![]() |
![]() |
|
| تازه ترین خبرها از سینما |
مجموعه دروغ ها 4 اكتبر با حضور گلشيفته فراهاني و ساير ستارگان فيلم اكران مي شود.
![]() ![]()
دي کاپريو : گلشيفته يک بازيگر خارق العاده است.
همزمان با انتشار تصاوير جديد از فيلم «مجموعه دروغ ها» ساخته جديد ريدلي اسکات، اطلاعات و اظهارنظرهاي جديدي درباره اين فيلم از سوي سازندگان آن ديروز در منابع خبري مختلف منتشر شد. در حالي که گلشيفته فراهاني اين روزها در سوئد به سر مي برد و همراه عوامل سازنده فيلم «سنتوري» داريوش مهرجويي و وحيده محمدي فر در جشنواره «ياري» اين کشور شرکت کرده است، مسوولان امور تبليغي و اطلاع رساني کمپاني وارنر پخش کننده فيلم «مجموعه دروغ ها» طي روزهاي گذشته اطلاعات جديدي درباره اين فيلم در اختيار رسانه هاي خبري قرار دادند. در فاصله کمتر از دو هفته تا اکران فيلم کمپاني وارنر علاوه بر ايجاد تغييراتي در سايت رسمي فيلم، عکس هاي جديدي از فيلم در کنار نظرات سازندگان فيلم درباره نحوه ساخت فيلم منتشر شده است. همچنين چند رسانه ديگر هم به انجام گفت وگوهايي با عوامل پرداختند گلشيفته فراهاني هم جزء آنها است. با اطلاعات جديد منتشره مشخص شد شخصيت «عايشه» به طور قطع يک پرستار ايراني- اردني مقيم امان (پايتخت اردن) است که در يک کلينيک محلي مخصوص پناهندگان فعاليت مي کند. همان طور که پيش از اين در روزنامه اعتماد نوشته شده بود شخصيت عايشه تغيير يافته شخصيت «آليس» در کتاب اقتباس شده براي فيلم است که ويليام موناهان فيلمنامه نويس با مشورت ديويد ايگناشس نويسنده کتاب آن را در قالب يک دختر ايراني- اردني تصوير کرده است. برخورد لئوناردو دي کاپريو با گلشيفته فراهاني در فيلم هنگامي رخ مي دهد که شخصيت راجر فريس مامور اطلاعاتي بلندپايه سيا در جريان ماموريتش براي به دام انداختن تروريست معروف «سليمان» مجروح مي شود و در کلينيکي که فراهاني در آن کار مي کند بستري مي شود. ريدلي اسکات کارگردان معروف فيلم ديروز درباره نحوه انتخاب فراهاني براي نقش عايشه گفت؛ «ما خيلي خوشبخت بوديم که او را به دست آورديم. گلشيفته يکي از مهم ترين بازيگران زن ايراني است. من او را نخستين بار در يک نوار ويدئويي که فيلمي از او داشت، ديدم که بسيار تاثيرگذار بود. بسيار فوق العاده و يک بازيگر کلاسيک کامل بود. بعد سرانجام توانستيم او را از نزديک ببينيم. انرژي خاصي داشت که توصيفش مشکل است.» اسکات با اين توصيف که «از او انرژي و شور خاصي تراوش کرد» از زيبايي خاص فراهاني و اينکه «دوربين واقعاً او را دوست دارد» صحبت مي کند. فراهاني هم در اين گفت وگو که امانوئل لوي آن را انجام داده است در توصيف شخصيت عايشه مي گويد؛ «عايشه يک پرستار است اما عملاً به اندازه يک پزشک آگاهي دارد. در آغاز او فريس را جالب مي يابد اما به صورت جدي به او توجه نمي کند. وقتي کشف مي کند که او يک قلب رئوف دارد به خودش اجازه درگيري بيشتر مي دهد.» امانوئل لوي در گزارش اش اين نکته را مورد تاکيد قرار داده که ويژگي هاي مذهبي مسلمانان بر ارتباط بين شخصيت هاي فريس و عايشه سايه افکنده و سازندگان فيلم نيز اين نکته را مورد توجه قرار داده اند. آنچنان که شخصيت عايشه با بازي فراهاني از تماس با دي کاپريو خودداري مي کند. در اين باره ريدلي اسکات توضيح داده است؛ «فريس حتي نمي تواند با عايشه دست بدهد چون مي داند که اين موضوع مي تواند براي او خيلي بد باشد.» در ادامه گزارش صحبت هاي لئوناردو دي کاپريو درباره گلشيفته آمده که در نوع خود جالب است. دي کاپريو گفته است؛ «گلشيفته يک بازيگر خارق العاده است. بخشي از ناآگاهي او نسبت بر روابط زنان و مردان در فيلم هاي غربي بر روابط فريس و عايشه سايه افکنده که او به خوبي از عهده اجراي آن برآمده است. فريس احساس نزديکي بسيار زيادي به عايشه دارد. او بسيار به فرهنگ عايشه و سنت او احترام مي گذارد و براي توسعه ارتباطش با او فعاليت مي کند.» «لئو بسيار بزرگ بود.» اين شروع صحبت هاي گلشيفته درباره دي کاپريو است که چنين ادامه پيدا مي کند؛ «او بسيار بخشنده بود و به من احساس راحتي کامل مي داد. او واقعاً به من کمک زيادي کرد. همکاري با او براي من افتخار بزرگي بود.» صحبت هاي تهيه کننده اجرايي درباره بازي گلشيفته و دي کاپريو پايان دهنده اين گزارش است که از حاصل فوق العاده اين ترکيب صحبت کرده است. جمعه 10 اکتبر (19 مهر) اکران رسمي فيلم شروع مي شود در حالي که نمايش هاي ويژه افتتاحيه فيلم از هفته آينده آغاز مي شود. ظاهراً نيويورک اولين مقصد عوامل است که فراهاني نيز در آن حاضر خواهد بود.
منبع : imdb |
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 18:30 توسط مریم و نازی |
|
|
دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران شب گذشته با حضور بیش از پنج هزار نفر در فضای باز طبقه پنجم برج میلاد برگزار شد.
در این جشن که از ساعت 9 شب آغاز شده و تا حدود ساعت 1 ادامه داشت ، پس از سرود جمهوری اسلامی و تلاوت قرآن مجید ، امین تارخ به روی صحنه آمد و به سخنرانی پرداخت . در ادامه کلیپی ازهنرمندانی چون : ابوالحسن داودي، سيفالله داد، يدالله صمدي، فرشته طائرپور، محمدمهدي عسگرپور، فخرالدين انوار و ... پخش شد که در این کلیپ آن ها درباره ی سینمای بپس از انقلاب سخن گفتند . بعد از اجرای موسیقی توسط گروه کر محمد نوری به سرپرستی علی شفقی نژاد نوبت به اهدای جوایز رسید . عليرضا زرين دست و سيف الله صمديان به روی صحنه رفتند و جایزه ی بهترین عکاس را به علی نیک رفتار برای فیلم دست های خالی اهدا کردند . رویا تیموریان و عبدالله اسكندري هم جایزه ی بهترین چهره پردازی را به مهین نویدی برای فیلم صد سال به این سال ها اهدا کردند . نجف فتاحي و غلامرضا موسوي جایزه ی بهترین جلوه های ویژه ی بصری را به امیر سحرخیز برای فیلم خواب لیلا و جایزه ی بهترین جلوه های ویژه میدانی را به داوود رسولیان برای فیلم فرزند خاک اهدا کردند . جایزه ی بهترین صدابرداری را پژمان بازغی و احمد رسول زاده به عباس رستگار پور برای فیلم فرزند خاک اهدا کردند . جایزه ی بهترین صداگزاری و میکس هم پانتآ بهرام و جهانگير ميرشكاري به محمدرضا دلپاک و رضا نریمی زاده برای فیلم خاک آشنا اهدا کردند . جایزه ی بهترین طراحی صحنه و لباس هم توسط مجید میرفخرایی و گلاب آدینه به ژیلا مهرجویی و شعله نواب تهرانی اهدا شد . هانیه توسلی و محمد سرير هم جایزه ی بهترین موسیقی متن را به کارن همایونفر برای فیلم خاک آشنا اهدا کردند . جایزه ی بهترین تدوین را علیرضا خمسه و بهرام دهقانی به عباس گنجوی برای فیلم خاک آشنا اهدا کردند . رخشان بنی اعتماد و مسعود رایگان هم به روی صحنه رفتند و جایزه ی بهترین فیلم برداری را به علیرضا زرین دست برای فیلم فرزند خاک اهدا کردند . جایزه ی بهترین نقش مکمل زن را مرتضی شایسته و رویا نو نهالی به مهتاب نصیر پور برای فیلم فرزند خاک اهدا کردند . جهانگیر کوثری و باران کوثری جایزه ی بهترین نقش مکمل مرد را به بابک حمیدیان برای فیلم ریسمان باز اهدا کردند . جایزه ی بهترین نقش اول زن به گوهر خیر اندیش برای فیلم دعوت تعلق گرفت که به علت شکستگی پایش ، جایزه اش را دخترش از شهاب حسینی و فرشته طاهر پور دریافت کرد . مریلا زارعی به روی صحنه رفت و متن پیام مکتوبی که خیر اندیش به او داده بود را خواند : به نام خالق زيبايي ها و سلام به عزيزان حاضر شكر خدا كه تركيدگي آپانديسم منجر به مرگم و تداخل آن با جشن خانه سينما نشد! چندي پيش در روستايي در نزديكي زنجان سر صحنه سريال حماسه آرد، دچار عارضهاي شدم و چون دير به بيمارستان رفتم، حالم بد شد و مرا توصيه به استراحت مطلق كردند اما چون هيچ چيز مطلق نيست، زبان و قلم از اين استراحت معاف شد و با قلم سپاسم را به عزيزاني ميرسانم كه با نگاهي حرفهاي و متر و معيار خود كار ما را داوري كردند . داریوش فرهنگ و امین تارخ برای اهدای جایزه ی بهترین نقش اول مرد به روی صحنه رفتند . جایزه ی بهترین نقش اول مرد به مرحوم خسرو شکیبایی برای فیلم ستاره بود تعلق گرفت که جایزه اش را پسرش از داریوش فرهنگ دریافت کرد . پوریا شکیبایی پس از دریافت جایزه گفت : كاش پدرم اينجا بود، خودش جايزه را ميگرفت و من به او تبريك ميگفتم. هميشه وقتي اسم كانديداها را ميخواندند قلبم تند ميزد كه آيا پدرم جايزه را ميبرد يا نه. قلب من امشب هم تند ميزند، اما پدرم نيست. جایزه ی بهترین فیلم نامه به محمدعلی باشه آهنگر و محمدرضا گوهری برای فیلم فرزند خاک توسط فرهاد توحیدی وعليرضا شجاعنوري اهدا شد . جایزه ی بهرین کارگردانی را رضا کیانیان و سیروس الوند به بهمن فرمان آرا برای فیلم خاک آشنا اهدا کردند . جایزه ی بهترین فیلم هم به سید احمد میر علایی برای فیلم فرزند خاک توسط محمدمهدی عسگر پور و فخرالدین انوار اهدا شد . لازم به ذکر است که گروه کر حاضر در مراسم از نخستین دقایق تا انتهای مراسم یعنی حدود 4 ساعت ایستاده بودند و با صدای ساز ها ی زیبایشان برگزیدگان جشن را همراهی می کردند . صدا .... دوربین .... حرکت ...... صدا ...... دوربین ....... کات . پس از اهدای جوایز حسین پاکدل تا جشن سیزدهم با همه خداحافظی کرد و حاظران را به گوش کردن موسیقی زنده و پس از آن آتش بازی دعوت کرد . ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 16:31 توسط مریم و نازی |
|
|
بازگشت امير نادري به «دونده»
شصت و پنجمين جشنواره فيلم ونيز با رسيدن به روزهاي مياني بيش از هر چيز شاهد واکنش هاي منفي از سوي منتقدان و صاحب نظران است. تقريباً تمام منتقدان حاضر در جشنواره در دو روز اخير به صورت همزمان نسبت به ضعف فيلم هاي اين دوره قديمي ترين جشنواره سينمايي دنيا انتقاد و فيلم هاي امسال را «دور از انتظار» و «ضعيف» معرفي کردند. در اين ميان تنها فيلم «پس از خواندن بسوزان» ساخته جديد برادران کوئن که آن هم در برنامه افتتاحيه و خارج از مسابقه به نمايش درآمد توانسته نظر مثبت منتقدان را به دست آورد و به جز آن هيچ کدام از فيلم هاي بخش مسابقه مورد استقبال قرار نگرفته اند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 21:30 توسط مریم و نازی |
|
|
"روز برمیآید"؛ فیلمی با یک موضوع نه چندان تازه
میرباقری در دومین فیلم بلند سینمایی خود تلاش کرده با تکیه بر یک نمایشنامه خارجی نگاهی داشته باشد به اقتباس در سینمای ایران که در همه دوران کمتر مورد توجه فیلمسازان قرار گرفته است. این فیلمساز پس از کسب موفقیت در عرصه فیلم کوتاه، اولین گام برای ورود به سینمای حرفهای را با ساخت "ما همه خوبیم" برداشت. فیلم بر اساس فیلمنامهای از مژگان فرحآورمقدم به گونهای موجز و جزئینگر زندگی یک خانواده طبقه متوسط را تبدیل به اثری گرم کرد و اولین گام میرباقری را به عنوان اثری محکم و حساب شده در کارنامهاش ثبت کرد. میرباقری در "روز برمیآید" با تکیه بر نمایشنامه "دوشیزه و مرگ" آریل دورفمان که رومن پولانسکی نیز بر مبنای آن فیلمی ساخته، اثری میسازد که بخش عمده قوت آن در وهله اول چگونگی ایرانیزه کردن و اینجایی کردن موقعیت و بستر اصلی قصه است. "مرگ و دوشیزه" پولانسکی در حال و هوای جریانهای انقلاب آمریکای لاتین میگذرد و میرباقری در اولین گام برای ایرانی کردن این بستر و واقعی کردن مواجهه یک زندانی سیاسی و بازجوی سابقش در زمان حال، مقطع پر التهاب و شناسنامهدار نزدیک به انقلاب را برای گذشته کاراکترهای اصلی انتخاب کرده است. به این ترتیب هر چند کلیت فیلم در زمان حال و در خانهای در طبیعت شمال میگذرد، اما این گذشته تاریخی است که رویارویی سه کاراکتر اصلی را پیش برده و در هر مقطع چرخش قدرت بین آنها را واجد پتانسیل درام و البته منطقی از جنس رئالیسم و واقعگرایی میکند. "روز برمىآید" با سفر نابهنگام زوج فروغ و جلال (یکتا ناصر - امیر آقایی) آغاز مىشود. سفری که در کنار همه اتفاقات بیرونی قرار است این زوج را به شناختی تازه تر از هم و بخصوص در موقعیت رویارویی میانی آنها را به شناختی تازهتر از خودشان هم برساند. در چنین فیلمنامهاى که به نوعى با چرخش بازى و هویت دوگانه شخصیتها سر و کار داریم، طبعاً نحوه معرفى شخصیتها در بخش ابتدایی اهمیتى ویژه پیدا مىکند. بخصوص که شخصیتها محدود به سه کاراکتر اصلی فروغ، جلال، مهندس دانشور (داریوش فرهنگ) و شخصیت فرعى مأمور پلیس محلى (مهران رجبی) است. مانند حرفهای جلال به فروغ که ویلا را جاى امن و راحتى مىداند که کسى نمىتواند مزاحمشان شود، دیالوگ او هنگام ترک ویلا در حالیکه محیط را امن مىداند ولى اسلحه را به فروغ مىسپارد و حتى مأمور محلی که تأکید مىکند با وجود او هیچ مزاحمى نمىتواند آن اطراف پیدایش شود. سکانس پایانى فیلم با چند تغییر در موقعیت اولیه، همین طراحى را دارد. با این تفاوت که آنها در راه بازگشت هستند، فروغ تیر خورده و امیدى به زنده بودنش نیست و دست خونىاش را روى شیشه مىکشد و... البته مهمتر از همه این که نگاه جلال به همسرش به عنوان یک بیمار متوهم روحى تغییر کرده است. اینجاست که جلو افتادن مخاطب از فیلم منطق کلی کار را زیر سؤال مىبرد و پرداخت و طراحىهاى انجام شده را بیاساس مىکند. "روز بر مىآید" فیلمى است متکى بر هویت دوگانه شخصیتها و بازی با این وجوه، اما لو رفتن آنها و باز شدن زودهنگام گرههای فیلم در کنار موضوعی نه چندان تازه و بدیع تأثیرگذاری را به دنبال ندارد. فیلم "روز برمی آید" دومین فیلم بیژن میرباقری پس از "ما همه خوبیم" و اقتباسی از رمان "دوشیزه و مرگ" آریل دورفمان است که رومن پولانسکی نیز فیلمی بر اساس آن ساخته است. فیلم قصه زنی را روایت می کند که قبل از انقلاب در زندان بوده و به همراه همسرش برای استراحت به نقطهای کوهستانی میرود. اما آنجا با مردی برخورد می کند که بازجوی او در زندان بوده است. داریوش فرهنگ، یکتا ناصر، ناصر آقایی و مهران رجبی بازیگران این فیلم هستند که به تهیهکنندگی سعید شاهسواری در گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما ساخته شده است. "روز برمی آید" از چهارشنبه 13 شهریور در گروه سینمایی آزاد اکران شده است. |
||||
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 21:2 توسط مریم و نازی |
|
||||
|
گلشیفته فراهانی در فيلمي به کارگردانی ریدلی اسکات در نقش یک پرستار ایرانی در مقابل دی کاپریو و راسل كرو بازی كرد.
روز جمعه 10 اکتبر 2008 برابر با 19 مهرماه سال 1387 نمايش فيلمي در سينماهاي امريکا و انگلستان آغاز مي شود که به واسطه يک ويژگي مهم براي ايرانيان جذاب و مهم است. «مجموعه دروغ ها» جديدترين فيلم کارگردان کهنه کار سينماي امريکا ريدلي اسکات در اين روز به پرده سينماها مي رود که نام يک بازيگر شناخته شده سينماي ايران در ميان اسامي دست اندرکاران آن به چشم مي خورد؛ گلشيفته فراهاني همچنین در لينك زير نام گلشیفته را در کستینگ فیلم می توانید ببینید: |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:37 توسط مریم و نازی |
|
هميشه پاي تماشاگر در ميان است... اين هفته چند فيلم جديد روي پرده سينماها مي روند و با احتساب فيلم کمال تبريزي که از هفته گذشته اکران شده، فصل جديد اکران سينماها شروع مي شود. با توجه به اينکه تنها يک ماه تا ماه رمضان باقي مانده، مردادماه آخرين زمان براي اکران مناسب فيلم ها تا پيش از عيد فطر است
از اين هفته فيلم هاي فرزند خاک(محمدعلي باشه آهنگر)، پرچم هاي قلعه کاوه(محمد نوري زاد)، سربلند(سعيد تهراني) و ميناي شهر خاموش(اميرشهاب رضويان) روي پرده مي روند. البته قرار بود «فرزند خاک» و «ميناي شهر خاموش» از هفته گذشته اکران شوند که به دلايلي اکران اين دو فيلم به اين هفته موکول شد. هميشه پاي يک زن در ميان است
|
|||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:49 توسط مریم و نازی |
|
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 10:48 توسط مریم و نازی |
|
||||||||
|
خسرو شکیبایی صبح امروز 28 تیر دار فانی را وداع گفت ... ایشان صبح امروز به علت ایست قلبی در بیمارستان پارسیان درگذشت ... آن مرحوم متولد 1323 تهران , فارغ التحصیل بازیگری از دانشگاه تهران بود . آخرین فیلمی که از او اکران شد اتوبوس شب بود ... یاد و خاطره ی این هنرمند همیشه در ذهن ما خواهد ماند ... هنرمندی بزرگ که در روزهای پایانی عمرش بیماری کمرش را خم کرده بود ... بیماری دیابت که خیلی ها ازآن رنج میبرند ... برای هنرمند عزیزمان از خداوند منان طلب مغفرت و آمرزش میکنیم ...
به یاد خسرو شکیبایی /سیمای یک مرد عاشق در قاب مرگ پرونده زندگی زندهیاد خسرو شکیبایی در حالی بسته شد که سالها بود همگان با دیدنش افسوس همه روزهای رفته را با خاطره بازی او میخوردند؛ روزهایی که بوی زندگی و عشق و پریشانی به همراه داشت.
همین چند روز پیش بود که به لطف پخش "سارا" از تلویزیون با او تجدید دیدار کردیم. وقتی گشتاسب (شکیبایی) ته همه رذالتها و سیاهیهایش با عشق عاقبت بخیر شد و با آن سبد گل و تکه تکه حرف زدنهایش از سارا حلالیت طلبید و نامهاش را از زیر در برای حسام فرستاد، نمیدانم چرا دلم به حال او بیش از همه کسانی که این نقش را بازی کرده بودند سوخت.
خسرو شکیبایی هر چند 40 فیلم سینمایی، چند مجموعه تلویزیونی برجسته و چندین اجرای صحنه ای در کارنامه بازیگری خود دارد ولی بیش از هر چیز با کاراکتر حمید هامون و بازی در نقش این استاد فلسفه عاشق آشفته خود را در دل مخاطب جا کرد و تصویر دوست داشتنی او همواره در قاب این نقش ماند. شکیبایی وجهی از خود به این کاراکتر بخشید که به نوعی در تطابق کامل با خودش قرار گرفت. این گونه بود که پس از آن بیش از آنکه شاهد حضور شکیبایی در نقش های جدید باشیم، برای این به دیدن فیلم هایش می رفتیم که ببینیم این بار حمید هامون در نقش چه کاراکتری ظاهر می شود و این جذابیت بالقوه حضور وی بود. در واقع شکیبایی و هامون یکی شدند تا امروز بعد از گذر همه این سالها او برای ما یادآور همه مردان عاشق باشد که عشق شان را بیمحابا فریاد می زنند و در گیر و دار سنت و مدرنیته خود را یک آدم آویزون می پندارند. همو بود که این جمله کلیدی را از مجموعه "خانواده سبز" وارد دیالوگ های روزمره ما کرد که( قهر هستی، حرف که می زنی؟) و یادی از همه روزهای رفته خود را برای ما باقی گذاشت. چه بسیار نقش منفی هایی که با گذر از فیلتر او خاکستری، جذاب و دوست داشتنی شدند و او بود که ما را وامی داشت که در اوج خطاکاری همراهش شویم و برای رستگاری او و بازگشت به همه نقاط روشن که از او سراغ داشتیم دعا کنیم و پیشاپیش او را به خاطر همه چیز ببخشیم و دوست بداریم. خسرو شکیبایی سال 1323 در تهران به دنیا آمد و تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. او قبل از انقلاب تنها در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفه ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم "خط قرمز" مسعود کیمیایی در سال 1361 آغاز کرد. سرآغاز دوره تازه فعالیت بازیگری شکیبایی فیلم "هامون" داریوش مهرجویی بود. او برای بازی در این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را از هشتمین جشنواره فیلم فجر به دست آورد. شکیبایی همچنین برای بازی در فیلم "کیمیا" احمدرضا درویش بار دیگر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. از مهمترین فیلمهای این بازیگر فقید میتوان به "بانو"، "سارا"، "پری"، "دختر دایی گمشده" و "میکس" مهرجویی، "خط قرمز"، "حکم" و "رئیس" کیمیایی، "کاغذ بیخط" تقوایی، "اتوبوس شب" و "خواهران غریب" پوراحمد، "یکبار برای همیشه" و "مزاحم" الوند، "سالاد فصل" و "ستاره بود" جیرانی، "شب" صدرعاملی، "سرزمین خورشید" درویش، "دستهای خالی" طالبی، "عاشقانه" داودنژاد، "رابطه" و "عبور از غبار" درخشنده و "چه کسی امیر را کشت؟" کرمپور اشاره کرد. تازه های سینما درگذشت این هنرمند برجسته را به خانواده وی و جامعه هنری تسلیت میگوید. یادش گرامی... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:46 توسط مریم و نازی |
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 15:7 توسط مریم و نازی |
|
|
نگاهي به كارنامه گلشيفته فراهاني به بهانه ۱۹ تير روز تولد او
گلشیفته فراهانی Golshifteh Farahani
فیلمشناسی : درخت گلابی (داریوش مهرجویی - 1376)، هفت پرده (فرزاد مؤتمن - 1379)، زمانه (حمیدرضا صلاحمند - 1379)، جایی دیگر (مهدی کرم پور - 1381)، بوتیک (حمید نعمت الله - 1381)، دو فرشته (محمد حقیقت - 1381)، اشک سرما (عزیز الله حمید نژاد - 1381)، بابا عزیز (محمد ناصر خمیر - 1382)، ماهی ها هم عاشق می شوند (علی رفیعی - 1383)، به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا، 1384)، گیس بریده (جمشید حیدری، 1384)، میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور، 1385)، سنتوری (داریوش مهرجویی، 1385) .هميشه پاي يك زن در ميان است ، ديوار ،درباره الي ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 22:27 توسط مریم و نازی |
|
|
||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 14:12 توسط مریم و نازی |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 13:34 توسط مریم و نازی |
|
|
|||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 20:52 توسط مریم و نازی |
|
|
سلام با تبريك ولادت با سعادت بانوي دو عالم حضرت فاطمه (س) و روز زن خوب ديدم كه اين مطلب رو به همين بهانه امشب بگذارم :
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:17 توسط مریم و نازی |
|
||||||||
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 23:15 توسط مریم و نازی |
|
||||||||
|
فيلم زنها فرشتهاند مثل هفته قبلترش توانست بيشترين تماشاچي سينما را از آن خود كند. اين فيلم كه در 23 سينما به نمايش خود ادامه ميدهد در 25 روز اكران حدود 320 ميليون تومان فروخته است...
فيلم همخانه ساخته مهرداد فريد فقط تا هفته آينده فرصت دارد تا گفته فيلمبردار خود را كه قبل از اكران اين فيلم به خبرنگاران گفته بود همخانه در فروش ركورددار ميشود، ثابت كند، چون هفته آينده فيلم حس پنهان به كارگرداني مصطفي رزاق كريمي جاي اين فيلم را در سينماها ميگيرد. |
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:13 توسط مریم و نازی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 20:41 توسط مریم و نازی |
|
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 14:36 توسط مریم و نازی |
|
||||||||
|
||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 19:2 توسط مریم و نازی |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:2 توسط مریم و نازی |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
برنامه روز پنجم سينماي ايران در بازار فيلم اعلام شد 9 فيلم ايراني در چهار روز اول بازار كن، بهنمايش گذاشته شد
در چهار روز اول برگزاري بازار كن 9 فيلم ايراني در اين بازار براي دست اندركاران حرفهاي حوزه پخش و بازاريابي فيلم و نمايندگان جشنوارههاي معتبر جهاني بهنمايش گذاشته شد.
درام ضدمافیایی در کن اکران شد استقبال منتقدان از «ایندیانا جونز 4»
چهارمین قسمت مجموعه ماجراجویانه "ایندیانا جونز" 18 سال پس از فیلم نمایش قبلی روز یکشنبه اولین بار در دنیا در بخش خارج از مسابقه شصت و یکمین جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و با استقبال منتقدان رو به رو شد.
به نقل از سايت رسمي جشنواره كن اهداي نخل طلا به «مانوئل دي اوليويرا» 100 ساله
امروز در حاشيه شصت و يكمين جشنواره فيلم كن از «مانوئل دي اوليويرا»، كارگردان 100 ساله پرتغال قدرداني خواهد شد.
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:37 توسط مریم و نازی |
|
راضیام؛ هم از «بادبادکباز» مارک فوستر، هم از سریالهای تلویزیونی که بازی کردهام یک کتابفروشی کوچک نزدیک خانه من است، هر از چندگاهی که گذرم به آنجا میافتد، در صورت خلوت بودن آن مدتی، کتابها را بالا و پائین می کنم، پشت جلد را می خوانم و با فروشندگان صحبت می کنم. در مواقع شلوغی اما ترجیح میدهم تا انتخاب کتابهای خوب را بهعهده فروشنده بگذارم. یکی از انتخابهای فروشنده رمان بادبادک باز بود بعید میدانستم که کتاب خوبی باشد، نه نویسنده اثر را میشناختم نه روی جلدش را دوست داشتم و از همهی اینها گذشته اساساً مصائب مردم درد و رنج کشیدهی افغانستان به دلایلی برایم جذاب نبود. بگذریم، بادبادک باز با من به خانهام آمد و در کتابخانه ام جا گرفت و قریب به سه ماه از جایش تکان نخورد. نیمه شبی که بیخوابی بی دلیلی به سرم زده بود، بازش کردم ... سه روز بعد، یکی از محبوبترین کتابهای عمرم بود. حس دافعهای که در مورد اقتباس از رمانهای پرفروش و محبوب پس از راز داوینچی کاملاً ناموفق ران هاوارد در من ایجاد شده بود باعث شد تا از همان ابتدا نسبت به خریداری امتیاز برگردان سینمایی بادبادک باز توسط پارامونت موضع بگیرم. آنهم توسط مارک فوستر جوان! و ناگهان همایون ارشادی، دوست عزیزی که خیلی بیشتر از دفعاتی که یکدیگر را دیدهایم, نزدیکیم. قرار است مهمترین نقش بادبادک باز را بازی کند،او اولین فرستادهی سینمای ایران (بعد از انقلاب) به کارخانه رویا پردازی غرب است.از آن جا که مطمئن هستم همایون آخرین آن هم نخواهد بود و از آنجا که بازی مقتدرانه وی در این فیلم زیبا (که برخلاف روند قبلی اثر بواقع زیبا بود) را ستایش میکنم، با او گپ زدم ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:15 توسط مریم و نازی |
|
|
آخرین گزارش و اخبار درباره فیلم تازه اصغر فرهادی
اصغر فرهادي پس از فيلم تحسين شده و پر فروش « چهار شنبه سوري» بيشتر وقت خود را صرف نگارش فيلمنامه كرد كه ما حصل آن فيلمنامه هاي «كنعان»، «دايره زنگي» بود كه به ترتيب توسط ماني حقيقي و پرسيا بخت آور به تصوير در آمدند.او در اين ميان براي مسعود كيميايي هم سيناپس فيلم نوشت « محاكمه در خيابان» را هم نوشت و در عين حال سرگرم تكميل و نگارش فيلمنامه چهارمين اثر سينمايي اش با نام «درباره الي...» نيز بود. فيلمي كه او اين روزها در شمال كشور مشغول فيلمبرداري آن است.او در اين فيلم براي سومين بار با ترانه عليدوستي و ماني حقيقي همكاري مي كند. ترانه كه به مانند دوكار قبلي بازيگر فيلم است ؛ اما ماني حقيقي كه دو همكاري قبلي اش با فرهادي به عنوان فيلمنامه نويس بود در اين پروژه در مقام بازيگر در فيلم اين كارگردان حاضر شده است.در فيلم« درباره الي...» علاوه برحقيقي يك فيلمنامه نويس ديگر هم بازي دارد و او پيمان معادي است كه نگارش فيلمنامه هايي چون «آواز قو»، «عطش»،«كافه ستاره»و... را در كارنامه خود دارد. گلشيفته فراهاني،ترانه علیدوستی شهاب حسيني، مريلا زارعي، رعنا آزادي ور، احمد مهرانفر و صابرابر بازيگراني هستند كه همراه با فرزين صابربهلولي، متين فتورچي،آينار آناهيد و فاطمه شور مج بازيگران خردسال در اين فيلم به ايفاي نقش مي پردازند. فرهادي در چهارمين اثر سينمايي خود به روايت زندگي چند خانواده پرداخته كه براي گذراندن تعطيلاتي سه روزه به شمال كشور سفر كرده اند. فرهادي علاوه برنگارش و كارگرداني تهيه كنندگي كار هم برعهده دارد و موسسه فرهنگي و هنري سيماي مهر به همراه سيد محمود رضوي به عنوان سرمايه گذار در امر تهيه او را همراهي مي كنند. مدير فيلمبرداري:حسين جعفريان،مدير صدابرداري:حسن زاهدي، طراح گريم:مهردادميركياني، مدير توليد:محمد صادق آذين، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز:حميد رضا قرباني، دستيار دوم:احسان بيگلري، منشي صحنه: مريم نراقي، عكاس: سياوش نقشبندي ديگر عوامل توليد اين اثر هستند
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:40 توسط مریم و نازی |
|
|
دومين شب كارگردانان سينماي ايران؛ حاتميكيا، كيميايي، تقوايي، شهبازي و شباويز در «شب كارگردانان» تنديس گرفتند در دومين شب كارگردانان سينماي ايران، 4 كارگردان سينماي ايران (ابراهيم حاتميكيا، مسعود كيميايي، ناصر تقوايي و پرويز شهبازي) و يك تهيهكننده قديمي (عباس شباويز) تنديس «كانون كارگردانان» و جوايز نقدي شب كارگردانان را بهدست آوردند. دومين شب كارگردانان، ديشب طي مراسمي در تالار مهرباني مجموعه ورزشي انقلاب برپا شد. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:39 توسط مریم و نازی |
|
|
روی پرده :: سینمای ایران ::
دایره زنگی
کارگردان: پریسا بخت آور بازيگران: باران كوثري، صابر ابر، مهران مديري، امين حيايي، بهاره رهنما، اميد روحاني، گوهر خيرانديش، نيما شاهرخشاهي، نيلوفر خوشخلق، نگار فروزنده، اكرم محمدي، مليكا شريفينيا، رامين راستاد، شاهرخ سخائي، اردشير كاظمي، محسن قاضيمرادي، امير نوري، كيانوش گرامي، آفرين چيتساز، بهشاد شريفيان و مهدي پاكدل. ...................................................... ديگر عوامل و توضیحات بیشتر: فیلمنامه: اصغر فرهادی ...................................................... خلاصه داستان: تهران - جمعه؛ محمد و شیرین تنها تا بعدازظهر فرصت دارند هزینه صافكاری ماشین تصادفی را كه سوار آن هستند تامین كنند، شیرین جرات ندارد ماشین پدر را كه یواشكی از خانه بیرون آورده و با آن تصادف كرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهی خانه ای در آپارتمانی در شمال شهر میشوند تا با كاری كه انجام میدهند، پول موردنیاز را تامین كنند. ورود آنها به آپارتمان اتفاقاتی را در پی دارد که ... ...................................................... يادداشت: - پریسا بخت آور (همسر اصغر فرهاد) علاوه بر فعالیتهای تئاتری، مجموعههای تلویزیونی پرمخاطبی چون « یادداشت های كودكی »، « پشت كنكوریها » و « من یك مستاجرم » را ساخته است. ...................................................... سال ساخت: 1386 سال اکران: 1387 - (29 اسفند 1386)
فروش: 800 ميليون تومان
مجنون لیلی
کارگردان: قاسم جعفری بازيگران: محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، حميد گودرزي، حامد بهداد، نيما شاهرخشاهي، يوسف تيموري، بيتا سحرخيز، رامين راستاد، فرزين محدث، زهره مجابي، گلي اكبري و با حضور ابوالفضل پورعرب و رضا رويگري، با معرفي آرتين دانشور، شهرزاد جعفري ...................................................... ديگر عوامل و توضیحات بیشتر: نويسندگان: فرهاد نوري، مسعود صحت ...................................................... خلاصه داستان: "مجنون ليلي" عاشقانهاي شهري است كه نسبت به آثار قبلي اين فيلمساز كاري متفاوت است و كل داستان فيلم در يك روز و در شهر تهران اتقاف ميافتد. ...................................................... يادداشت: پنجمين فيلم سينمايي قاسم جعفري پس از فیلم های ماه مهربان، قاصدک، بازنده، گرگ و میش در مقام كارگردان پنجشنبه اول آذرماه مصادف با تولد امام هشتم حضرت امام رضا (ع) در تهران جلوي دوربين عليرضا زرين دست رفت. ...................................................... سال ساخت: 1386 سال اکران: 1387 - (اول فروردين) گلریز، موزه سینما فروش: 562 ميليون تومان
زن دوم
کارگردان: سیروس الوند بازيگران: محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، آناهیتا نعمتی، امیر آقایی، سحر ذكریا، علي زارع ...................................................... ديگر عوامل و توضیحات بیشتر: فیلمنامه: فرشته طائرپور، مینو کریم زاده (بر اساس کتابی به همین نام) ...................................................... خلاصه داستان: زندگی عاشقانه مهتاب با رسیدن خبری به بحران كشیده میشود، آدمهایی از گذشتهی فراموش شده هركدام پا به ماجرا میگذارند كه هر یك تعریفی متفاوت از عشق و حق با خود آوردهاند. حادثه بر همه چیز سایه میافكند. بهرام و مهتاب در موقعیت انتخابی دشوار قرار میگیرند، انتخاب میان خود و دیگری، عشق و خودخواهی، خواستن و نخواستن و ... ...................................................... يادداشت: « زن دوم » دومین فیلم بود که سیروس الوند در سال 1385 کارگردانی کرد. الوند « تله » را اوایل سال ساخت که 22 آذر در سینماهای تهران به نمایش درآمد. ...................................................... سال ساخت: 1385 سال اکران: 1387 - (29 اسفند 1386)
فروش: 302 ميليون تومان
به همین سادگی
کارگردان: رضا میرکریمی
بازيگران: هنگامه قاضياني، مهران كاشاني، نيره فراهاني، هاله هماپور، نسترن همدمعلي، محمدجواد جعفرپور و بهنوش صادقي
......................................................
ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:
فیلمنامه: رضا میرکریمی ......................................................
خلاصه داستان: فردا براي امير روز مهمي است. او در يك مسابقه بين المللي معماري شركت كرده و بايد در رقابت با شركتهاي خارجي موفق شود. همسر او طاهره به دنبال آن است كه محيط آرامي در خانه برايش ايجاد كند،اما به خاطر سفر دخترشان و مجلس عروسي كه در همسايگي آنها در جريان است طاهره با مشكلات زيادي روبرو ميشود
......................................................
يادداشت: « به همین سادگی » پس از فیلم های کودک و سرباز، زیر نور ماه، اینجا چراغی روشن است و خیلی دور خیلی نزدیک پنجمین ساخته سینمایی رضا میرکریمی است.
......................................................
سال ساخت: 1386
سال اکران: 1387 - (اول فروردين)
فروش: 140 ميليون تومان
پابرهنه در بهشت -
کارگردان: بهرام توکلی بازيگران: هومن سيدي، امین تارخ، افشین هاشمی، سیروس همتی، امیر کاوه آهنجان، مرضیه وفامهر، نگار جواهریان ...................................................... ديگر عوامل و توضیحات بیشتر: فیلمنامه: کیومرث پوراحمد، حبیب احمدزاده ...................................................... خلاصه داستان: یحیی، روحانی جوانی است که محلی نامتعارف را برای ادامه خدمتش انتخاب میکند: قرنطینه بیماران لاعلاجی که علاوه بر درگیریهای جسمی، دغدغههای شدید و بی پاسخ ذهنی دارند. یحیی در کنار آنها زندگی می کند و خود به عنوان روحانی چیزهای بسیاری یاد میگیرد و احساس میکند زندگی او به عنوان یک روحانی واقعی از روز حضورش در آن قرنطینه شروع شده است. ...................................................... يادداشت: "پابرهنه در بهشت" اولين ساخته سينمايي بهرام توکلي است. جوايز و افتخارات: - برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري (حميد خضوعي ابيانه) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مکمل مرد (افشين هاشمي) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - برنده سیمرغ بلورین بهترين صدابرداري (حسن زاهدی و داریوش صادقپور) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - کانديد سيمرغ بلورين بهترين کارگرداني از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - کانديد سيمرغ بلورين بهترين تدوين (بهرام دهقاني) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - کانديد سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس (مجيد ليلاجي) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر - کانديد سيمرغ بلورين بهترين چهره پردازي (سعيد ملکان) از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر ...................................................... سال ساخت: 1385 سال اکران: 1387 - (28 فروردين)
فروش: 13 ميليون تومان
|
|||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:40 توسط مریم و نازی |
|
|
رادان ،ترکیب چهره و بازی خوب 8 اردیبهشت سالروز تولد بهرام رادان بازیگر جوان و خوش چهره سینمای ایران است.ضمن تبریک این روز به او و هوادارانش.از شما دعوت می کنم تا پایان این مطلب که اختصاص دارد به زندگینامه ایشان،همراه ما باشید. بهرام
بهرام رادان در 8 اردیبهشت 1358 بدنیا آمد و در یک خانواده کم جمعیت پرورش یافت.او یک برادر و دو خواهر دارد که یکی از خواهرانش به نام ژیلا خواهر ناتنی اوست.وی فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه آزاد اسلامی است.فعالیت هنری او از سال 1379 با بازی در فیلم شورعشق(نادر مقدس) آغاز شد.این فیلم هرگز نظر منتقدان را به خود جلب نکرد و حتی همان سال لایق دریافت زرشک زرین تشخیص داده شد.شاید هیچ کس آن زمان تصور نمی کرد نابازیگر خوش چهره آن فیلم روزی تبدیل شود به یکی از ستارگان سینمای ایران و شاید یکی از بهترین بازیگران تاریخ سینمای ایران بعد از انقلاب اسلامی.
از سال 81 رادان گزیده کار کردن را خوب یاد می گیرد و شاید فیلم خوب بازی کردن را مدیون فرصتی باشد که بهروز افخمی در اختیارش گذاشت.گاوخونی از او چنان بازی گرفت که از ان پس رادان خود را پله به پله،فیلم به فیلم ،به نچه که شایسته یک بازیگر خوب است رساند.شاید به غیر از فیلم ازدواج صورتی(منوچهر مصیری) سایر فیلمهایی را که از آن پس در کارنامه خود دارد را فیلمهایی که تنها برای گیشه ساخته می شوند،نمی توان نامید. فیلمهای گیلانه و رستگاری در هشت و بیست دقیقه هم از آن فیلمهایی بود که باعث شد رادان چهره متفاوتی از خود را نشان دهد.این فیلمها باعث شد تا رادان نشان دهد که تنها بازیگر نقش جوانهای کافی شاپ نشین و بالای شهری نیست.او ثابت کرد که می تواند نقش یک جانباز شیمیایی را هم بازی کند که سراسر وجودش پر از درد است.یا در شمعی در باد(پوران درخشنده) و سنتوری(داریوش مهرجویی) بی قیدی و ذلالت یک معتاد را به تصویر بکشد. خلاصه این که نتایج انتخاب های درست او باعث شد تا دوبار سیمرغ بلورین بهترین نقش اول مرد جشنواره بین الملی فیلم فجر را بخاطر فیلمهای شمعی در باد و سنتوری به خانه ببرد. فیلمشناخت بهرام رادان: شور عشق (نادر مقدس، ۱۳۷۸) /آبی (حمید لبخنده، ۱۳۷۹) /ساقی (محمدرضا اعلامی، ۱۳۷۹) /آواز قو (سعید اسدی، ۸۰-۱۳۷۹) /طلوع تاریک (فیلم کوتاه، ابراهیم شیبانی، ۱۳۸۰) /رز زرد (داریوش فرهنگ، ۱۳۸۱) /عطش (محمدحسین فرح بخش، ۱۳۸1۱) /گاوخونی (بهروز افخمی، ۱۳۸۱) /شمعی در باد (پوران درخشنده، ۱۳۸۲) /گیلانه (رخشان بنی اعتماد، ۱۳۸۲) /سربازهای جمعه (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۲) /رستگاری در هشت و بیست دقیقه (سیروس الوند، ۱۳۸۳) /ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، ۱۳۸۳) /گیلانه (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب، ۱۳۸۳) /حکم (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۳) /تقاطع (ابوالحسن داودی، ۱۳۸۴) /خون بازی (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب، ۱۳۸۳) /سنتوری (داریوش مهرجویی، ۱۳۸۳) /چهار انگشتی (سعید سهیلی، ۱۳۸۵)/ترديد (واروژ کریم مسیحی-۱۳۸۶) /كارناوال مرگ (۱۳۸۶) /كنعان (مانی حقیقی-۱۳۸۶)/نقطه بي بازگشت (سايه) (۱۳۸۷) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:55 توسط مریم و نازی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:35 توسط مریم و نازی |
|
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 17:56 توسط مریم و نازی |
|
||||||||
|
"هاچ زنبور عسل" یا "سنتوری"؟
مساله این است!
عصرایران- اگر فیلم "سنتوری" را ندیده باشید و خبر توقیف آن را بشنوید، به گمان قوی، گمان خواهید برد که در این فیلم، جنایتی عظیم علیه جامعه یا نظام سیاسی آن نهفته است که اکران آن، به چالش افتاده و سرانجام، پیش از آنکه بر پرده سینماها به نمایش درآید، از بازار قاچاق سی دی سر در آورده است. اما واقعیت، چیز دیگری است. "سنتوری" شاید شیطنت هایی نیز داشته باشد - که می توانست نداشته باشد - مثل عبا پوشیدن هنرپیشه اصلی فیلم که اساسا نیازی بدان وجود نداشت، اما بازتابی است از "تلخی های واقعی جامعه" ولو آنکه گروهی این واقعیت ها را انکار کنند یا آنکه بر این باور باشند که مهرجویی در فیلم خود، بیش از حد مبالغه کرده است. جامعه امروزین ایران، برغم روشنی هایی که دارد- و این فیلم از آنها کمتر سراغ می گیرد- در بطن و ظاهر خود، از مصائبی رنج می برد که "سنتوری" به بازگو کردن آنها- ولو عریان و خشن- می پردازد. البته، این گونه روایت کردن، در سینمای ما که آثارش غالبا یا مدح و شعار است و یا بی خاصیت و بی محتوا، قطعا با چالش مواجه می شود. مروری بر آثار سینمای سالهای گذشته و اخیر، موید این مدعاست و در این بین، تفاوتی ندارد که خالق اثر که باشد، از ابراهیم حاتمی کیا رزمنده دیروز و فیلمساز امروز گرفته تا داریوش مهرجویی روشنفکر.
مهم این است که "موج مرده" ساخته نشود و "سنتوری" نیز؛ فیلم که نباید حرف بزند، نباید که بتپد، نباید که اندیشه ای را به تکاپو وادارد، نباید که تلنگر بزند، نباید که فریاد بکشد، نباید که ...؛ فیلم باید فقط سرگرم کننده باشد و ای بسا بتواند تماشاگران را بخنداند ؛ چنین فیلم هایی، هرگز پشت تهیه کنندگانشان را نمی لرزانند که مبادا توقیف شوند، مبادا سانسور شوند، مبادا حتی بعد از مجوز اکران، جلوی نمایشش را بگیرند، مبادا حتی در وسط نمایش، آن را از پرده پایین بکشند، مبادا ... .
واقعیت این است که مردم، به ویژه جوانان - افرادی مثل علی سنتوری و همسرش- هرگز زیاده طلب نیستند ولی از جامعه و مدیرانش انتظار دارند که درک شان کنند و آنها را در چنبره خشک مقدس بازی ها فنا نسازند. علی سنتوری، در خانواده ای بزرگ شده است بسیار متمول و در عین حال بسیار مذهبی. راستی مگر کم هستند افرادی که از دین و ایمان بیزار شده اند فقط به دلیل محدودیت ها و فشارهایی که "دین ظاهران" به نام دین بر آنها تحمیل کرده اند؟ "سنتوری" بی آنکه در دام شعار بیفتد، فریادی است علیه کسانی که دین را در تاروپود خود تنیده عقاید شخصی و ای بسا عقده های خویش جستجو و بدتر از آن بر دیگران تحمیل می کنند و حال آنکه دین واقعی، همانند همان آوای زیبای سنتور است که در فضای جان پراکنده می شود و آن را نوازش می کند. سنتوری، حکایت جامعه ای است که در آن شعر، موسیقی، عشق، معنویت، حرکت و هنوز لبخند، جاری است و این را می توان در صمیمیت روحانی ای که علی سنتوری و نامزدش را به عقد هم در می آورد، به زیبایی و سادگی دید ولی "خشک مقدس" هایی مثل مادر علی سنتوری و افرادی که نوشدارو بعد مرگ سهراب می آورند، مثل پدر علی سنتوری، همه چیز را خراب می کنند هر چند که در نهایت، هستند افرادی که اهل درک و درد هستند مثل پزشک معالج علی سنتوری و این، یعنی امید، هنوز زنده است، هر چند علی سنتوری، ماندن در آسایشگاه روانی را بر بازگشت به جامعه ای که همه آنها ادعای دین و سلامت دارند، ترجیح بدهد و چه پیام سهمگینی در این بخش از ماجرا نهفته است! "سنتوری" اینک در قتلگاه قاچاق سی دی، گرفتار آمده است و روز به روز نحیف تر و ضعیف تر می شود. ای کاش پس از توقیف پرماجرا و "سانسور"ی که معاون سینمایی ارشاد "پالایش"ش می خواند، لااقل اجازه دهند سنتوری در لیست اکران نوروزی قرار گیرد تا هم پاسخی به قاچاقچیان فیلم داده شود و هم سنتوری پیش از این آسیب نبیند. گویا بسیاری از آقایان ترجیح می دهند ذائقه فرهنگی مردم به "هاچ رنبور عسل" و آثار بی خاصیت- که وزیر ارشاد آنها را "مباح" می خواند- عادت کند تا آثاری که حرفی، ولو تلخ، برای گفتن داشته باشند و این خطر کمی برای اندیشه های یک جامعه نیست.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 18:6 توسط مریم و نازی |
|
هشتادمین دوره مراسم آکادمی علوم و هنرهای سینمایی، اسکار از ساعت 17:30بعد از ظهر یکشنبه 24 فوریه به وقت لس آنجلس ( 1:30بامداد دوشنبه به وقت گرينويچ) در سالن کداک در هالیوود آغاز شد.
ماريون کوتیار ( زندگی به رنگ گل سرخ) برنده اسکار بهترين بازيگر نقش اصلی زن
دانيل دی لوئيس ( خونی ريخته خواهد شد)برنده اسکار بهترين بازيگر نقش اصلی مرد
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 16:10 توسط مریم و نازی |
|
|
همیشه پای یک زن در میان هست سلام
مهران مديري در اين فيلم نقش يك وكيل را بازي ميكند و بازي او با طنز خاص و متفاوتي همراه بود رضا كيانيان هم نيز در اين فيلم نقش مدير يك شركت را بازي ميكند و گلشيفته فراهاني نقش رئيس يكي از قسمتهاي اين شركت را عهدهدار بود. یه جورایی توی این فیلم بطور طنز می خواهد بگه به يك خيابان پر از ترافيك دقت كنيد به اكثر قهر و دعواي همسايهها، هم محلهايها و خانوادهها توجه كنيد. حتي دعواي هابيل و قابيل را دوباره مرور كنيد. هميشه پاي يك زن در ميان است. نشست نقد و بررسی فیلم همیشه پای یک زن در میان هست
در کل فیلم خیلی جالبی بود حالا بذارید تا نحوه ورودم رو به سالن بگم که خیلی جالب بودفیلم ساعت 7 شروع میشد و ما حدود 5 و نیم خودمون رو برای تهیه بلیط به سینما رسوندیم صف تهیه بلیط حدود نیم کیلومتر بود و من چند تا کوچه رو گذروندم تا آخر صف رو پیدا کردم و ایستادم و خیلی زود هم پشت سرم صف طولانی ادامه پیدا کرد تا حدود ساعت 6 صف هیچ تغییری پیدا نکرد و فقط طولانی تر میشد چند دقیقه بعد به ما ها که آخرای صف بودیم خبر دادن فروش بلیط تموم شده جالب اینجا بود که صف حتی اندازه بند انگشت هم جلو نرفته بود. رفتیم جلو تر ببینیم چه خبر هست چرا از 600 تا ظرفیت سالن فقط 200 تا بلیط فروختن. که دیدیم بله بازار سیاه فروش بلیط داغ هست و بلیط 1000 تومانی تا چندین برابر فروش میره ما هم که از ایستادن تو اون صف خیری ندیده بودیم بلیط را از بازار سیاه خریدیم و از نیم کیلومتر صف نجات پیدا کردیم . ورود به سالن سینما و نشستن روی صندلی برای دیدن فیلم مثل هفت خوان رستم بود که باید هر مرحله را با موفقیت طی می کردی تا وارد مرحله بعد میشدی و ما این هفت خوان رو گذروندیم و بالاخره ساعت 7:10 دقیقه روی صندلی سالن سینما نشستیم و فیلم 5 دقیقه بعد شروع شد. تیتراژ جالب و بدیعی داشت. مردم هم تا ساعت 8مشغول نشستن و برخاستن پی در پی و پیدا کردن جای خودشون بودند. مشکل صدای چیپس و پفک و خردسالان و نوزادان در سالن نیز مزید بر علت شده بود تا ما صدای فیلم را درست نشنویم. به هر صورت فیلم ساعت ۹ تموم شد و با ازدحام زیاد جمعیت از سالن خارج شدیم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:50 توسط مریم و نازی |
|
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 19:7 توسط مریم و نازی |
|
|||||||
«از عشق مردن» با كريمي و تهرانياز عشق مردن نام اولين فيلم بلند بيژن بيرنگ است كه به طور مستقل در حال تهيه آن است كارگردان معروف سينماي ايران بيژن بيرنگ، در ساخت همه فيلمهايش با مسعود رسام همكاري داشته و اين بار به طور مستقل در حال ساخت فيلم جديدش است.
ساخت سريال «پروين اعتصامي» با اقتباس«پوران درخشنده»
با آرزوي اجراي "سهرابكشي" بهرام بيضايياز "افرا" گفت
|