مسائل دختران نوجوان در اجتماع روز و باورپذیری موقعیت‌های طراحی شده، انتظارات از دو فیلم جدید صدرعاملی را بالا می‌برد. "هر شب، تنهایی" با بازی لیلا حاتمی و حامد بهداد درباره سفر زوجی جوانی به مشهد مقدس است. اپیزود اول این مجموعه "شب" با بازی امین حیایی، عزت‌الله انتظامی و خسرو شکیبایی هم درباره زائرانی است که به زیارت امام هشتم (ع) مشرف می‌شوند.

"به همین سادگی" پنجمین ساخته سیدرضا میرکریمی مدیر عامل حال حاضر خانه سینماست. او که با فیلم مهجور "کودک و سرباز" آغاز کرد، در "زیر نور ماه" توانست نگاه مخاطبان خاص را به سوی خود جلب کند. فیلمی با محوریت زندگی یک طلبه حوزه علمیه قم که در زمان خود موضوعی تازه بود.

"اینجا چراغی روشن است" از آثار معناگرا بود که مهجور ماند و پس از چند سال به اکران عمومی محدود درآمد و در نهایت "خیلی دور خیلی نزدیک" که ظهور یک فیلمساز حرفه‌ای را به عرصه سینما نوید داد. این فیلم توانست در کنار داستان معناگرا و سیر درونی کاراکتر اصلی خود، نگاهها را به مهارت‌های کارگردانی میرکریمی جلب کند.

"به همین سادگی" با فیلمنامه‌ای از شادمهر راستین و رضا میرکریمی جلو دوربین رفته و درباره زنی است که همسر او قرار است در یک مسابقه بین‌المللی معماری شرکت کند، به همین دلیل تصمیم می‌گیرد محیطی آرام در خانه برایش ایجاد کند. هنگامه قاضیانی، مهران کاشانی، صفا آقاجانی، نیره فراهانی و ... بازیگران این فیلم هستند.

"هفت و پنج دقیقه" چهارمین فیلم محمدمهدی عسگرپور است. او که این روزها فیلم ترسناک "اقلیما" را بر اکران سینماها دارد، با فیلم دوم خود "قدمگاه" مورد توجه مخاطب قرار گرفت و پس از تجربه در ژانر وحشت، سراغ ساخت "هفت و پنج دقیقه" رفت. فیلم مضمونی اجتماعی دارد و به موضوع مهاجرت می‌پردازد. رضا کیانیان تنها بازیگر ایرانی این فیلم است که بر اساس فیلمنامه فرهاد توحیدی در فرانسه ساخته شده و عسگرپور به تازگی به ایران بازگشته است.

"آتش سبز" دومین فیلم مستندساز قدیمی محمدرضا اصلانی است. او که "شطرنج باد" را سال 55 ساخته بود، پس از آن به مستندسازی روی آورد و در عین حال فیلمنامه "صبح روز چهارم"، "تنگنا" و "باغ سنگی" را هم نوشت. "آتش سبز" بر اساس افسانه کهن "سنگ صبور" نوشته شده و داستان دختری به نام ناردانه است که در کودکی سروش ازدواجش را با یک مرد مرده می‌شنود و برای گریز از این سرنوشت خوفناک ناخواسته گام در راهی دشوار می گذارد.

عزت‌الله انتظامی، مهدی احمدی، مهتاب کرامتی، فرخ نعمتی، آهو خردمند و پگاه آهنگرانی بازیگران این فیلم هستند که به خاطر اتفاقی که سر صحنه فیلمبرداری برای پگاه آهنگرانی افتاد، مدتی در صدر حاشیه سازی خبری هم قرار گرفت.

"جعبه موسیقی" چهارمین ساخته فرزاد موتمن محسوب می‌شود. "هفت پرده" نخستین فیلم او که ساختار و مضمون جدیدی داشت به اکران عمومی درنیامد و او در "شب‌های روشن" سراغ اقتباس از کتاب "شب‌های سپید" داستایوسکی رفت و یک درام مدرن عاشقانه ساخت که توانست نگاهها را متوجه این فیلمساز کند.

"باج‌خور" با تکیه بر مولفه‌های آشنای فیلم نوآر نتوانست در راستای آثار قبلی این فیلمساز محسوب شود و در نهایت او به "جعبه موسیقی" رسید. فیلم درباره پسربچه‌ای است که بر اساس یک اتفاق با فرشته‌ای آشنا می‌شود و این آشنایی ماجراهایی به همراه دارد. رامبد جوان، نیکی کریمی، شاهرخ فروتنیان، ارسلان قاسمی، جمشید گرگین، نگار جواهریان و داریوش اسدزاده نقش‌های اصلی را ایفا می‌کنند.

"کنعان" سومین فیلم سینمایی مانی حقیقی است. فیلمسازی که تجربه نگارش فیلمنامه "چهارشنبه‌سوری" را با همکاری اصغر فرهادی در کارنامه دارد. فیلم "آبادان" تنها چند نمایش خصوصی داشت و در جشنواره فجر هم به نمایش درنیامد و به نوعی حذف شد.



کنعان

"کارگران مشغول کارند" دومین فیلم او در مقام نویسنده و کارگردان بود که با توجه به مضمون و ساختار مدرن‌نما، نتوانست توجه داخلی را چندان به خود جلب کند، اما چند حضور جهانی داشت. "کنعان" داستان و حواشی زندگی یک زوج را به تصویر می کشد. ترانه علیدوستی، محمدرضا فروتن، بهرام رادان، افسانه بایگان، حسن معجونی، مهرداد صدیقیان و مینا نورزی از بازیگران آن هستند.

"صد سال به این سال‌ها" پنجمین فیلم سینمایی سامان مقدم محسوب می‌شود. "سیاوش"، "پارتی"، کمدی نمونه‌وار "مکس" و "کافه ستاره" کارهای قبلی این فیلمساز هستند که هر کدام به نوعی توانسته‌اند با مخاطب ارتباط برقرار کنند. "مکس" در زمان خود از اکران و نمایش دور ماند و چند سال گذشت تا توانست از محاق توقیف بیرون بیاید.

"کافه ستاره" با انتخاب روایتی مدرن از زندگی سه زن و ساختاری متقاطع در روایت توانست از حضور بازیگران حرفه‌ای استفاده بهینه و بیش از کارهای قبل وجهه حرفه‌ای مقدم را در سینما تثبیت کند. "صد سال به این سال‌ها" به سه دهه زندگی یک زن میانسال می‌پردازد و فاطمه معتمدآریا، پرویز پرستویی و رضا کیانیان بازیگران اصلی آن هستند.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 19:7  توسط مریم و نازی | 

 

«از عشق مردن» با كريمي و تهراني


    
    
    
    از عشق مردن نام اولين فيلم بلند بيژن بيرنگ است كه به طور مستقل در حال تهيه آن است كارگردان معروف سينماي ايران بيژن بيرنگ، در ساخت همه فيلم‌هايش با مسعود رسام همكاري داشته و اين بار به طور مستقل در حال ساخت فيلم جديدش است.
    


    «از عشق مردن» فيلمي اجتماعي، عاشقانه و متافيزيكي و شاعرانه است. فيلم‌نامه اين فيلم كه توسط بيژن بيرنگ نوشته شده است درباره زندگي دو زوج جوان است كه با سفر به برخي از شهرهاي ايران با حوادث عجيبي روبه‌رو مي‌شوند.
    
    فيلم سينمايي از عشق مردن به كارگرداني بيژن بيرنگ هم اكنون در مرحله پيش توليد قرار دارد و به احتمال زياد مراحل ساخت و فيلمبرداري آن از فروردين سال آينده آغاز مي‌شود. بيژن بيرنگ كارگردان سينما با بيان اين‌كه اين فيلم سينمايي در نوع خودش مي‌تواند جذاب باشد، در مورد انتخاب بازيگران اين فيلم گفت: هنوز بازيگران آن مشخص نشده‌اند اما در نظر داريم از حضور هديه تهراني و نيكي كريمي در توليد اين فيلم استفاده كنيم و اين براي اولين‌بار است كه از دو بازيگر مطرح همچون هديه تهراني و نيكي كريمي دركنار هم و با ايفاي دو نقش اصلي، استفاده مي‌شود.
    
    ‌بيژن بيرنگ درباره لوكيشن‌هاي اين فيلم گفت: بخش‌هاي مختلفي از آن در تهران و همچنين قسمتي از آن در گردنه‌هاي حيران بين آستارا و اردبيل فيلمبرداري مي‌شود. همچنين درباره عوامل سازنده اين فيلم گفت: تهيه‌كنندگي آن برعهده امير سمواتي، دستيار كارگردان ايرج حبشي، مدير توليد اين پروژه شمس‌الدين براتي هستند و ساخت موسيقي آن هم بر عهده علي بيرنگ گذاشته شده است و چون ويژگي اين فيلم ايجاب مي‌كند كه بخش‌هاي از موسيقي آن قبل از ساخت، آماده شود لذا هم‌اينك علي بيرنگ مشغول ساخت موسيقي فيلم است.
    
    اين فيلم قرار است به‌طور مشترك توسط بنياد سينمايي فارابي و شركت نفت تهيه شود كه البته صحبت‌هايي هم براي توليد اين فيلم در خارج از كشور بوده اما به خاطر تقبل هزينه‌هاي بالاي اين كار، از آن صرف‌‌نظر شده است. 

 

ساخت سريال «پروين اعتصامي» با اقتباس

 «پوران درخشنده»


    
    
    پوران درخشنده سريال «پروين اعتصامي» را بر اساس كتاب «خانوم كوچيك» براي مركز سيمافيلم خواهد ساخت.
     به گزارشفارس به نقل از روابط عمومي سيما فيلم، درخشنده اين روزها به عنوان عضوي از هيئت انتخاب بيست و ششمين دوره جشنواره بين المللي فيلم فجر، در كنار هشت نفر ديگر از اعضاي شوراي انتخاب ، سخت در حال تماشاي فيلم‌هاي رسيده به دبيرخانه است.


    اين كارگردان، پس از ساخت «بچه‌هاي ابدي» در سال گذشته ـ كه به حضور كودكان معلول در خانواده مي پرداخت ـ و اكران آن در سال جاري، فيلم ديگري نساخته و قصد دارد كه با پايان يافتن مراحل نگارش سريال «پروين اعتصامي»، آن را مقابل دوربين ببرد.
    از اين رو، سهيلا علوي‌زاده مدتي است در حال نوشتن فيلمنامه اين سريال 13 قسمتي با اقتباس از كتاب «خانوم كوچيك» است كه خود آن را به نگارش در آورده است.
    علوي‌زاده در راستاي تحقيقات خود در زمينه زندگي پروين اعتصامي، شاعره معاصر، ابتدا در حال نگارش خلاصه قسمت هاي مختلف فيلمنامه است تا پس از منسجم شدن آن، به بسط و گسترش داستان بپردازد. اين نويسنده تا كنون 6 ماه و اندي است كه سرگرم نگارش فيلمنامه اين سريال است.
    وي در كتاب خود «خانوم كوچيك» داستان زندگي پروين از نوجواني تا مرگ را از زبان دختر فقيري به نام اقدس روايت مي كند كه طي يك اتفاق به منزل پدري خانوم كوچيك راه مي يابد و تا سال هاي پاياني عمر وي نيز با او در ارتباط است. البته علوي زاده به جهت قوام يافتن سريال، به تحقيقات متعدد و گسترده اي دست زده تا بتواند اثري درخور اين شاعره ـ كه مي تواند الگويي براي نسل جوان به شمار آيد ـ خلق كند.
    جالب است بدانيد كه پوران درخشنده، طي گفت وگوي كوتاهي، همزمان در جلسه شوراي انتخاب جشنواره، ضمن تأييد حضورش به عنوان كارگردان در پروژه «پروين اعتصامي»، ابراز اميدواري نمود كه در آخرين جلسات بازبيني فيلم كه امروز برگزار مي شود، هيئت انتخاب جشنواره بتوانند تا پايان زمان باقي مانده، نتايج اوليه را اعلام نمايند.

 

با آرزوي اجراي "سهراب‌كشي" بهرام بيضايي

 از "افرا" گفت


    
    
    
    
    در حاليكه چهارده شب از اجراي "افرا" سپري شده است و 22 شب از اجراي آن باقي مانده است، بهرام بيضايي امروز ـ دوم بهمن ماه ـ در يك نشست خبري دو ساعته از "افرا"، نمايش "سهراب كشي" كه آرزوي اجراي آن را دارد سخن گفت و انتقاد كرد از نحوه‌ي بازسازي تئاتر شهر و اظهار اميدواري كرد كه شرايط ساخت فيلم "وقتي همه در خواب بوديم" فراهم شود.
    به گزارش (ايسنا)، بيضايي معتقد است: نمايش "افرا" به فرهنگي تعلق دارد كه در آن گفت‌وگو وجود ندارد.

    
    فرهنگ ما مبتني بر تك‌گويي است
    نويسنده و كارگردان نمايش "افرا" كه ساعاتي قبل در تالار وحدت در نشست پرسش و پاسخ اين نمايش سخن مي‌گفت، ادامه داد: از زمان نوجواني اين حس در من وجود داشت، كه فرهنگ ما مبتني بر تك‌گويي است و برخلاف تئاترهاي فرنگي كه ديالوگ محور نمايش است، نمايش‌هاي ما بر تك‌گويي مبتني است.
    او خاطرنشان كرد: در گذشته‌هاي دور اين اعتقاد وجود داشت كه سكوت بزرگ‌ترين خداي ما ايرانيان است و هنوز هم ما در همين شرايط به سر مي‌بريم. از تولد تا مرگ خود نمي‌توانيم افكارمان را همان‌گونه كه هستند بيان كنيم و بيشتر زندگي ما تك‌گويي‌هاي ما با خودمان است. اين‌چنين است كه تعدادي از نمايش‌نامه‌هاي من همانند "افرا" بر تك‌گويي شخصيت‌ها مبتني است.
    به گفته بيضايي؛ اگر در نمايش "افرا" ديالوگي برقرار مي‌شود، اتفاقي است و اصولا "افرا" نمايش سرزمين ماست كه مردمانمان خلع فكر شده‌اند. درحالي كه كودكان كشورهاي ديگر مي‌توانند به راحتي سخن بگويند، زيرا هرگز تصور نمي‌كنند بيان افكارشان باعث مي‌شود كه دردسري برايشان به وجود بيايد. اما حرف‌زدن ما به معناي آن است كه چيزي را پنهان مي‌كنيم، بنابراين نمايش "افرا" هم به همين فرهنگ تعلق دارد.
    
    پيش از آشنايي با گروتوفسكي ....
    او درباره تأثيرپذيري‌اش از "گروتوفسكي" و تئاتر بي‌چيز هم توضيح داد: پيش از آن‌كه "گروتوفسكي" را بشناسم، در جامعه‌اي به دنيا آمده‌ايم كه تمام تئاترهايش بي‌چيز بوده است. تعزيه، تخت حوضي و ديگر آيين‌هاي نمايش ايراني اگر در جايگاه درست خود اجرا شوند، همه نمايش‌هايي بي‌چيز هستند و نمايش "افرا" هم از همين آثار بهره گرفته است.
    بيضايي ادامه داد: اواسط دهه 50 زماني‌كه در دانشكده هنرهاي زيبا تدريس مي‌كردم، با افكار "گروتوفسكي" و "پيتر بروك" آشنا شديم و آن‌ها همان مطالبي را درباره تئاتر ايران مي‌گويند، كه پيش از اين من در كتاب "نمايش در ايران" به آن‌ها پرداخته بودم.
    
    تئاتر ما رشد نكرد
    اين كارگردان تئاتر ادامه داد: ما صاحب تئاتر توانا و بسيار بزرگي بوديم كه رشد نكرد و نتوانست مقدمه كاري ما در دوره بعدي باشد، چراكه تعزيه ما با كم‌ترين امكانات زير زمين، زمين و عرش را به يكديگر پيوند مي‌زند و "افرا" هم از همين آثار بهره گرفته است.
    به گزارش ايسنا، اين هنرمند در بخش ديگري از اين جلسه درباره‌ي رويكرد اسطوره‌اي در "افرا" با بيان اينكه يكي از وجوه اين نمايش درباره اكثريتي است كه اقليت يا قرباني خود را انتخاب مي‌كنند، تصريح كرد: در اين اثر همه آدم‌ها قرباني شرايطي هستند كه در آن به دنيا آمده و زندگي‌ كرده‌اند. جامعه آن‌ها چيز بيشتري به آن‌ها نداده است. در اين ميان اكثريت آموخته كه چگونه قرباني خود را انتخاب كنند.
    
    آنچه در افرا روايت مي‌شود امروزي است
    بيضايي در پاسخ به پرسشي درباره منسوخ‌شدن مفاهيم مطرح‌شده در "افرا" هم مطرح كرد: اگر فكر مي‌كردم اين مفاهيم منسوخ و كهنه شده‌اند، اين نمايش را اجرا نمي‌كردم. اما معتقدم كه مفاهيم هرگز قديمي نمي‌شوند و آن‌چه در "افرا" روايت مي‌شود به امروز تعلق دارد، هرچند زمان اين نمايش به سه چهار دهه قبل بازمي‌گردد.
    
    سوسن تسليمي در نگارش افرا همكاري نداشته است
    او با رد همكاري سوسن تسليمي در نگارش نمايش‌نامه "افرا" توضيح داد: اوايل سال 58 نمايش‌نامه‌اي با عنوان "نوشته‌هاي ديواري" به نگارش در آورده بودم كه بيش از 30 قطعه بود كه هركدام از آن‌ها يك تك‌گويي محسوب مي‌شدند، اما شرايط اجراي اين نمايش هرگز پديد نيامد و سعي كردم تك‌گويي‌هاي ديگري را كه قابل اجرا باشند جايگزين آن كنم. بر همين اساس يكي دو پيشنهاد از سوي خانم تسليمي ارايه شد تا اين‌كه سال‌ها بعد يكي از مسوولان ارشاد به من گفت: «كسي با كارگرداني تو مشكلي ندارد و با نوشته‌هاي توست كه مشكلي دارند.» به همين دليل فيلم‌نامه‌اي براساس آن نوشتم و به نام خانم تسليمي ارايه كردم، اما پس از آن، ساخت فيلم هم منتفي شد تا اين‌كه سال‌ها بعد نمايش "افرا" به شكل فعلي به نگارش درآمد.
    
    هرگز تصميم نمي‌گيرم يك نمايش روان‌شناسانه بنويسم
    بيضايي درباره رويكرد روان‌شناسي و جامعه‌شناسي "افرا" هم خاطرنشان كرد: هنگام نوشتن تنها به آن‌چه در درون من رخ مي‌دهد، توجه مي‌كنم. هرگز تصميم نمي‌گيرم يك نمايشنامه اسطوره‌اي يا روان‌شناسي يا جامعه‌شناسانه بنويسم بلكه در اين زمينه‌ها مطالعه كردم كه اين مطالعه هنگام نوشتن خودبه‌خود تأثير خود را مي‌گذارد.
    در ادامه‌ي نشست خبري "افرا"، بهرام بيضايي اظهار اميدواري كرد: بتواند نمايش "سهراب كشي" را به صحنه ببرد.
    
    
    سهراب كشي به بازيگراني نياز دارد كه سه ماه وقت بگذارند
    به گزارش ايسنا، او ادامه داد: اين نمايش زماني مي‌تواند اجرا شود كه بازيگران مورد نياز آن بتوانند سه ماه كامل وقت خود را صرف تمرين و آماده‌سازي آن كنند و آلوده پروژه‌هاي تلويزيوني نشوند.
    او با انتقاد از فرهنگ موجود تئاتري تصريح كرد: در اين فرهنگ بازآموزي هنرمندان انجام نمي‌شود و بسياري از بازيگران ما از اين بازآموزي دور هستند و ترجيح مي‌دهند با حضور در پروژه‌هاي تلويزيوني درآمد بيشتري را كسب كنند.
    
    "افرا" دچار مميزي نشده است
    بيضايي در ادامه نقل قول يكي از سايت‌هاي ايراني خارج از كشور را كه از زبان او اعلام كرده بود، نمايش "سهراب‌كشي" توقيف شده تكذيب كرد و گفت: هرگز در هيچ گفت‌وگويي اعلام نكرده‌ام كه اين نمايش توقيف شده است، همچنان كه نمايش‌نامه آن منتشر شده و در بازار موجود است.
    وي ادامه داد: متأسفانه اين سايت اينترنتي از زبان من مطرح كرده كه "افرا" هم سانسور شده است، درحالي كه اين نمايش‌نامه هم منتشر شده و كاملا قابل مقايسه با اجراي ماست كه هيچ‌گونه تغييري نكرده است و دليل درج اين مطالب براي من نامشخص است.
    بيضايي تاكيد كرد: هر زمان كه كار من سانسور شد به صراحت اعلام كردم و هم‌اكنون هم با همين صراحت اعلام مي‌كنم كه نمايش "افرا" اصلا دچار مميزي نشده است."
    
    ضبط تئاتر به سرمايه بسياري نياز دارد
    او در ادامه درباره عرضه سي‌دي افرا و "شب هزار‌ويكم" هم توضيح داد: ضبط اين نمايش‌ها بسيار دشوار است، زيرا بلافاصله بعد از اتمام اجراي ما برنامه‌ي ديگري برگزار مي‌شود و امكان ضبط اين نمايش وجود ندارد. بنابراين ناچاريم نمايش را هنگام حضور تماشاگران در سالن ضبط كنيم كه در اين شكل نيز امكان دكوپاژ وجود ندارد و تدوين اين‌گونه آثار به سرمايه بسياري نياز دارد كه پرداخت آن از عهده من خارج است، اما اگر سرمايه‌گذاري پيدا شود كه چنين كاري را انجام بدهد، بسيار استقبال مي‌كنم.
    به گزارش ايسنا، او در پاسخ به پرسشي درباره‌ي چگونگي اجراي نمايش "افرا" گفت: به محض آن‌كه چيز تازه‌اي وارد تئاتر ما مي‌شود، جامعه تئاتري درباره آن گيج مي‌شوند، هنگام اجراي نمايش "سلطان مار" و سه نمايش عروسكي نيز عده زيادي به من مي‌گفتند كه اين نمايش‌ها چگونه قابل اجرا خواهند بود. اما اجراي آن‌ها نشان داد كه مي‌توان اين نمايش‌ها را اجرا كرد. در مورد "افرا" هم با همين پرسش روبه‌رو شدم و اجراي اين نمايش در شكل فعلي آن يكي از پيشنهادات موجود براي اجراي افراست. شايد ديگران آن را بهتر بتوانند اجرا كنند و خود من هم اگر در مكان ديگر يا زمان ديگري آن را اجرا كنم حتما متفاوت خواهد بود.
    او درباره تأثيرپذيري نمايش افرا از فيلم داگ ويل گفت: اين فيلم را حدود دو هفته پيش ديدم. اما از آن‌جا كه اين فيلم بعد از نگارش نمايش "افرا" ساخته شده است، بنابراين من نمي‌توانستم تحت تأثير آن باشم.
    
    
    ناگهان تصميم گرفتيم، مدرن شويم
    بيضايي درباره ناهمزماني زبان و تفكر در نمايش "افرا" مطرح كرد: اين نوع ناهم‌زماني در طول اين صدسال در فرهنگ ما وجود داشته است، ما ناگهان تصميم گرفتيم كه مدرن شويم، بدون اين‌كه پيش‌زمينه لازم آن را كسب كرده باشيم. بنابراين آن‌چه را داشتيم از دست داديم و آن‌چه به دست آورديم به شكل درستي اتفاق نيافتاد كه نتايج دلخراشي داشت.
    
    وي اضافه كرد: پيش از مشروط همه يك‌دست بوديم و رعيت شاه اما از زماني‌ كه روشنفكري در ايران آغاز شد و ناگهان دريافتيم كه فرزندان كوروش كبير هستيم و به آن‌ها افتخار كرديم، ناگهان فرهنگ ما دچار دگرگوني شد و به فرهنگي مصرفي تبديل شد. اما نمايش "افرا" به دوره‌اي تعلق دارد كه بيماري مصرف در ايران رواج پيدا نكرده بود.
    بيضايي ادامه داد: امروزه هم از تكنولوژي‌هايي استفاده مي‌كنيم كه خودمان آن‌ها را نساخته‌ايم بين آن‌چه تظاهر مي‌كنيم و آن‌چه واقعا هستيم فاصله زيادي وجود دارد و گويي قصد برطرف‌كردن اين فاصله را نداريم كه باعث تأسف است.
    
    نويسنده "افرا" مصلح اجتماعي نيست
    نويسنده "شب هزارويكم" در پاسخ به پرسشي درباره ورود نويسنده به عنوان يك مصلح اجتماعي در پايان نمايش "افرا" هم مطرح كرد: نويسنده براي اصلاحات اجتماعي وارد نمي‌شود، چراكه نويسنده مصلح اجتماعي نيست، اما اين آگاهي را دارد كه سرنوشت آدم‌هايش به تغيير نيازمند است و اين‌چنين است كه پايان نمايش پاياني خلاقانه اما غيرواقعي است. زيرا نويسنده دوست ندارد واقعيت تا اين اندازه تلخ باشد، اما در عين حال مي‌داند كه تغيير نمايش‌نامه نيازمند تغيير محله است.
    
    راهروهاي تئاتر شهر شبيه چلوكبابي شده است
    او سپس با انتقاد از وضعيت بازسازي مجموعه تئاترشهر توضيح داد: درحال حاضر راهروهاي تئاترشهر شبيه چلوكبابي‌ها شده است و لزومي نداشت كه ديوارهاي آن چنين تغييراتي بكنند. تئاترشهر نيازمند پروژكتور و امكانات نوري و صوتي بود زيرا تجهيزات آن به 30 سال پيش متعلق است و از آن زمان تاكنون تغييري نكرده است، درحالي كه بايد وسايل و امكانات آن به روز شود.
    
    
    اميدوارم شرايط ساخت فيلمم فراهم شود
    بهرام بيضايي در پايان اظهار اميدواري كرد: به زودي بتواند ساخت فيلم "وقتي همه در خواب بوديم" را آغاز كند و گفت: در صورتي‌كه شرايط براي ساخت اين فيلم فراهم نشود، شايد به نوشتن اثر ديگري بپردازم.
    به گزارش ايسنا، اين نشست دو ساعته به همت انجمن منتقدان و نويسندگان خانه تئاتر ايران با اجراي حسين شاكري از اعضا هيات مديره‌ي اين انجمن برگزار شد. 

    

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 19:18  توسط مریم و نازی | 

 

   تندیس پروین به بنی‌اعتماد و "گیلانه" رسید


    
    
    
    سومین جشنواره فیلم پروین اعتصامی با اهداء تندیس "پروین" به رخشان بنی‌اعتماد برای فیلم سینمایی "گیلانه" به عنوان تاثیرگذارترین فیلم با موضوع زن در دفاع مقدس به پایان رسید.


    به گزارش خبرگزاری مهر، روابط عمومی جشنواره فیلم پروین اعلام کرد مراسم اختتامیه این جشنواره از ساعت 17 امروز جمعه 14 دی با حضور هنرمندان، فیلمسازان و مدیران فرهنگی در تالار اندیشه حوزه هنری آغاز شده و از برگزیدگان با اهداء پنج تندیس پروین، پنج نیلوفر زرین، دو نیلوفر سیمین و 20 دیپلم افتخار فیلم‌های کوتاه و مستند تقدیر می‌شود.
    
    جوایز بخش نیلوفر زرین جشنواره به داوری داریوش مهرجویی، تهمینه میلانی و رخشان بنی‌اعتماد به این شرح به برگزیدگان اهدا می‌شود: نیلوفر زرین، دیپلم افتخار و جایزه نقدی بهترین فیلم داستانی به "تاریکی‌های شهر" مریم کتابفروش بدری، بهترین فیلم مستند به "بخارای من" لاله برزگر، بهترین فیلم تجربی به "نزدیکتر از نفس" پریوش نظریه و "درخت من" سارا سیادت‌نژاد)، بهترین پویانمایی به "پله پله تا ماه" توران کولیوند.
    
    جایزه ویژه هیئت داوران به مهناز محمدی برای "کوچنامه"، دیپلم افتخار به هانیه مجیدی برای فیلم "شهرک غرب"، سونا مقدم برای "آدم و دو حوا"، مریم سپهری برای "انار کوچک" و فرزانه زینلی برای "کراوات کتانی". ماهایا پطروسیان و زهرا واحدی هم برای بازی در فیلم‌های "سیاه و سفید" و "آدم و دو حوا" دیپلم افتخار می‌گیرند.
    
    تقدیر از رومینا محقق به عنوان جوانترین فیلمساز شرکت‌کننده از دیگر بخش‌های اختتامیه سومین جشنواره فیلم پروین اعتصامی است. دیگر برندگان این جشنواره عبارتند از نیلوفر سیمین بهترین فیلم داستانی به هومن سیدی برای "دندان آبی" و بهترین فیلم مستند به غلامعباس فاضلی برای "همنوایی ارکستر پراکنده"، جایزه ویژه هیئت داوران به پیمان نهان‌قدرتی برای "خواب سرد" و دیپلم افتخار به بیژن میرباقری برای "زیر پلک".
    
    جایزه بهترین فیلم 137 ثانیه‌ای به "137 ثانیه با ناشنوایان" زهره صادقی مهرعلی، جایزه بهترین فیلم داستانی بخش دفاع مقدس به "پستوی خالی" علی بیات، بهترین مستند به "مدار صفر درجه" محمود رحمانی، دیپلم افتخار به "دو خواهر" بیژن میرباقری، جایزه بهترین فیلمنامه اتحاد ملی و انسجام اسلامی به "ترانه‌ای برای لوبا" به توفان نهان‌قدرتی و دیپلم افتخار و حمایت موسسه تصویر شهر از تولید فیلمنامه "ایران ما" به فرشاد حاجی‌محمدی.
    
    سخنرانی معاون سینمایی وزیر ارشاد، مدیر عامل انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس، مدیران شبکه‌های چهار و پنج سیما، مدیر عامل انجمن سینمای جوان، حسین الهی قمشه‌ای و مازیار رضاخانی مدیر جشنواره از دیگر بخش‌های سومین جشنواره فیلم پروین اعتصامی است.

                                                                    ******

در نظرسنجي از حدود 4 ميليون علاقه‌مند سينما در وب سايت AOL

بهترين ها و بدترين هاي سينماي جهان در سال 2007 معرفي شدند

 

 

بازي "‌ادي مورفي"، بازيگر سرشناس هاليوود در فيلم "نوربيت" به‌عنوان بدترين ايفاي نقش سال 2007 سينماي جهان انتخاب شد.

وب‌سايت AOL كه به همراه ياهو و گوگل از بزرگ‌ترين شركت‌هاي اينترنتي جهان است، در نظرسنجي از حدود 4 ميليون علاقه‌مند سينما، بهترين‌ها و بدترين‌هاي سينماي سال 2007 را انتخاب كرد.

به گزارش خبرگزاري رويترز، "ادي مورفي" براي بازي در فيلم «Norbit» عنوان بدترين ايفاي نقش مرد سال 2007 را به‌دست‌ آورد و "ليندسي لوهان" با كسب 58 درصد آراء، براي فيلم «مي‌دانم چه كسي مرا كشت» عنوان بدترين ايفاي نقش زن را دريافت كرد.

در بخش بدترين فيلم كه هزينه بليت تماشاگران را به هدر داده است، «نوربيت» در مكان اول و «قانون جورجيا» در رده دوم قرار گرفتند. در بخش بهترين فيلم‌هاي سال 2007 نيز فيلم ضدايراني «300» و « ترانسفورمرها» اول و دوم شدند.

عنوان بهترين فيلم كمدي به «سوپر بد» رسيد كه بالاتر از «knocked up» ايستاد. همچنين "رالف فينس" براي ايفاي نقش جادوگر "ولدمورت" در فيلم "هري‌پاتر و محفل ققنوس" بهترين بازيگر نقش منفي مرد شناخته شد و "آنجلينا جولي" نيز براي فيلم انيميشن "بئوولف" بهترين نقش منفي زن انتخاب شد.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 19:31  توسط مریم و نازی | 

 

پیر بازیگری در خانه ‌هنرمندان

گروه فرهنگ و هنر ـ مراسم بزرگداشت جمشيد مشايخي هنرمند نامي سينما و تئاتر امروز چهارشنبه چهاردهم آذر در تالار بتهوون و تالار ناصري خانه هنرمندان ايران برگزار مي‌شود.


در اين مراسم بزرگان هنر؛ حميد سمندريان، جعفر والي، آيدين آغداشلو و بهزاد فراهاني به سخنراني درباره جمشيد مشايخي و آثارش خواهند پرداخت.
در اين مراسم جوايزي از سوي خانه ‌سينما، خانه تئاتر، انجمن بازيگران خانه سينما و سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران به جمشيد مشايخي به پاس يک عمر فعاليت در حوزه تئاتر و سينما اهدا مي‌شود.
نمايش مستندي از زندگي و فعاليت هنري جمشيد مشايخي و اجراي قطعه موسيقي توسط نويد مصطفي‌پور از ديگر برنامه‌هاي اين بزرگداشت خواهد بود. جمشيد مشايخي تنها بازيگر سينماي ايران است که در يک سال در دو فيلم جريان ساز «گاو» و «قيصر» به ايفاي نقش پرداخت، اما به دليل حضورش در سينما از اداره هنرهاي دراماتيک در دوره ستمشاهي اخراج شد و مدتي اجازه بازي در صحنه تئاتر را نداشت.مشايخي متولد سال 1313 درتهران است و پيش از حضور در سينما سال ها در صحنه تئاتر بازيگري آموخت و در سال 1336 در اداره تازه تاسيس هنرهاي دراماتيک استخدام شد.
مشايخي در پرونده كاري خود در فيلم‌هايي همچون «چشمه»، «شازده احتجاب»، «نفرين»، «کمال الملک»، «طلسم»، «سرب» و «يک بوس کوچولو» نقش آفريني کرده است و نقش رضا تفنگچي او در سريال «هزار دستان» علي حاتمي فراموش ناشدني است.جمشيد مشايخي پس از نزديک به 60 سال بازي در نقش‌هاي مختلف تبديل به يکي از پيشكسوتان بازيگري ايران شده است. آخرين حضور مشايخي در تئاتر اجراي نمايشنامه «روي سنگفرشي خيس» نوشته اکبر رادي با اجراي هادي مرزبان است.اين برنامه از ساعت 20-18 در تالار بتهوون خانه هنرمندان ايران برگزار مي‌شود.


پوراحمد:
    «احمد‌زاده» دغدغه ساختن فيلم جنگي را در من زنده ‌كرد
 

كارگردان «اتوبوس شب» گفت: وقتي داستان حبيب احمدزاده را خواندم، آن قدر روي من تاثير گذاشت كه دغدغه ساختن فيلم جنگي را در من زنده كرد.


    
    به گزارش فارس به نقل از سايت خبري خانه‌ هنرمندان ايران، كيومرث پوراحمد در جلسه تخصصي جشنواره محله، درباره موضوع «سوژه يابي براي فيلم» به سخنراني پرداخت.
    پوراحمد درباره اهميت سوژه‌يابي براي ساخت فيلم گفت:«براي سوژه‌يابي نگاه به موضوع بسيار مهم و تاثيرگذار است، سوژه‌هاي بسياري وجود دارد كه به ذهن مي‌رسد و در زندگي پيرامون ما حضور دارند، اما براي انتخاب سوژه مي‌بايست صبر و تامل داشته باشيم و مطمئن شويم كه اين سوژه دغدغه ماست و سپس دست به كار نوشتن فيلمنامه و ساختن فيلم شد. سوژه نقطه است و بايد داستان پيرامون اين نقطه شكل بگيرد.»
    پوراحمد درباره انتخاب سوژه براي فيلم‌هاي خودش گفت:«شخصا قاعده‌اي براي انتخاب سوژه ندارم مثلا در مورد فيلم آخرم«اتوبوس شب» داستاني از حبيب احمدزاده خواندم و آن قدر روي من تاثير گذاشت كه دغدغه ساختن فيلم جنگي را در من زنده كرد.»
    البته براي تبديل سوژه به فيلمنامه بايد مرحله تحقيق را بسيار جدي تلقي كرد. كارگردان قصه‌هاي مجيد درباره لزوم خوب ديدن براي انتخاب سوژه گفت:«خوب ديدن احتياج به تمرين دارد، البته اين تمرين مي‌بايست همراه با جهان‌بيني عميقي باشد و همين جهان‌بيني است كه تفاوت‌ها را ايجاد مي‌كند، به عنوان مثال شخصيت معتاد سيد در فيلم براي هميشه ماندگار شد و سي سال بعد رخشان بني‌اعتماد در فيلم «خون بازي» شخصيت متمايز ديگري خلق كرد. هم‌چنين بايد در نظر داشت كه كارگرداني تنها دكوپاژ كردن نيست بلكه دل و احساس هنرمند نيز بايد همراه اثر باشد.»

 

بالاخره "قرنطینه" در بیمارستان پایان یافت
    
    
    چند شب پیش کار فیلمبرداری فیلم قرنطینه در بیمارستان بوعلی به پایان رسید. این فیلم با کارگردانی منوچهر هادی و بازی بازیگرانی چون حمید گودرزی، نیوشا ضیغمی، شهره سلطانی، رضا رویگری، سجاد قره گزلو و افسانه بایگان با حضور خاطره حاتمی و رضا عطاران چند شب گذشته کار فیلمبرداری اش خاتمه یافت.

    
    همچنین بهروز افخمی که کار تدوین آن را بر عهده دارد، تا کنون بیشتر از 40 درصد کار را مونتاژ کرده است.
    لازم به ذکر است که پروژه این کار 40 روز طول کشیده است. فیلمنامه این فیلم توسط منوچهر هادی و سعید دولتخانی نوشته شده و تهیه کنندگی آن را محمد نشاط برعهده داشته است.
    
    منوچهر هادی که برای نخستین بار ساخت فیلمی سینمایی را تجربه می کند تا کنون پنج فیلم تلویزیونی دیگر نیز ساخته که در تمامی آن کارها موفق بوده است. او کارگردان جوان و توانمندی است که آینده درخشانی در سینمای ایران خواهد داشت.
    
    داستان فیلم از این قرار است که بر سر راه زندگی یک دختر و پسر که عاشقانه یکدیگر را دوست دارند مانعی وجود دارد و ... بهتر است توضیح بیشتری درباره آن داده نشود تا فیلم همچنان جذابیت خود را حفظ کند و علاقمندان خود به نظاره آن بنشینند.
    
    این فیلم قرار است در جشنواره فیلم فجر کاندیدا شود و با وجود حضور عوامل حرفه ای در جلو و پشت دوربین انتظار می رود که در جشنواره در چند رشته اصلی نامزد دریافت جایزه باشد.
    
    بازی رضا عطاران در این فیلم بسیار متفاوت است و پیش بینی می شود که این هنرمند توانا در جشنواره سیمرغ بلورینی را از آن خود کند. خاطره حاتمی نیز در این فیلم بازی متفاوتی را از خود به نمایش گذاشته است. 


  

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 13:17  توسط مریم و نازی | 

 

   "كمال‌الملك" سينماي ايران مريض‌ احوال است...

 
    
    اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون در گفتگو با ايسنا كه همزمان با سال‌روز تولدش انجام شد از ديسك كمرش كه اين‌ روزها باعث شده است، استراحت كند و پروژه‌ي سينمايي را نپذيرد، سخن گفت.
    
    مشايخي همچنين به گفته‌ي خودش دچار درد معده نيز شده است كه ناشي از اثرات زخم اثني‌العشر است كه قبلاً داشته است.
    
    او گفت: دكتري گفت؛ مشكل از اعصاب من است و بايد براي يكي دو روز از تهران بيرون بروم كه اتفاقا رفتم اما وقتي برگشتم، دوباره اين درد شروع شد.

    
    مشايخي اظهار تاسف كرد از اينكه؛ پيشرفت‌هاي علمي انسان را دچار اضطراب و نگراني مي‌كند و ادامه داد: اين روند باعث دور شدن از طبيعت شده است، در حاليكه در دامن طبيعت هميشه همه‌چيز تازگي دارد و ثانيه‌ به ثانيه‌اش لذت‌بخش است.
    
    مشايخي که امروز 74 ساله شد قصد داشته در فيلم پناه برخدا رضايي بازي كند، اما به دليل بيماري‌ نتوانسته است پيشنهادي را قبول كند.
    
    او گفت: اين كار سينمايي فيلم‌نامه خوبي داشته است، اما ترسيدم وضعيت جسمي‌ام كار گروه را برهم بزند، اما در آينده اگر نقشي باشد كه با مردم ارتباط برقرار كند آن را قبول خواهم كرد.
    
    جمشيد مشايخي يكي از ماندگارترين چهره‌هاي عرصه بازيگري متولد 6 آذر 1313 در تهران است و از سال 1336 با نمايش "وظيفه پزشك" فعاليت بازيگريش را آغاز كرد و با فيلم كوتاه "جلد مار" در سال 42 مقابل دوربين رفت و دو سال بعد با فيلم "خشت و آينه" وارد سينما شد. تا به امروز ايفاگر نقش‌هاي ماندگاري بوده است كه از جمله آنها مي‌توان به فيلمهاي "گاو"، "قيصر"، "شازده احتجاب"، "سوته‌دلان"، "خانه عنكبوت"، "كمال‌الملك"، "گل‌هاي داودي"، "آوار"، "پدر بزرگ"، "طلسم"، "سرب"، "روز واقعه"، "خانه روي آب" و "يك بوس كوچولو" و مجموعه‌هاي "هزاردستان"، "داستان هاي مولوي"، "سلطان صاحبقران"، "امام علي (ع)" و "پهلوانان نمي‌ميرند" اشاره كرد.
    
    او پنجاه سال حضور مداومش در عرصه بازيگري را خوب ارزيابي كرد و اظهار داشت: خيلي لحظه‌ها بوده كه هدر دادم در حاليكه مي‌توانستم از اين لحظات تجربه كسب كنم. بنابراين به اين نتيجه رسيدم در هر سني كه انسان باشد مي‌تواند آن خطاها واشتباهات گذشته را تكرار كند.
    
    مشايخي ادامه داد: در آن‌زمان كه تئاتر را شروع كرديم براي اسم و شهرت نبود و عاشقانه اين‌كار را مي‌كرديم و وقتي كار خوب مي‌شد ارضاء مي‌شديم و اصلاً به اين فكر نمي‌كرديم كه وقتي در خيابان مي‌رويم مردم ما را بشناسند و عكس و امضاء بگيرند.
    
    وي از پيشكسوتان تئاتر در آن‌زمان ياد كرد و گفت: وجود آنها بود كه ما به اين حرفه علاقه‌مند شديم؛ درحالي كه بسياري از آن‌ها مورد بي‌مهري هم قرار مي‌گرفتند؛ اما تحمل كردند و نگذاشتند چراغ تئاتر خاموش شود و آن عشق و علاقه فقط به خود هنر بود.
    
    اين بازيگر پيشكوست ادامه داد: الآن دلم مي‌خواهد كنار نهر آبي بنشينم و صداي آب را بشنوم و طبيعت را ببينم؛ اما آن طرف قضيه را هم بايد ديد كه نه كارخانه و نه درآمدي دارم كه بتوانم از طريق آن زندگي‌ام را بگذرانم.
    
    او از "يك بوس كوچولو" به عنوان فيلمي نام برد كه در ميان كارهايش علاقه زيادي به آن دارد و به ايسنا گفت: اين نقش به خودم خيلي نزديك است و آن را دوست دارم.
    
    "آبادان" هم كار خوبي بود كه متأسفانه توقيف شد. از ميان كارهاي قديمي‌تر هم "قيصر"، "شازده احتجاب" ، "چشمه" ، "ماهي‌ها در خاك مي‌ميرند" و "سلطان صاحبقران" را خيلي دوست دارم.
     قرار است از نيم‌قرن فعاليت بازيگري مشايخي تقدير شود.
    او در بخش ديگري از اين ديدار درباره‌ي اين مراسم تقدير گفت: دوستاني زحمت كشيدند و علي‌رغم اين‌كه گفتم؛ اين‌كار را نكنيد. من را شرمنده كردند و قرار است مراسمي در روز 14 آذرماه برگزار كنند. در اين مراسم قطعا از حضرت حافظ مدد خواهم گرفت و جواب آن‌ها را با تفالي خواهم داد.
    
    وي سخنانش را با اين بيت حافظ كه "حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوي كاين خاك بهتر از عمل كيمياگري" به پايان برد.
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 19:31  توسط مریم و نازی | 
 

       فیلمسازی به سادگی کودکی

  
     کیومرث پوراحمد که این روزها "اتوبوس شب" را روی پرده دارد، در ۱۶ فیلم خود هرگز محدود به یک ژانر یا سبک خاص نمانده و نگاهش را در عرصه‌های متنوع به گردش درآورده؛ نگاهی که برخاسته از سادگی و معصومیت کودکانه حتی به مفاهیمی چون جنگ است.
    پوراحمد فیلم های سینمای متعددی در کارنامه خود دارد که چند مجموعه تلویزیونی موفق هم مکمل آنها می‌شود؛ مجموعه هایی که هر کدام به نوعی در عرصه کودک و آثار پلیسی ـ کارآگاهی ایرانی نمونه و اولین در نوع خود بوده‌اند که ویژگی کوچکی نیست.


    "باران" اولین ساخته این کارگردان در سال ۶۱ متأثر از نگاه انقلابی آن روزها به عوامل و عناصر رژیم شاه است که به نظر می آمد تنها سوژه قابل کار و مبتلا به البته در کنار فیلم های حماسی دفاع مقدس است. ساخت دو فیلم "تاتوره" و "بی بی چلچله" در یک سال، دو رویکرد مختلف از فیلمساز را به همراه داشت.
    "تاتوره" محصول حاکمیت همان تفکر اشاره شده است که این بار متوجه عوامل امریکایی می شود که قبل از انقلاب در ایران حضور داشتند. چهره متجاوز این قشر این بار با نگاهی نمادین به تصویر کشیده می شود و خانواده به منزله جامعه کوچک ایران مورد نقدی قرار می گیرد که افراد خنثی را به واکنش وامی دارد. سوژه ای که با همین نوع پرداخت باب آن زمان و حال و هوا بود.
    "بی بی چلچله" مدخل پوراحمد برای نزدیکی به سوژه‌ای است که نشان می دهد علاقه‌ای خاص به آن دارد: کودک ـ نوجوان تنها و رویاهای اختصاصی او که با فانتزی فاصله عمیقی دارد. وقتی پسرک از یک نفرت کودکانه که از تنهایی او نشأت می گیرد به دوستی عمیق با راننده کامیون می‌رسد، شکنندگی و تأثیرپذیری اوست که برجسته می شود. رویای همراهی با مرد و ترک ناپدری که با او بدرفتاری می‌کند، هر چند کودکانه و واقعگراست، اما بخشی از آن به پرداختی که نویسنده برای ناپدری، راننده کامیون و ... قائل شده بستگی دارد.
    فیلم "آلبوم تمبر" بر پایه عمق بخشیدن به دوران کودکی و رفاقت های آن، رابطه ای را ترسیم می کند که با یک ظن دچار خدشه شده و با تلنگر کوچکی فرومی ریزد. پوراحمد در فیلم های بعدی خود هم این مفهوم ظریف را مورد پرداخت قرار می دهد که دنیای معصومانه کودکان همواره توسط بزرگسالان و عملکردهای آنها خدشه دار می شود. اما عمق نداشتن این سوء تفاهم ها باعث می شود خیلی سریع مسائل خود را حل کنند. ویژگی که معلوم نیست چطور در رسیدن به بزرگسالی از یادمان می رود.
    "گاویار"، "لنگرگاه" و "شکار خاموش" به تناوب به کودکان و نوجوانان می پردازند، با نگاهی واقعگرا به دنیا و مسائل آنها. "گاویار" ادامه همان نگاه روز به نوجوانی است که در موقعیت طراحی شده به نوعی دچار بلوغ شده و بزرگ می شود. مسئولیت پذیری نوجوانی که برای پیدا کردن مقصر کشته شدن گاو به جستجویی طول و دراز می پردازد فقط در جهت اثبات بیگناهی او نیست، بلکه در این مسیر یاد می گیرد چطور مانند بزرگسالان معامله کند و به عهدش وفادار بماند.
    "لنگرگاه" دو نوجوان را محور قصه خود قرار می دهد که بنا به مختصات این دوران و سرکشی های مألوف، دست به فرار می زنند و تازه با چهره واقعی اجتماع نه آنگونه که در ذهن دارند برخورد می کنند. پرداخت طنزگونه برخی شخصیت ها (حمزه) علاوه بر اینکه مهارت فیلمساز را در این حیطه آشکار می کند، به منزله تعدیل کننده اتفاقات تلخ و گزنده پیش روی دو نوجوان عمل می کند. واقعیت‌هایی تلخی که از حضور موسی به فیلم وارد می‌شود که کلیشه آدم منفی و همواره مترصد پهن کردن دام برای کودک ـ نوجوان دچار بحران است.
    در "شکار خاموش" فیلمساز با پررنگ کردن وجه کمدی این بار در یک شکارگاه و تمرکز بر رابطه شکاربان و پسرش، به یکسری تقابل در دنیای کوچک فیلم می پردازد. تقابل معلم و شکاربان، تقابل خاله خانم و شوهرش و ... که در انتها به پایانی در جهت تحقق آرزوی کودک فیلم ختم می شود.
    پوراحمد با تبدیل سه قسمت از مجموعه تلویزیونی "قصه‌های مجید" به فیلم هایی مستقل، به نوعی نقبی بین تلویزیون و سینما می‌زند و مختصات این دو مدیوم را در مقابل هم قرار می دهد که در مقایسه بار داستانی و پرداخت تصویری قسمت‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی مستقل این مجموعه آشکار می شود. "شرم"، "صبح روز بعد"، "نان و شعر" و "سفرنامه شیراز" محصول این نگاه هستند.
    پرداختن به شخصیتی که در یک مجموعه تلویزیونی معرفی شده و دغدغه ها و مسائلش برای مخاطب آشناست می تواند کمک کند که مخاطب اینبار شاهد قصه هایی نامتعارفتر و خاصتر باشد. "شرم" هم در طرح مسئله و هم در پرداخت و پایان بندی این نگاه را دنبال می کند. "صبح روز بعد" در سه اپیزود به رابطه نادرستی می پردازد که بین اولیا مدرسه و مجید به عنوان یک دانش آموز شکل می گیرد. رابطه ای که برخاسته از نگاه متعصبانه بزرگسالان و پیامدهای آن بر این رابطه متقابل است.
    پوراحمد در "به خاطر هانیه" نگاهی دارد به نوجوانی محروم (بشیرو) که درگیر مسائل معنایی چون نذر می شود. نوجوانی که در جهشی رو به جلو در فقدان پدر، خود را ملزم به ادای دین و نذر او برای شفای خواهرش (هانیه) می داند. پرداختن به جزئیاتی که عرصه را بر بشیرو تنگ کرده و او را به دمام زدن در یک اتاق دربسته واداشته، علاوه بر اینکه نگاهی دارد به رشد شخصیت نوجوان، به نوعی عجین بودن او را با مفاهیم معنایی به رخ می کشد که شرایط هم برای رسیدن او به این لحظه چیده می شود.
    "خواهران غریب" با اقتباس وفادارانه از داستان اریش کستنر، یک فیلم خوش ساخت و پرداخت است که جزئیات خوبی برای ایرانیزه شدن اثر به آن اضافه شده است. انتخاب آسم برای دختری که نزد مادر زندگی می کند یکی از این جزئیات است. ویژگی که علاوه بر کارکرد در جابجایی دخترها می تواند به نوعی تصویرگر وسواس ها و حساسیت های بی حساب مادرانه باشد. اشتغال پدر به ساخت ترانه و موزیک های کودکانه هم می تواند نگاه یک وجهی به تیپ پدر را ارتقاء داده و او را تبدیل به شخصیت کند.
    "شب یلدا" شخصی ترین فیلم کارگردان است که در موقعیت نمایشی، تمهیدات روایی و ... هم از پرداخت خاصی برخوردار است. فیلم جز سکانس ابتدا و انتها در لوکیشن ثابت خانه می گذرد، آن هم با تک شخصیتی (حامد) که در طول این یک سال حبس خودخواسته، پوسته خود را می شکافد و به درکی تازه از عشق و خیانت می رسد. فیلمساز با نگاهی واقعگرا سعی می کند جلوه های تیره فاجعه ای چون ترک و خیانت را با تمهیدات نمادین به تصویر بکشد. اینجاست که هیچگاه مخاطب مطمئن نمی شود مهناز چرا او را ترک کرده و واقعاً در کشور غریب چه سرنوشتی پیدا کرده است.
    دیالوگ های مستقیم و اطلاعاتی همواره در پس غرش هواپیما یا فوران شوفاژِ خانه ای که در حال تخریب است و ... در ابهام می مانند و سرانجام همان ذهن ساده و معصوم کودک وار است که می تواند حامد را پس از گذر چنین تجربه تلخی دوباره عاشق کند. در حالی که او در فیلم خانگی و کالبدشکافی گذشته دنبال دلیلی می گردد که مهناز را در ذهن خود تبرئه کند. البته تصویری که فیلمساز از مهناز ارائه می دهد، هم در این جهت کمک می کند.
    در "گل یخ" پوراحمد این بار اقتباسی آزادتری از فیلم قدیمی "سلطان قلب ها" انجام می دهد. اقتباسی که در زمان حاضر و با نگاه تحلیلی که بر سینمای ساده نگر گذشته حاکم است، نمی تواند توجیهی جز سهل انگاری داشته باشد. اقتباسی که در پرداخت جلوه های معاصر و به روز هم ناکام می ماند و مثلاً از زلزله مستند رودبار و ... به گونه ای ساده انگارانه استفاده کرده است.
    "نوک برج" کمدی جذابی را در شکل گیری رابطه بین دو انسان متضاد روایت می کند. چیدمان موقعیت ابتدایی برای ترسیم تضادهای زن و مرد و تقابل میان آنها، به گونه ای است که می تواند شناسنامه خوبی از شخصیت ها ارائه دهد و با چند فراز و نشیب غیرقابل پیس بینی، آنها را به همسویی برساند.
    "اتوبوس شب" آخرین فیلم به نمایش درآمده این فیلمساز در ژانر دفاع مقدس است. فیلمی که به نوعی با کلیشه زدایی از مولفه های آشنای سینمای جنگ، تلاش می کند قصه ساده خود را در دنیایی کوچک با آدمهای محدود به تصویر بکشد و در این میان به زاویه دیدی جدید نسبت به دفاع مقدس و مردانش دست پیدا کند.
    این فیلم از چهارشنبه ۲۴ آبان ماه بالاخره پس از چند بار تعویق در سینماهای تهران اکران شده است. داستان فیلم درباره عیسی، رزمنده نوجوان ۱۵ ساله ای است که مأموریت پیدا می کند عده ای اسیر عراقی را با یک اتوبوس قدیمی به قرارگاه برساند.
    "اتوبوس شب" در جوایز فیلم آسیا پاسیفیک جایزه ویژه هیئت داوران را برد. این فیلم بر اساس فیلمنامه مشترک پوراحمد و حبیب احمدزاده ساخته شده و در جشنواره فجر و جشن خانه سینما جوایزی در رشته‌های کارگردانی، فیلم، فیلمنامه و بازیگری برده است. خسرو شکیبایی، محمدرضا فروتن، مهرداد صدیقیان، الناز شاکردوست، احمد کاوری و امیرمحمد زند بازیگران آن هستند.
    دو مجموعه تلویزیونی "سرنخ" و "قصه‌های مجید" حاصل رویکرد فیلمساز به مدیوم تلویزیون است. "سرنخ" با انتخاب یک کارآگاه پلیس به شدت ایرانی و پرداخت جلوه های به شدت ملموس از زندگی خانوادگی و شغلی او، می تواند تصویری کپی نشده از کارآگاهان خارجی را به نمایش بگذارد. ماجراهای هر اپیزود و در واقع پرونده هایی که در هر قسمت به عنوان اپیرود مطرح می شود، علاوه بر داشتن ما به ازاء واقعی به نوعی دربر گیرنده مسائل قشر محروم و متوسط جامعه است.
    خط سریالی مجموعه هم در کنار هر اپیزود، پیشرفت تدریجی دارد و این دو خط به نوعی پرداخت شده که در انتها مسئله خانوادگی زندگی کارآگاه یعنی به قتل رسیدن پدر زنش، با متهم شدن او تبدیل به پرونده نهایی مجموعه می شود. این مجموعه از نمونه هایی بود که در زمان خود توانست شکل گیری عشق و دل بستن را با یک سکانس تصویری و بدون رو به رویی دو شخصیت به نمایش بگذارد. سکانسی که دستیار و دختر کارآگاه هر کدام در اتاق خودشان در تنهایی به نقطه ای چشم دوخته اند و باد پرده ها را تکان می دهد و نگاه شخصیت ها به نقطه ای نامعلوم است ...
    "قصه های مجید" رویکرد پوراحمد به اقتباس از ادبیات ایران است. این بار با تغییر در جغرافیا و اصلیت نوجوان قصه، مجید یک نوجوان اصفهانی می شود که در کنار یک قصه ملموس و تجربه شده توسط مرادی کرمانی، دلمشغولی و تجربه های خاص کارگردان را هم ترسیم کند. کارگردانی که هنوز دوران کودکی را فراموش نکرده و به آن وفادار است تا حقانیت آن را به اثبات برساند. اینجاست که دیگر نمی توان از پرداخت ساده و یک سویه ماجراها و اتفاقات به عنوان یک نقطه ضعف نام برد.
    کیومرث پوراحمد در حال حاضر مشغول تهیه تله فیلم "دلشوره" به کارگردانی برادرش مهرداد پوراحمد است. این فیلم مضمونی اجتماعی دارد و با فیلمنامه ای از کیومرث در تهران فیلمبرداری شده است. داستان "دلشوره" درباره مردی به نام سعید سهامی است که پس از سال‌ها به کشور بازمی‌گردد و به دنبال بچه‌اش می گردد که با همسر سابقش زندگی می‌کند. در این جستجو سعید مسائلی برای همسر سابقش و شوهر جدید او به وجود می‌آورد که ...
    مجید مشیری، امیرمحمد زند، کورش سلیمانی، معصومه میرحسینی، ملیکا طباخی، امیررضا وزیری و بیژن سیفان بازیگران، ناصر کاووسی مدیر تصویربرداری، مهدی صالح کرمانی صدابردار، مهدی گلستانه دستیار کارگردان، داریوش بابائیان مجری طرح و کیومرث پوراحمد مشاور کارگردان هستند.
    
    منبع: خبرگزارى مهر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 20:29  توسط مریم و نازی | 
 

عكس جالبي از همايون ارشادی بازيگر ايراني در فيلم هاليوودي بادبادك باز

همايون ارشادي هم جهانی شد.این بازیگر ۵۰ ساله ایرانی در يكي از نقش هاي اصلي فيلم بادبادك باز به كارگرداني مارك فوستربازی کرده است.بادبادک باز براساس رمانی به همین نام از خالد حسيني ساخته شده و قرار است ۲۳آذر بر پرده سينماهاي جهان برود.

این بازيگر که برای اولین بار در کاکادو (تهمینه میلانی)بازی کرده بود با فیلم طعم گیلاس (عباس كيارستمي)در سال ۷۵به شهرت رسیدو بزودی در ۱۱ فیلم همچون عشق گمشده،درخت گلابی،مزاحم،جایی دیگر ،سیمای زنی در دوردست،سفربه هیدالو،رویای خیس،پرونده هاوانا،ازدوردست و...بازی کرد.او در فیلم بادبادك باز نقش پدر امير يكي از شخصيت هاي اصلي فيلم مارك فورستر به ايفاي نقش مي پردازد. در فيلم بادبادك باز به غير از ارشادي جمعي از بازيگران افغاني چون شوان توب، سعيد تاقماوي آتوسا لينوي و خالد عبدالله در نقش امير بازي مي كنند.

بد نيست بدانيد كه مشهورترين فيلم فورستر «در جست وجوي ناكجاآباد» است .فیلم جدیداین کارگردان (بادبادک باز)در آخرين مراحل آماده سازي خود است و قرار بود آبان ماه اكران شود اما به دليل خارج كردن بازيگران كودك فيلم از افغانستان به تعويق افتاد. به نظر مي رسد اين فيلم با توجه اقبال جهاني كه اصل كتاب با آن روبه رو شد، جزو فيلم هاي پرفروش سال شود.

اما قصه فيلم چنين است: آقا توفان پدر امير افغاني مالك و ثروتمند پشتون در كودكي با علي، بچه يتيم فقير، كه فلج اطفال چهره اش را سخت زشت كرده است و هزاره است، دوست و همبازي است. آقاتوفان با شاهزاده اي ازدواج مي كند و صاحب پسري مي شود به نام امير. علي هم با دختر عموي زيبا و سربه هوايش صنوبر ازدواج مي كند كه پس از به دنيا آوردن حسن لب شكري همراه كولي ها فرار مي كند. اميرتوفان در توفان حوادث ناگواري كه در كشورش روي مي دهد به همراه امير (راوي و شخصيت اصلي رمان) از افغانستان خارج مي شود و به آمريكا مي رود، اما بين راه افغانستان - پاكستان براي نجات يك زن افغان از دست يك سرباز روس، مبارزه سختي مي كند و سرانجام پيروز مي شود. پدر امير در نهايت در غربت آمريكا در حالي كه شاهد تكه تكه شدن سرزمينش به دست هموطنان و بعدها نيروهاي طالبان است مي ميرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 8:7  توسط مریم و نازی | 
«ميم مثل مادر» و «بودا از شرم فرو ريخت» جايزه جهاني گرفتند

 

فيلم سينمايي "ميم مثل مادر" ساخته زنده‌ياد رسول ملاقلي‌پور جايزه بهترين فيلم بلند سينمايي دهمين جشنواره بين‌المللي فيلم مذهب امروز ايتاليا را به خود اختصاص داد. اين فيلم كه به همراه 12 فيلم كوتاه و بلند از سينماي ايران از جمله "خدا نزديك است" ( علي وزيريان)، "مسيح" ( نادر طالب‌زاده)،‌ "آفتاب بر همه يكسان مي‌تابد" ( عباس رافعي) و "گرگ و ميش" ( قاسم جعفري) در اين جشنواره حضور داشتند كه فيلم "آفتاب بر همه يكسان مي‌تابد" ( عباس رافعي) جايزه‌ي "روح ايمان و زن و دين" را به خود اختصاص داد. طبق اعلام بنياد سينمايي فارابي، از ميهمانان حاضر در اين جشنواره مي‌توان به كريستف زانوسي فيلمساز لهستاني و جوزپه دكارلي روزنامه‌نگار معروف همچنين انزوسيستي مجري طرح فيلم "مصائب مسيح" كه به همراه مجتبي راعي كارگردان سينماي ايران از اعضاي هيات داوران دهمين دوره اين جشنواره بودند.
گفتني است: هيات داوران ضمن اعطاي جايزه‌ي بهترين فيلم بلند سينمايي به فيلم "ميم مثل مادر" در بخشي از بيانيه خود در مورد اين فيلم آورده است: قلمي كه دركي عميق از تبعات جنگ به خصوص جنگ با سلاح‌هاي شيميايي را به مخاطب عرضه مي‌دارد مسئله‌يي كه نبايد هيچ گاه به وادي فراموشي سپرده شود.

سي و ششمين جشنواره بين‌المللي «نوو سينما» در شهر مونترال جايزه ويژه نوآوري «دنيل لنگلوئيس» خود را به فيلم سينمايي «بودا از شرم فرو ريخت» اهدا كرد. اين فيلم اولين كار بلند سينمايي حنا مخملباف، نگاهي است به شرايط و تنش هاي جامعه امروز افغانستان از وراي ديد يك كودك. اين چهارمين جايزه در طول ماه جاري است كه پس از جايزه يونيسف در جشنواره رم براي فيلم «بودا از شرم فرو ريخت» به حنا مخملباف اهدا مي‌شود كه پيش‌ از اين موفق به دريافت جايزه ويژه هيئت داوران و جايزه تلويزيون اسپانيا از جشنواره سن سباستين شده است.

مراسم بزرگداشت فريدون گله در خانه سينما

مراسم بزرگداشت فريدون گله ساعت 17 امروز با حضور سينماگران و علاقه مندان در خانه سينما برگزار مي شود.
در اين مراسم که به همت کانون کارگردانان و انجمن منتقدان خانه سينما برگزار خواهد شد، جواد طوسي و عليرضا رئيسيان به عنوان روساي اين دو صنف سينمايي سخنراني مي کنند. علي معلم ، غلامعباس فاضلي ، فريدون جيراني و سيروس الوند هم ديگر سخنرانان مراسم بزرگداشت سينماگر سالهاي دهه 1350 ايران در دومين سال درگذشت او خواهند بود، ضمن اين که نامه مادر فريدون گله نيز در اين مراسم خوانده مي شود.

"هالووين" بهترين فيلم ترسناك نيم قرن گذشته شد

فيلم سينمايي «هالووين» به عنوان بهترين فيلم ترسناك سينماي جهان طي نيم قرن گذشته انتخاب شد.

سايت فيلم‌هاي ترسناك "esplatter" كه يكي از بزرگ‌ترين سايت‌هاي فيلم در اينترنت است، پس از نظرسنجي از علاقه‌مندان سينما اعلام كرد، فيلم «هالووين» به عنوان بهترين فيلم ترسناك سينما در 50 سال گذشته انتخاب شد.

به گزارش پايگاه خبري فيلم فستيوال، اين فيلم كه محصول سال 1978 است، توانست بالاتر از آثار كلاسيكي چون «غروب مردگان» ساخته "جورج رومرو" و «جن‌گير» قرار بگيرد.

موسس اين سايت فيلم اعلام كرد، فيلم «هالووين» امروزه همچون 29 ساله گذشته يك شاهكار محسوب مي‌شود. خيلي از افرادي كه در نظرسنجي ما شركت كردند، در زمان ساخت فيلم حتي متولد نيز نشده بودند، اما اكنون هالووين را فيلم محبوب خود مي‌دانند.

فيلم «هالووين» ساخته "جان كارپنتر" است كه با هزينه تنها 325 هزار دلار ساخته شد و فروش آن در آمريكا به 47 ميليون دلار رسيد. در اين نظرسنجي، «جن گير» در رتبه دوم ايستاد و «قتل‌عام زنجيره‌يي تگزاس» سوم شد و «غروب مردگان» در رتبه چهارم قرار گرفت.

راب كوهن «موميايي3» را مي سازد

"راب كوهن" خالق آثاري چون "سه ايكس" و "تند و سريع" فيلم‌برداري "موميايي 3" را به‌زودي در روستايي واقع در شمال شهر "پكن" آغاز خواهد كرد.
به گزارش خبرگزاري رويترز، «موميايي 3» توسط شركت فيلم‌سازي يونيورسال پيكچر با بازي "لوك فورد" ساخته مي‌شود.
"فورد" در نقش پسر "برندان فريزر" ظاهر خواهد شد. در دو قسمت اول "موميايي" (1999) و بازگشت موميايي (2001) "برندان فريزر" در نقش يك ماجراجوي جان ظاهر شده بود كه با اهريمن مبارزه مي‌كند.
راب كوهن تهيه‌كننده و كارگردان 58 ساله آمريكايي درباره‌ي "موميايي 3" به رويترز گفت: اين فيلم جنگ بين خانواده‌ي كاشفان و باستان‌شناسان امپراتوري چين را روايت خواهد كرد.
لوك فورد در موميايي3 نقش "الكس اوكانل" را بازي مي‌كند، او پسر بيست و چند ساله "ريك اوكانل" (فريزر) كه راهي سفري ماجراجويانه به مقبره‌هاي ممنوع در چين در هيماليا مي‌شود و در آنجا به يك موميايي جديد برمي‌خورد. نقش اين موميايي را جت‌لي بازي مي‌كند و "ميشل يوه" هم در نقش جادوگر ظاهر مي‌شود.
فيلم‌نامه "موميايي 3" توسط "مايلز ميلر" و "آلفرد گو" به نگارش درآمده و "استفان سامرز" كارگردان دو فيلم اول يكي از تهيه‌كنندگان فيلم است.
قرار است نمايش عمومي "موميايي 3" ژوئيه سال آينده اوايل (تابستان)، كمي پيش از آغاز مسابقات "المپيك پكن" آغازشود.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 20:39  توسط مریم و نازی | 

 

رازهای فتح گیشه


    
    
    
     مروری بر فیلم‌های پرفروش سال‌های اخیر سینمای ایران نشان دهنده این نكته است كه اغلب آثار موفق در گیشه، از دید صاحب‌نظران و منتقدان فاقد ارزش‌های سینمایی ارزیابی شده‌اند.
    در این سال‌ها كمتر پیش آمده فیلمی كه مورد توجه تماشاگران قرار گرفته از ساختار سینمایی قابل دفاعی برخوردار باشد. چگونه می‌شود فیلمی با ساختاری سست و كم مایه، موفق به فتح گیشه ‌شود؟ چگونه است كه فیلمی چون «شارلاتان» چند برابر «خیلی دور خیلی نزدیك» می‌فروشد؟
    و چرا اتفاقی چون «چهار شنبه سوری» كه هم مردم دوستش داشتند و هم منتقدان و كارشناسان بر ارزش‌‌هایش صحه گذاشتند؛ زیاد تكرار نمی‌شود؟ نقش ستاره‌ها در جذب مخاطب چقدر اهمیت دارد؟

    رضا درستكار، منتقد سینما، در این‌باره معتقد است فروش فیلم‌ها در سینمای ایران هیچ رمز و راز عجیبی ندارد.اما ظاهرا برخی دوست دارند آن را رمز آلود كنند. ممكن است در آثار ماندگار و باارزش هنری رازهایی وجود داشته باشد اما در مورد فروش فیلم‌های ایرانی هیچ اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد و تنها راز موجود، در سلیقه نازل بصری و سینمایی نگاه داشته شده تماشاگران نهفته است.
    ما سطح سلیقه تماشاگر را به هزار و یك دلیل نازل نگاه داشته‌ایم و تماشاگر دیگر رغبتی به تماشای فیلم‌های خوب سینمایی ندارد. قلیلی از افراد هم كه تمایل و عادت به سینما رفتن دارند، به آن به شكل سرگرمی و تفنن نگاه می‌كنند.
    
    ● ذائقه لو رفته تماشاگر
    به اعتقاد درستكار، یك فیلمساز در زمان ساخت فیلمش به اینكه مردم چگونه به آن فیلم نگاه می‌كنند توجه می‌كند. او می‌گوید: مردم ما مردم عبوس و تلخی هستند و دیگر از تماشای فیلم‌های تلخ لذتی نمی‌برد.پس در حال حاضر فیلم‌هایی از این دست نمی‌توانند در سینمای ما جریانی را به وجود بیاورند و فیلم‌هایی كه عكس این شرایط را نشان می‌دهند در گیشه موفق‌ترند.
    مردم ما تمایل به تماشای فیلم‌های‌رؤیا پرداز دارند. شاید در بعضی مواقع كه آنها شادتر بودند و روحیه متفاوت تری داشتند و به مفهوم مدرن، رنج‌های كمتری داشتند از فیلم‌هایی هم چون «گوزن‌ها»، «قیصر» و...استقبال می‌كردند چون می‌خواستند تلخی كه داشتند را بالانس كنند.
    از سوی دیگر در سینمای ما تعدادی تهیه‌كننده وجود دارد كه آنها سهم مهمی در نازل نگه داشتن سطح سلیقه تماشاگر ایرانی دارند. آنها ذائقه عمومی تماشاگر را می‌شناسند و از این مسئله سوء استفاده می‌كنند. به همین دلیل است كه شما شاهد هیچ سیر و تطوری در سینمای ایران نیستید.
    همه فیلم‌های ما این روزها فیلم‌های موسوم به دختر و پسری است یعنی دیگر قصه و داستان و فن و تكنیك و هنر هیچ اهمیتی ندارد. اكثر فیلم‌های سینمای امروز ایران حكم تنقلاتی را دارند كه شما همیشه به خوردن آنها تمایل دارید اما كاركرد این فیلم‌ها چیزی بیش از آن تنقلات نیست یعنی تنها سرگرم‌كننده هستند و در همان لحظه لذت بخش. اگر می‌خواهید بدانید جایگاه فرهنگ ما در این میان كجاست باید گفت دیگر چنین مفهومی در سینمای ما وجود ندارد.
    درستكار در مورد نقش ستاره‌ها در پرفروش شدن فیلم‌ها نیز معتقد است:در سینمای ایران همیشه مشكلات بزرگی وجود دارد. شاید ستاره‌ها هم نقش مهمی در فروش فیلم‌های سینمایی ایفا كنند.اما توجه كنید كه در وزارت ارشاد كه متولی فرهنگی كشور است باید مشخص كند بودجه‌ها صرف چه برنامه‌هایی می‌شود. متأسفانه فیلم‌های فاقد ارزش به راحتی مجوز اكران می‌گیرند اما برای بسیاری از فیلم‌های فرهنگی مشكلاتی سر راه اكران به و جود می‌آید.
    برخی نهادهای فرهنگی گاه به محافلی برای سیاسی كاری بدل می‌شود، از طرفی اصناف قدرتمند سینمایی مدام در جنگ و دعوا هستند و...حالا در چنین شرایطی چطور می‌توان تحلیل كرد كه مشكل فروش فیلم‌ها در سینمای ایران از كجا ناشی می‌شود.
    
    ● رویا فروشی فیلم سازان
    احمد طالبی نژاد نیز معتقد است مسئله مخاطب در سینمای ایران باید از چند زاویه بررسی شود. یك بعد این مسئله از لحاظ روان شناسی و جامعه شناسی قابل بررسی است.مردم ما در حال حاضر دغدغه ذهنی و مشغله‌های بسیاری دارند و حاضر نیستند به تماشای فیلم‌هایی بنشینند كه دغدغه‌هایشان را افزایش می‌دهد.
    اگر آنها به تماشای فیلم خوب نمی‌نشینند، به این خاطر است كه نمی‌خواهند واقعیت‌های اطرافشان را ببینند. اما فیلم «آتش بس» و «اخراجی‌ها » برایشان خوشایند است چون می‌خواهند از واقعیت‌های روز دور بشوند و در فضاهای غیرواقعی سیر كنند. در بعضی كشورهای دیگر هم این اتفاق رخ می‌دهد.
    مردم كشور هند هم از فیلم‌های هنری استقبال نمی‌كنند و در عوض مشتری دائمی فیلم‌های تجاری هستند. فیلم‌هایی كه فاقد واقعیت است. آنها می‌خواهند سرگرم بشوند پس فیلم سازان هم‌رؤیا فروشی می‌كنند.
    به اعتقاد این منتقد امروزه ایرانی‌ها هم تنها به‌دنبال سرگرم شدن هستند و می‌خواهند بخندند.البته همیشه هستند افرادی كه در اقلیتند و جزو مخاطبین كمال‌گرا محسوب می‌شوند و حاضر نیستند به تماشای هر فیلمی بنشینند. از نظر اقتصادی هم وقتی مردم ما مشكل دارند و ناامید و عصبی هستند به سراغ فیلم‌های ناامید‌كننده نمی‌روند.
    یعنی رفتار مردم ما به نوعی واكنش به شرایط موجود است.از طرف دیگر وقتی مسئله جرح و تعدیل در فیلم‌ها مطرح می‌شود، فیلم سازان به سمت ساخت فیلم‌هایی با مفهوم غیرواقعی معناگرا می‌روند. در این حالت محتوایی به مردم عرضه می‌شود كه واقعیت ندارد. در تلویزیون كه یك رسانه ملی است نیز همین اتفاق می‌افتد.آیا وقتی در تلویزیون شما شیطان و جن و روح را می‌بینید یعنی می‌خواهید مردم را از واقعیت‌ها دور كنید؟
    طالبی نژاد در مورد سهم هنر پیشه‌ها ی معروف در فروش خوب فیلم‌های فاقد ارزش سینمایی می‌گوید: این طور نیست كه همیشه ستاره‌ها باعث فروش خوب فیلم‌ها‌، حالا با هر كیفیتی بشوند. گاهی اوقات حتی ستاره‌ها هم نتوانسته‌اند ضامن موفقیت فیلم‌ها باشند.
    این اتفاق در بعضی دوره‌ها برای هنر پیشه‌های مطرح و خوبی هم چون پرویز پرستویی و رضا كیانیان رخ داده است.اما شاید در مورد بعضی از هنر پیشه‌های تازه‌تر این حرف صحیح باشد.هنر پیشه‌هایی كه گاه مخاطب را به یاد هنرپیشه‌های هندی می‌اندازند و باعث جذب مخاطب می‌شوند.
    اما در نهایت باید گفت كه مردم ما خسته هستند و ما هم نمی‌توانیم با برنامه‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی آنها را خسته‌تر كنیم.هر چند كه فیلم‌های خوب مشتری خودشان را پیدا می‌كنند و كم كم به ارتقای سطح سلیقه تماشاگر كمك می‌كنند. اما باید فیلم‌هایی ساخته شود كه نه به ابتذال دامن بزنند و نه بیانگر روشنفكری مطلق باشند حالا پیدا كردن فرمول ساخت این فیلم‌ها به عهده سینماگران است.
    
    ● هرچه بی‌محتواتر، بهتر
    فرزاد مؤتمن كارگردان نیز معتقد است مسئله استقبال تماشاگران از برخی فیلم‌های فاقد ارزش‌های هنری اصلا مسئله تازه‌ای نیست.
    او می‌گوید: در همه جای دنیا این اتفاق می‌افتد و غالبا این گونه فیلم‌ها در گیشه موفق هستند. فرهنگ عمومی همیشه گرایش بیشتری به فیلم‌های بی‌محتوا و كم مایه دارد.البته همیشه فیلم‌های خوب هم وجود دارند و فیلم ‌سازان تلاش می‌كنند فیلم‌های متفاوتی خلق كنند. حتی كارگردانهای بزرگ و مطرح هالیوود هم همیشه فیلم‌های خوب و آثار شاخص شان كمتر از فیلم‌های تجاری‌شان می‌فروشد. این مسئله اصلا تعجب برانگیز نیست.
    اما به اعتقاد این كارگردان مسئله فروش خوب فیلم‌های فاقد ارزش‌های سینمایی به شكل
    غلیظ تری در كشور ما اتفاق می‌افتد. او می‌گوید: شاید نظارت بیش از حد، برخی از سینماروها را به سینما بی‌اعتماد كرده است.لابد چون احساس می‌كنند یك فیلم هر چه بی‌محتواتر باشد بهتر است! اگر شرایط ساخت فیلم‌های جدی‌تر فراهم شد مردم هم علاقه بیشتری نشان می‌دهند. وگرنه مردم هم با همین موج جلو می‌آیند.
    مؤتمن درخصوص تأثیر گذاری چهره‌های شاخص بازیگری در فروش خوب فیلم‌ها نیز معتقد است:بازیگران البته تأثیرگذار هستند اما در كشور ما به تجربه ثابت شده كه حضور ستاره‌ها تضمین‌كننده موفقیت فیلم در گیشه نیست. هر چند من معتقدم اگر فیلمی بسازیم كه ستاره نداشته باشد خطر كرده‌ایم و من به‌عنوان یك كارگردان ترجیح می‌دهم با ستاره‌ها كار كنم چون هم فروش فیلمم بیشتر می‌شود هم معتقدم ستاره‌ها بهترین هنرپیشه‌ها هستند.
    اما از سویی دیگر باید گفت جامعه ما جامعه جو زده‌ای است و چند سالی است كه جو سینمای ما به سمت فیلم‌هایی شبیه به همین طنزهای شبانه تلویزیونی گرایش پیدا كرده است.مردم این جو را از تلویزیون می‌گیرند و این فرمول در سینما هم جواب می‌دهد یعنی سلیقه تماشاگر با این برنامه‌های تلویزیونی تربیت می‌شود.
    
    ● نیاز به سینمای استاندارد
    در كشورهای صاحب سینما، جز در مواردی استثنایی، به ندرت پیش می‌آید كه محصولی زیر استاندارد، قادر به فتح گیشه شود. فن‌آوری در سینمای معاصر، حرف اول و آخر را می‌زند و برای جذب تماشاگر باید به سمت«حرفه‌ای»شدن رفت. در این‌جا اما فتح گیشه قواعد دیگری دارد. گاهی اوقات كافی است دو ستاره پولساز در فیلمی حاضر شوند تا فروشش تضمین شود.
    در حالی‌كه در هالیوود فیلمی چون «تهاجم» با بازی نیكول كیدمن و دانیل كریك(جیمز باند تازه سینما) چون فیلم ضعیفی از كار در می‌آید، به شدت هم در گیشه شكست می‌خورد.در این‌جا اما هر فیلمی خوب بفروشد «حرفه‌ای» و معمولا هر فیلمی كه قادر به جذب مخاطب نباشد، به غلط هنری نامیده می‌شود.
    سال‌ها پیش زنده یاد جلال مقدم جمله‌ای گفته بود كه هنوز هم كاربرد دارد:«حرفه‌ای بودن مانع فكر كردن نیست.»با رسیدن به سینمایی استاندارد می‌توان امیدوار بود كه فیلم‌های موفق در گیشه، اگر واجد نوآوری و خلاقیت نیستند،دست كم حرفه‌ای باشند.
    
    منبع: همشهري آنلاين
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 21:12  توسط مریم و نازی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به نام خدا.سلام به شما بازديد كننده عزيز
وبلاگ تازه هاي سينما با آخرين خبرها از سينمای ایران و خارج در خدمت شماست..با آرزوي اوقاتي خوش .

مديران وبلاگ تازه هاي سينما مريم و نازي

نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
خبرهای هالیوود
خبرهای از سینمای ایران
بیوگرافی
گزارش اکران فیلم های روی پرده
مصاحبه
تبریک ها و تسلیت ها
جشنواره
نقدی بر فیلم
عکس
نویسندگان
مریم و نازی
مریم
نازی
پیوندها
طرفداران Nicole Kidman(مریم)
طرفداران فوتبال(نازی)
سایت رسمی بهرام رادان
سایت رسمی سیامک انصاری
سایت رسمی محمد رضا گلزار
سایت رسمی مهران مدیری
سایت رسمی سینمای ما
سایت رسمی سینمای ایران
سایت رسمی خرید فیلم
سایت رسمی هنرپیشه های قدیم و خواننده های ایرانی
سایت رسمی جشنواره فجر
سایت رسمی بازیگران ایرانی
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
شاهکار سینمای ایران گشیفته فراهانی
گشیفته فراهانی
برادران هميشگي گلشيفته فراهاني
دل شیفته
بهرام رادان عاشق عصیان
اندر احوالات بهرام خان رادان
بهرام رادان
نشستگاهی در باره شاه فیلم ایران سنتوری
نوین تصویر
نصف مال فیلم,نصف مال تئاتر
شهر سینما
سینمای ایران و جهان
سینما (سیاوش)
ویلون سیاه
اردشیر ساسانی
استدیو قرمز
دونده_ تخصصي سينماي ايران(بهمن عبداللهي)
دونده تا بی نهايت (محسن طارمی)
طرفداران Nicole Kidman
دایره المعارف اینترنتی ارنا
دکتر علی شریعتی
خواب خوب
سینمای خودمونی
موسسه سينمايي فيلمسازان گروه هفت
داریوش مهرجویی؛سینماگر همیشه استاد
مركز اطلاعات اينترنتي سينما
ذيالوگ هاي ماندگار سينماي ايران
بهرام رادان (پريسا و سارا )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

*** .... *** ........


irLearn.com

....