تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic تازه های سینما
تازه ترین خبرها از سینما
برگزیدگان سینما و تلویزیون ایران تندیس حافظ گرفتند.
دهمین جشن سینمایی ـ تلویزیونی دنیای تصویر شب گذشته با اهداء تندیس‌های طلایی حافظ به برگزیدگان سینما و تلویزیون ایران و تقدیر از چند چهره پیشکسوت و فقید در تالار بزرگ کشور برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، در این مراسم علاوه بر برگزیدگان سینما و تلویزیون در سال 85، از برندگان فقید تندیس حافظ شامل رسول ملاقلی‌پور، ساموئل خاچیکیان، بابک بیات، مهرزاد مینویی، علیرضا وزل شمیرانی و مهدی فتحی تقدیر شد.

در بخش تجلیل هم از زنده‌یاد ملاقلی‌پور، جمشید مشایخی و بهرام بیضایی تقدیر به عمل آمد. برندگان و نامزدهای بخش‌های سینمایی و تلویزیونی دهمین جشن دنیای تصویر به این ترتیب معرفی شدند:

* بهترین فیلم: "خون‌بازی" به تهیه‌کنندگی جهانگیر کوثری
سایر نامزدها: 1- "تقاطع" به تهیه کنندگی سعید حاجی میری
2- "کافه ستاره" به تهیه کنندگی مصطفی شایسته
3- "کودک و سرباز" به تهیه کنندگی سیدرضا میرکریمی

* بهترین کارگردان: سامان مقدم برای "کافه ستاره"
سایر نامزدها: 1- ابوالحسن داودی برای "تقاطع"
2- رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب برای "خون بازی"
3- مازیار میری برای "به آهستگی"
4- زنده یاد رسول ملاقی پور برای "میم مثل مادر"

* بهترین فیلمنامه: پرویز شهبازی برای "به آهستگی"
سایر نامزدها: 1- محمد رضایی راد برای "کودک و سرباز"
2- فرید مصطفوی و ابوالحسن داودی برای "تقاطع"

* بهترین بازیگر مرد: داریوش ارجمند برای "ازدواج به سبک ایرانی" و بیژن امکانیان برای "تقاطع"
سایر نامزدها: 1- پژمان بازغی برای "کافه ستاره"
2- حامد بهداد برای "کافه ستاره"
3- حمید جبلی برای "زیر درخت هلو"
4- مسعود رایگان برای "خون بازی"
5- مهران رجبی برای "کودک و سرباز"
6- خسرو شکیبایی برای "چه کسی امیر را کشت"
7- محمدرضا فروتن برای "به آهستگی"
8- رضا ناجی برای "باغ های کندلوس"

* بهترین بازیگر زن: فاطمه گودرزی برای "ازدواج به سبک ایرانی" و رویا تیموریان برای "کافه ستاره"
سایر نامزدها: 1- باران کوثری برای "خون بازی"
2- بیتا فرهی برای "خون بازی"
3- لادن طباطبایی برای "ازدواج به سبک ایرانی"
4- نیلوفر خوش خلق برای "به آهستگی"
5- هانیه توسلی برای "کافه ستاره"
6- افسانه بایگان برای "کافه ستاره"
7- گلشیفته فراهانی برای "میم مثل مادر"
8- خاطره اسدی برای "تقاطع"

* بهترین موسیقی متن: محمد سریر برای "ازدواج به سبک ایرانی"
سایر نامزدها: 1- گروه هال برای "باغ های کندولوس"
2- آریا عظیمی نژاد برای "میم مثل مادر"
3- محمدرضا درویش برای "جایی در دوردست"

* بهترین صدابرداری: محمدرضا دلپاک برای "خون بازی"
سایر نامزدها: 1- مسعود بهنام و حسین ابوالصدق برای "تقاطع"
2- اسحاق خانزادی برای "ازدواج به سبک ایرانی"
3- یدالله نجفی برای "زمستان است"

* بهترین طراحی صحنه و لباس: مجید میرفخرایی برای "ازدواج به سبک ایرانی"
سایر نامزدها: 1- امیر اثباتی برای "تقاطع"
2- ملک جهان خزاعی برای "زمستان است"
3- آیدین ظریف برای "کافه ستاره"
4- مهدی کرمپور برای "چه کسی امیر را کشت"

* بهترین تدوین: محمدرضا موئینی برای "کافه ستاره"
سایر نامزدها: 1- مصطفی خرقه بوش برای "ازدواج به سبک ایرانی"
2- بهرام دهقانی برای "تقاطع"
3- سپیده عبدالوهاب برای "خون بازی"
4- مستانه مهاجر برای "آتش بس"

* بهترین چهره‌پردازی: مهرداد میرکیانی برای "خون بازی"
سایر نامزدها: 1- مجید اسکندری برای "یک تکه نان"
2- مهین نویدی برای "ازدواج به سبک ایرانی"
3- مهری شیرازی برای "میم مثل مادر" و "کافه ستاره"

* بهترین مجموعه تلویزیونی: "نرگس" به تهیه‌کنندگی ایرج محمدی و مهران مهام
سایر نامزدها: 1ـ "راه شب" به تهیه‌کنندگی محمد مسعود
2ـ "زیر تیغ" به تیهه‌کنندگی محمدعلی اسلامی

* بهترین کارگردانی مجموعه تلویزیونی: محمدرضا هنرمند برای "زیر تیغ"
سایر نامزدها: 1ـ علیرضا افخمی برای "زیر زمین"
2ـ احمد امینی برای "اولین شب آرامش"
3ـ داریوش فرهنگ برای "راه شب"
4ـ سیروس مقدم برای "نرگس"

* بهترین فیلمنامه‌ مجموعه تلویزیونی: جابر قاسمعلی برای "راه شب"
سایر نامزدها: 1ـ علیرضا بذرافشان برای "زیرزمین"
2ـ مسعود بهبهانی‌نیا برای "نرگس"
3ـ علیرضا طالب‌زاده برای "صاحبدلان"
4ـ علی‌اکبر محلوجیان برای "زیر تیغ"

* بهترین بازیگر مرد کمدی: رضا شفیعی‌جم برای "باغ مظفر"
سایر نامزدها: 1ـ فتحعلی اویسی برای "زیرزمین"
2ـ نادر سلیمانی برای "باغ مظفر"
3ـ سروش صحت برای "زیرزمین"
4ـ محمدرضا هدایتی برای "باغ مظفر"

* بهترین بازیگر زن درام: الهام حمیدی برای "زیر تیغ"
سایر نامزدها: 1ـ ستاره اسکندی برای "نرگس"
2ـ باران کوثری برای "صاحبدلان"
3ـ فاطمه معتمدآریا برای "زیر تیغ"
4ـ یکتا ناصر برای "اولین شب آرامش"
5ـ عاطفه نوری برای "نرگس"

* بهترین بازیگر مرد درام: حسن پورشیرازی برای "نرگس"
سایر نامزدها: 1ـ آتیلا پسیانی برای "زیر تیغ"
2ـ پرویز پرستویی برای "زیر تیغ"
3ـ پوریا پورسرخ برای "وفا"
4ـ هوشنگ توکلی برای "زیر تیغ"

* بهترین ترانه مجموعه تلویزیونی یا فیلم سینمایی: مهران مدیری برای ترانه مجموعه "باغ مظفر"
سایر نامزدها: 1ـ بنیامین بهادری برای ترانه فیلم سینمایی "گرگ و میش"
2ـ محمد اصفهانی برای ترانه تیتراژ پایانی مجموعه "وفا"
3ـ مهران زاهدی برای ترانه مجموعه تلویزیونی "اولین شب آرامش"
4ـ محمدرضا صادقی برای ترانه فیلم سینمایی "ازدواج به سبک ایرانی"

* بهترین سینماگر مستند، انیمیشن و کوتاه: فرهاد ورهرام برای مستند "گذر شهر بر آب"

 

رویا تیموریان بازیگر برگزیده زن جایزه خود را از دستان پژمان بازغی گرفت

فاطمه گودرزی دیگر بازیگر برگزیده زن

داریوش ارجمند بازیگر برگزیده مرد تندیس را از دستان داریوش فرهنگ دریافت کرد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 17:29  توسط مریم و نازی | 
فرهاد مهادیان و مهدی مقدم  در فیلمی با مضمون تکثیر و توزیع فیلم های غیر اخلاقی
فرهاد مهادیان و مهدی مقدم ( خواننده پاپ ) در فیلمی با مضمون تکثیر و توزیع فیلم های غیر اخلاقی


سینمای ما ـ امیر کاظمی : مهدی مقدم ( خواننده پاپ ) به جلوی دوربین " مجرم " رفت تا سینما را برای اولین بار در کنار اصغر نصیری ( کارگردان ) تجربه کند . تا کنون بیش از ۶۰ درصد از فیلمبرداری " مجرم " به کارگردانی اصغر نصیری گذشته است . فیلم به بزه کاری جوانان می پردازد و در مورد تکثیر و توزیع فیلم های غیر اخلاقی است . فیلمبرداری " مجرم " تا اواخر تیر ماه ادامه دارد . شهرام پوراسد ؛ فرهاد مهادیان , مهدی مقدم کاوه سماک باشی ؛ روناک یونسی؛ بیتا معرفت از جمله بازیگرانی هستند که تا کنون به جلوی دوربین اسفندیار شهیدی به عنوان فیلمبردار رفته اند . ملکه رنجبر و ستاره هریس نیز تا چند روز آتی بازی خود در این پروژه را آغاز می کنند . فیلمبرداری کلیه سکانس های " مجرم " در قم انجام می شود . مهدی مقدم علاوه بر بازی در این فیلم ۴ ترانه جدید نیز در طول فیلم اجرا می کند ٬ فرهاد مهادیان نیز به اجرای ترانه ای جدید در " مجرم " می پردازد . صداگذاری همزمان توسط هادی افشار صورت می گیرد . اصغر نصیری علاوه بر کارگردانی تدوین فیلم را نیز بر عهده دارد . " مجرم " برای نمایش در جشنواره فیلم فجر آماده می شود . تهیه کنندگی این کار بر عهده علی عبدالعلی زاده و اصغر نصیری است .
دیگر عوامل " مجرم " عبارتند از :
نويسنده وکارگردان : اصغر نصیری ٬ مدیر فیلمبرداری : اسفندیار شهیدی ٬ صدابردار سر صحنه : هادی افشار ٬ طراح چهره پردازی : رحیم مهدیخانی ٬ جانشنین تولید : ستار هریس ٬ دستیار تولید : بهروز پرویزیان ٬ طراح صحنه : قنبر حامد ٬ دستیار کارگردان : روح اله حسینی ٬ سونیا قریشی ٬ اسماعیل مهربان ٬ تهیه کنندگان : اصغر نصیری , علی عبدالعلی زاده
بازیگران : شهرام پور اسد , فرهاد مهادیان , میترا معرفت , روناک یونسی , مهدی مقدم , کاوه سماک باشی , ملکه رنجبر , رونا قیصر نژاد , مریم باطبی , پروانه باتمان , الهام صورانی , پرویز خادمی , محمد گلشاهی , علی علیمردانی , امیر حسین عبادی .


+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 17:16  توسط مریم و نازی | 

 مادرهای سینمای ایران به  بهانه روز مادر

"مادر" درگیر میان سنت و مدرنیسم
کاراکتر مادر در فیلم‌های سینمایی ایرانی سیری تدریجی از دوران سنتی به عصر مدرن داشته و حاصل این دوران گذار حضور زنانی مستقل در عرصه سینمای ایران است که گامی در سنت و گامی در مدرنیته دارند.

به گزارش خبرنگار مهر، برای تحلیل کاراکترهای مادر در فیلم های سینمای ایران با توجه به سیری که جامعه در طی این سه دهه داشته و عواملی چون گذر از دوره های تاریخی، نشانه های ورود به عصر مدرنیته و بروز آن در مناسبات و روابط اجتماعی و طبعا آسیب شناسی رفتاری، این کاراکتر هم نمودی متفاوت در فیلم ها داشته و می توان رویکرد به این کاراکتر را واجد چند نقطه برجسته اساسی دانست.

مادر سنتی اولین و ابتدایی ترین تعریف و نمود مادر در فیلم های سینمایی این کاراکتر در سینمای ماست. مادری با ویژگی های صرف مادر بودن که جلوه های انسانی او در فداکاری صرف و بدون چشمداشت خلاصه می شود. مادری که مستقل نیست و وابستگی های مادی و سنتی است که او را به عنوان مرکز و هسته اصلی خانه و خانواده حفظ می کند.

این مادر با نگاهی ورای جنسیت به کلی منکر بخش زنانه مادر است و اگر در موقعیتی تضعیف شده چون از دست دادن شوهر، تنها ماندن و ... قرار می گیرد به احیاء خصوصیات زنانه خود نمی پردازد. این مادر اگر هم تنهاست ناشی از جدایی که کنشی سنت شکن تعبیر می شود، نیست. بلکه مطمئناً مرد او را ترک کرده و سنت هم حکم می کند او به امور فرزندانش برسد تا بالاخره سر و کله مرد نادم و پشیمان پیدا شود یا از زندان یا از گمراهی.

میم مثل مادرمادر مدرن به نوعی نقطه مقابل مادر سنتی قرار می گیرد. مادری که محصول عصر مدرنیته است و دغدغه هایی ورای سیر کردن شکم فرزندان، خوشبختی و آسایش آنها دارد و مفهوم فداکاری برای او برابر با نفی هویت زنانه خود نیست. این مادر اگر هم دنباله رو جریانات سیاسی و پیشرو نباشد، به گونه ای دغدغه های ورای روزمره دارد و دستی بر نوشتن داشتن عام ترین نمود رفتاری اوست.

به علاوه درگیری های عاطفی این مادر به خصوص در موقعیت ترک شدگی که موقعیت آشنا برای مقطع مدرنیته است، به نوعی با دوگانگی او در ارجحیت وجوه مادرانه ـ زنانه همراه می شود و در نهایت آنچه برجسته می شود قدرت انتخابگری است که زن به خود اختصاص داده است.

مادر مستقل حد فاصل دو گونه قبلی مادر قرار می گیرد. مادری که به تعبیری یک گام در سنت و گامی دیگر در مدرنیته دارد. مادری که در عین بها دادن به مولفه های مادرانه خود و اهمیتی که برای حفظ کانون خانواده قائل است، با پشتوانه شخصیتی که می تواند برخاسته از استقلال مالی و اشتغال او به کار باشد، قادر به تحکیم قوانین خود در محدوده خانواده است. هر چند نصفه و نیمه و از همه مهمتر اگر هم وجوه زنانه خود را نفی می کند، این انکار از موضع قدرت و خودخواسته است نه موضع ضعف مادر سنتی.

"باشو، غریبه کوچک" بهرام بیضایی از نمونه های مادرانی است ک می توان به نوعی مستقل و مدیون خصوصیات تیپیک خاص دانست که از دوران گذار می آید. مادری که در نبود مرد، خانه و بچه ها را اداره می کند. ولی قدرت تعیین کنندگی خاصی دارد که در پذیرش یک بچه غریبه نمود پیدا می کند. واکنش او به نگاه بسته و محدود اهالی روستا که حضور باشو را در اجتماع کوچک خود پذیرا نیستند و با آغاز پچپچه ها واکنش نشان می دهند، به نوعی کنشی است مستقل که از یک زن روستایی در موقعیت تنها ماندن که معمولاً قدرت انتخاب را از زن سلب می کند تأثیرگذار است.

"مادر" مرحوم علی حاتمی از گونه مادرهای سنتی است که دغدغه هایش هم کاملاً مطابق همین رویکرد است. مادری که دغدغه ای جز دور هم جمع بودن فرزندان، خوشبختی و عاقبت به خیری آنها ندارد. اما همین انگیزه به قدری قوی است که موقعیت خطیر او را در روزهای پایانی زندگی برجسته کرده و آنها را به کنشی نامتعارف وامی دارد که به نوعی سنت شکن و نشدنی هم هست.

دور هم جمع شدن فرزندانی که فاصله های شخصیتی عمیق با هم دارند و حضورشان در کنار هم تنها ناشی از خواسته و میل مادر است. اینگونه است که رفتاری برخاسته از سنت بدل به کنشی سنت شکنانه می شود و حضور پسر عرب هم به این وجه دامن می زند. مادری که پسری که شوهر در تبعید صاحب او شده را میان فرزندان خود جای می دهد و رفتاری که با او دارد به نوعی غیرسنتی است.

"مسافران" بهرام بیضایی هم به نوعی متأثر از حضور و باور مادر سنتی است که این بار باور خود را به تأیید جمع می رساند و این تأثیر به قدری قوت پیدا می کند که حضور مردگان را واقعی جلوه می دهد. مادربزرگ این فیلم هر چند تفکرات و باورهای کهن و به نوعی ریشه دار در فرهنگی دارد که با زندگی ماشینی و عینی همخوانی ندارد، ولی همان خاستگاه اصیل و به نوعی ریشه دار است که ضامن عملی شدن باورهای ذهنی او می شود. آیا این جایگاه خطیر جز از موضع مادر بودن او می تواند مفهوم پیدا کند؟

"شب یلدا" کیومرث پوراحمد را باید از حضورهای متفاوت مادر سنتی محسوب کرد. این بار با مادری سر و کار داریم که هر چند نگرانی هایش منحصر به فرزند و زندگی اوست، ولی وقتی با حضورش در کنار او نمی تواند چیزی را عوض کند و در واقع او را از انزوا خارج کند، به کما می رود. با کما رفتن مادر است که حامد از پیله خودخواسته خارج می شود تا به تنهایی و آثار مخرب آن پایان دهد و روشنایی و عشق را به زندگی خود دوباره فراخواند.

"لیلا" داریوش مهرجویی را می توان تنها مادری نامید که بدون توانایی مادر شدن، شایسته قرار گرفتن در فهرست مادران نمونه سینمای ایران است. مادری مستقل و به نوعی مدرن که با آگاهی از قطعیت مادرنشدن خود، برای پدر شدن همسرش و صاحب فرزند شدن او به خواستگاری می رود. زنی که گره خودآزاری او زخمی از عصر مدرنیته است، ولی با پاسداشت فرزند و مقام مادرانگی به گونه ای سرسلسله همه مادران سینمای ایران قرار می گیرد.

"بانوی اردیبهشت" رخشان بنی اعتماد تصویرگر مادر مستقل دوره مدرن است. مادری که جامعه و مردم قصد خط بطلان کشیدن بر ویژگی ها و حقوق زنانه اش را دارند. اما او یاد می گیرد چطور خود و زن بودن را در کنار مادر بودن باور کند و به دیگران هم بقبولاند. مادری که با ترک شدن از سوی همسر رابطه عاطفی جدیدی را تجربه می کند و مشغله ای دارد که او را فراتر از روزمره و خانه به تلاش وامی دارد. پسر نوجوانی دارد که به نمایندگی از جامعه او را فقط یک مادر می خواهد و ... نمادین ترین کنش او در انتها این است که پشت تلفن خود را معرفی می کند (من فروغ هستم).

"زیر پوست شهر" رخشان بنی اعتماد نمونه تمام و کمال زن مستقل است. زنی که با استقلال شغلی گامی در سنت و گامی در مدرنیته دارد و دغدغه او تنها دور هم جمع کردن افراد خانواده در کنار هم خلاصه می شود. مادری که دغدغه های سیاسی، عاطفی و مالی مردان اطرافش در مقابل تلاش او برای بقا خانواده رنگ می بازد. زنی که می تواند از سر قدرت به مردش نه بگوید، مادری که دلسوز است اما نه محض و نه با معیارهای سنجش در دسترس ... یادتان است چگونه دختر حامله کتک خورده اش را به خانه شوهر بازگرداند؟

"گیلانه" رخشان بنی اعتماد نمونه تمام و کمال مادر سنتی است. مادری که فیلم فقط بر جلوه های فداکارانه وی متمرکز می شود. مادری که در عین ناتوانی پسرش اسماعیل دل به ازدواج او بسته و در اوج ناامیدی روزنه ای بسته پیدا می کند. پیدا شدن زن شهیدی که هر سال برای زیارت مزار همسر شهیدش به آن روستا می آید، بیش از هر چیز تصویر رویای ذهنی اوست تا یک واقعیت عینی و همان روزنه بسته!

"مهمان مامان" داریوش مهرجویی را باید مهمانی برای برجسته شدن یک مادر سنتی قلمداد کرد. مادری که بدون آنکه قدرت تعیین کنندگی خاصی داشته باشد، به نوعی شکست خورده می خواهد بر همه چیز و همه کس تأثیر بگذارد. اما واقعیت این است که بر افراد خانواده و همسایه هایش هم نتوانسته تأثیر بگذارد. مادری که بزرگ ترین انگیزه اش غذای خوب دادن به مهمان هاست.

"میم مثل مادر" مرحوم رسول ملاقلی پور به نوعی رویکردی سنتی دارد به مادر امروز. هر چند فیلم سعی دارد وجوه زنانه مادر را هم در این گونه مادر سنتی به نوعی لحاظ کند و درگیری های ذهنی او را به تصویر بکشد، اما کاراکتر سپیده بیش از هر چیز به بازخوانی نمونه مادر سنتی با همان دغدغه ها با اندک بازآفرینی در برش های شخصیتی بازمی گردد.

"خون بازی" رخشان بنی اعتماد هر چند تصویری از یک مادر مدرن، تک افتاده، درگیر با مناسبات روز جامعه است که درگیری عاطفی دارد و بار اعتیاد دختر جوانش را هم به دوش می کشد، ولی به نظر می آید رویکرد مدرن به مادر سنتی در این فیلم موجب شده به نوعی شاهد همان مادر سنتی در وجه مخرب اعتیاد باشیم که نیاز فرزند را فراهم می کند، حتی به بهایی جبران ناپذیر چون اعتیاد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 18:16  توسط مریم و نازی | 

مایکل مور به ایران می‌آید

 
 

نخستین جشنواره بین‌المللی "سینما حقیقت" ویژه فیلم‌های مستند از 23 تا 27 مهرماه در تهران برگزار می‌شود.

مستند "سایکو" به کارگردانی مایکل مور در نخستین جشنواره فیلم مستند ایران "سینما حقیقت" شرکت و این فیلمساز سرشناس آمریکایی به ایران سفر می‌کند.
روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی اعلام کرد مسئولان برگزارکننده نخستین جشنواره فیلم مستند ایران "سینما حقیقت" در تلاش هستند ضمن دعوت رسمی از مایکل مور، پای چند مستندساز برجسته دیگر را هم به ایران باز کنند.
فرناندو سولاناس آرژانتینی و هدی هانیگمان هلندی مستندسازانی هستند که احتمالا به دعوت جشنواره فیلم مستند به کشورمان سفر می‌کنند.
نخستین جشنواره بین‌المللی "سینما حقیقت" ویژه فیلم‌های مستند از 23 تا 27 مهرماه در تهران برگزار می‌شود.

 

                                         ********************

گلزار، حیایی و فراهانی در فیلم جدید الوند

 
 

سیروس الوند جدیدترین فیلم خود خاتون را با حضور احتمالی محمدرضا گلزار، امین حیایی و گلشیفته فراهانی پائیز سال جاری جلو دوربین می‌برد.

گلزار، حیایی و فراهانی در فیلم جدید الوند
سیروس الوند جدیدترین فیلم خود "خاتون" را با حضور احتمالی محمدرضا گلزار، امین حیایی و گلشیفته فراهانی پائیز سال جاری جلو دوربین می‌برد.
تهیه کننده فیلم سینمایی "خاتون" در این باره گفت: "سیروس الوند نگارش فیلمنامه "خاتون" را به پایان رسانده و ما برای ساخت آن تقاضای پروانه ساخت داده ایم که با صدور این پروانه، کار تولید "خاتون" را از پائیز شروع می کنیم."
امیرحسین شریفی درباره عوامل این فیلم گفت: "قصد داریم از بازیگران حرفه ای در این پروژه استفاده کنیم و بر همین اساس با بازیگرانی چون محمدرضا گلزار، امین حیایی، گلشیفته فراهانی و حامد بهداد وارد مذاکره خواهیم شد. از آنجا که "خاتون" فیلمی فصلی است و باید فصل پائیز تولید شود، زودتر از آن فیلم را کلید نمی‌زنیم."
"خاتون" داستان دختری است که تصمیم می گیرد از شمال عازم تهران شود و با برادرش که در یک شرکت مشغول کار است زندگی کند، ولی به محض ورود به تهران دچار مشکلات فراوانی می شود و در نهایت به شهر خود بازمی گردد.
شریفی با همکاری الوند تولید فیلم تلویزیونی "ستاره های سوخته" را به پایان رسانده است.
تصویربرداری این فیلم روز گذشته در تهران به پایان رسید و نیمی از مرحله تدوین نیز انجام شده است. این فیلم که به گفته شریفی تا پایان هفته آماده نمایش خواهد شد، همزمان با سالگرد حادثه سقوط هواپیمای ایرباس توسط ناو آمریکایی از شبکه یک سیما پخش می‌شود.

 

                                   ********************

مهدي كلهر : احمدي‌نژاد به اليور استون پاسخ منفي داد

 
 

مهدي كلهر گفت: بيش از يك سال است كه از طرق مختلف اليوراستون درخواست خود را مطرح كرده است كه البته من در جريان مستقيم آن نبودم.

مشاور رسانه‌اي رئيس‌جمهور گفت: جواب منفي دكتر احمدي‌نژاد را براي اليور استون فرستادم چرا كه درست است كه اين فرد در آمريكا به عنوان اپوزيسيون مطرح است اما اپوزيسيون هم در آمريكا بخشي از شيطان بزرگ است.
مهدي كلهر مشاور رسانه‌اي رئيس‌جمهور گفت: بيش از يك سال است كه از طرق مختلف اليوراستون درخواست خود را مطرح كرده است كه البته من در جريان مستقيم آن نبودم.سجادپور: فيلم احمدي نژاد براي اليور استون حيثيتي است
مهدي كلهر گفت: ما كارهاي قبلي اوليور استون راجع به عرفات، كاسترو و حزب الله را ديده‌ايم و درست است كه اين فرد در آمريكا به عنوان اپوزيسيون مطرح است اما اپوزيسيون هم در آمريكا بخشي از شيطان بزرگ است.
وي متذكر شد: واسطه اعلام خبر تمايل استون به فيلمسازي در مورد آقاي احمدي‌نژاد، يكي دو تن از كارگردانان مشهور ايراني هستند و شايد فضاسازي اين افراد در راستاي همان شايعه افكني جذاب است كه قصد بزرگ كردن اليور استون را داشته باشند.
كلهر گفت: پس از اينكه من جواب منفي دكتر احمدي‌نژاد رابراي اليور استون فرستادم، سعي شد كه با به وجود آوردن حس كرنش و تواضع در كشور جو را به نفع استون تغيير دهند، در حالي كه در واقع ما معتقديم كه سيستم سينمايي آمريكا عاري از فرهنگ و هنر است و فقط كاربرد ابزاري دارد.
وي در مورد نظر رئيس جمهور در مورد اين موضوع گفت: بايد بگويم كه دكتر احمدي نژاد شخصا مخالف اين قضيه بوده و با اين موضوع موافقت نكرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 20:44  توسط مریم و نازی | 
 

دنیا در انتظار پایان هری پاتر است !

Uploaded Image

در حالی که "هری پاتر و محفل ققنوس" از پنجشنبه این هفته در ژاپن افتتاح می‌شود، تا چند هفته دیگر با انتشار آخرین کتاب پاتر طرفداران به سرنوشت جادوگر معروف پی می‌برند.
شش کتاب "هری پاتر" جی. کی. رولینگ نویسنده بریتانیایی تاکنون بیش از 325 میلیون نسخه فروش داشته و به 64 زبان دنیا ترجمه شده اند، ضمن اینکه یک مجموعه سینمایی محبوب با بازی دانیل رادکلیف به همراه داشتند.
قسمت هفتم و پایانی کتاب به نام "هری پاتر و قدیسان مرگ" از 21 ژوئیه (30 تیر) به بازار می‌آید و رولینگ هشدار داده دو شخصیت خود را در آن کشته است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، اما روی پرده سینما با نخستین نمایش جهانی "محفل ققنوس" پنجمین فیلم مجموعه در ژاپن، نگرانی های طرفداران کتاب درباره شخصیت های داستان به طور موقت به تاخیر می افتد. در این پروژه 150 میلیون دلاری، هری پاتر و همکلاسی هایش در مدرسه "هاگوارتس" ـ نظیر ران ویزلی و هرمیون گرانجر ـ با لرد ولدمورت شیطانی رو به رو می شوند که از تاریکی بازگشته است.
"محفل ققنوس" اولین فیلم مجموعه است که با کارگردانی دیوید ییتس، فیلمساز بریتانیایی به پرده می آید. او که با مجموعه های تلویزیونی به شهرت رسیده چالش یزرگ خود را به تصویر کشیدن پسر جادوگر می داند که اکنون 15 ساله شده و با "خود" در نبرد است. ییتس به شبکه تلویزیونی فوجی ژاپن گفت: "هری پاتر و محفل ققنوس" در مقایسه با فیلم های قبلی پیچیده تر است. این فیلم بیشتر درباره هویت است، درباره اینکه در مقطع سنی بسیار دشوار و دراماتیک 14 تا 17 سالگی خودت را کشف کنی."
با حضور دانیل رادکلیف، بازیگر نقش هری پاتر و دیوید هیمن تهیه کننده می توان انتظار یک افتتاحیه بزرگ را در ژاپن‌ داشت. نمایش جهانی "محفل ققنوس" از 11 ژوئیه (20 تیر) آغاز می شود، اما فیلم تا 20 ژوئیه در ژاپن به نمایش درنمی آید. این جدیدترین فیلم هالیوودی است که نخستین نمایش جهانی آن در ژاپن برگزار می شود. پیش از این نیز "دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا" با بازی جانی دپ در توکیو افتتاح شد.
این مسئله از توجه هالیوود به ژاپن به عنوان دومین بازار بزرگ دنیا خبر می دهد. "هری پاتر و جام آتش" فیلم قبلی مجموعه سال گذشته با 5/92 میلیون دلار پرفروشترین فیلم این کشور بود.

 
 **********

گزارش تصویری از هری پاتری ها قبل از رفتن به ژاپن

Uploaded Image

Uploaded Image

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 20:10  توسط مریم و نازی | 
ایرانی با لهجه فرانسوی

  
    گفت‌وگو با ناتالی متی یك فرانسوی‌الاصل زاده رم، كه زبان فارسی را ۴ سالی بیشتر نیست یاد گرفته هم شیرین است و هم زمان زیادی را می‌طلبد.
    او همسر یك جوان ایرانی‌‌الاصل به نام عماد است كه حالا در پاریس زندگی می‌كند. تنها راه گفت‌وگو با او، تماس تلفنی با فرانسه بود. یك بار قرار به هم خورد، یك بار هم تازه از خواب بیدار شده بود و به گفته خودش می‌خواست غذا بخورد.
    به هر حال، همه چیز جور شد. این گفت‌وگو ویژگی‌های خودش را داشت؛ اول اینكه زبان فرانسه نمی‌‌دانستیم و او شمرده‌شمرده فارسی حرف می‌زد و دوم اینكه چندین بار میان مصاحبه، ناتالی ناچار شد به دیكشنری فارسی مراجعه كند چون هنوز تمام كلمات ما را نمی‌‌دانست.
    با این حال، بعضی كلمات را متوجه نمی‌شد و قرار شد بعضی سؤالات را به زبان انگلیسی بپرسیم و او هم به انگلیسی پاسخ دهد. بعد هم اینكه سعی كردیم كمی تا قسمتی لحن فارسی حرف زدن او را حفظ كنیم تا فضای گفت‌وگو دستتان بیاید.مصاحبه همشهري جوان با اين هنرپيشه را بخوانيد:
    
    ● غذا خوردید یا صبحانه؟
    بله، بِ‌بَ‌خ‌ْشید، آن دفعه زنگ زدید، من مشغول بازی بودم، خانه نبودم.
    
    ● الان آنجا دارید در چه فیلمی بازی می‌كنید؟
    یك فیلم كوتاه است كه یكی از دوستان من می‌سازد به اسم «Loka-devitout». نمی‌دانم به زبان شما چه می‌شود. آهان... فكر كنم دل ستاره. عماد هم با من است، اما بیشتر دوست دارد پشت دوربین كار كند.
    
    ● ایران را از قبل چقدر می‌شناختید؟

    خیلی خوب نمی‌شناختم. وقتی كودك بودم دوستی داشتم كه از ۱۰ تا ۱۷ سالگی در ایران زندگی كرده بود و با من همكلاس بود. از او درباره ایران شنیده بودم.
    
    ● الان از زندگی با یك مرد ایرانی خوشحال هستید؟
    خب، آره (با خنده).
    
    ● از مردم ایران چطور؟ از فرهنگ ایران چیزی می‌‌دانستید؟
    از فرهنگ ایران خیلی خوشم آمد چون چندین بار با عماد به ایران آمدم و با خانواده و دوستانش آشنا شدم.
    
    ● با سینمای ایران چطور؟ مثلا چند تا كارگردان و بازیگر ایرانی را می‌شناسید؟
    در فرانسه با سینمای ایران قبل از اینكه به ایران بیایم كمی آشنا شده بودم. عماد خیلی سینما را دوست دارد. عباس كیارستمی، مخملباف، دختر ایشان را می‌شناختم و چیزهایی هم درباره مهرجویی شنیده بودم.
    
    ● بهرام بیضایی چطور؟
    نه... یادم نمی‌آید.
    
    ● حسن فتحی را می‌شناختید؟
    قبلا نه، آمد پاریس، رفتم و دیدمش. با آقای زاهدی و چند تا هنرپیشه كه آمده بودند، «كجاها» را دیدند و من هم با آنها بودم.
    
    ● حتما آمده بودند «لوكیشن‌ها» را ببینند. شنیدیم شما برای بازی در این سریال ۲ سال زمان گذاشتید؟
    آره. من آن موقع ۲۷ ساله بودم و الان كه سریال تمام شده ۲۹ ساله هستم.
    
    ● در این ۲ سال به فرانسه هم رفتید؟
    ۲ سال رفت و آمد داشتم. ۳ ماه در مجارستان، ۲ هفته در پاریس و چند ماه در ایران. شاید همه با هم ۸ ـ ۷ ماه شد.
    
    ● عماد چقدر به شما كمك كرد؟ مثل اینكه در خواندن و ترجمه فیلمنامه به شما كمك كرده است؟
    كمك... اولین‌بار برای من خواند. من نمی‌توانستم بخوانم چون سخت بود. اولین بار آمد ایران و یك ماه ماند. دومین بار با دختری دوست شدم به نام نازنین كه فرانسه بلد بود. نمی‌دانم به زبان شما چی می‌شود. آن «Editor» بود و برای من می‌خواند.
    
    ● تمام سناریوی «مدار صفردرجه» را برای شما خواند؟
    نه... فقط سكانس‌های بازی من را با نازنین خواندیم.
    
    ● در كشور شما هم همین‌طوری سریال می‌سازند؟ فكر می‌كنید چه فرقی میان ساخت سریال‌های ایرانی و خارجی هست؟
    آها... چی فرق؟
    
    ● بله، فرق، dif ference .
    فرق هست، ولی زیاد هم معلوم نیست؛ همین‌‌جوری هر كسی كه كار می‌‌كند در فرانسه همین كار را هم می‌كنند. وقتی می‌رسی، می‌بینی كه فیلم‌برداری فرق ندارد ولی وقتی می‌روی توی «detail، «detail می‌دانید چیست؟
    
    ● بله این جزئیاتی كه به آن اشاره می‌كنید، چی هست؟
    در فرانسه اگر سریال بازی می‌كنی، مال یك كارگردان نیست، یك گروه كارگردانی می‌كنند، سریال می‌نویسند و مثل این سریال كه سی ... نمی‌دانم چه می‌گویید به فارسی... سی قسمت است.
    بله، یك نفر كارگردانی نمی‌كند. اینجا همه كار مال آقای فتحی بود؛ از اول خودش آن را نوشته و كارگردانی كرده است.
    
    ● درباره سارا و خانم‌های ۵۰ سال پیش ایران كتابی خواندید؟
    نه لازم نبود بدانم. فقط باید در فیلم می‌دانستم. ولی برای كار كردن در ایران خیلی مهم بود كه زبان من درست شده بود. چون در این سریال آدم‌های دیگری كه ایرانی نبودند مثل آقایی كه نقش عمو و دایی من را داشت، زبان فارسی نمی‌دانستند و راحت نبودند. ولی من با كارگردان با كسی كه گریم می‌كند، می‌توانستم صحبت كنم.... می‌دانید گم نبودم.
    
    ● چرا برای نقش سارا لازم نبود مطالعه كنی یا مثل سارا ببینی؟
    وقتی سناریو را خواندم، همین‌طوری سارا را می‌دیدم به چشم. ولی برای یك نقش یهودی فرانسوی كمی باید بلد باشی.
    
    ● چه جالب! درست برعكس؟ بله!
    در سریال خیلی فلسفه ایران را می‌كوبید و با آن می‌جنگید!
    (خنده...)
    ● شما فلسفه ایران را می‌شناختید؟ مثلا می‌دانستید ملاصدرا یكی از فیلسوفان بزرگ اسلامی ماست؟
    آقای فتحی این چیزها را با detail می‌دانست. من با فلسفه «اوروپری» آشنا بودم. ولی از فلسفه ایران اطلاع نداشتم.
    
    ● آقای فتحی چقدر به شما درباره فلسفه ایران گفت؟
    قبل از بازی خیلی با ما حرف زد و خودش توضیح داد.
    
    ● شهاب حسینی كه نقش پارسا را بازی می‌كرد، چقدر به شما كمك كرد؟
    كمك كرد. ولی من حرف‌های شهاب حسینی را متوجه نمی‌شدم. خیلی detail متوجه نمی‌شوم، چون از كلمات مشكل استفاده می‌شد.
    
    ● پس برای اینكه واكنش نشان دهید، دچار مشكل نمی‌شدید؟
    نه، همه كلمات را، ‌بعضی سكانس‌ها سخت بود؛ چون آقایی كه نقش پروفسور را داشت به زبان مجاری حرف می‌زد و من متوجه نمی‌شدم، بعد ناراحت می‌شدم و با خودم می‌گفتم، هیچ‌كس من را نمی‌فهمد. ولی فایده خوب داشت.
    
    ● بعد از سریال، از فلسفه ایرانی چی دستگیرتان شده؟
    از فلسفه ایران بیشتر، بر روی زبان كار كردیم. الان كتابی می‌خوانم... فلسفه نه... نمی‌دانم چی می‌گویید آنتیك Story می‌خوانم كه تاریخ ۲ هزار ساله ایران توضیح است. ولی چون اینجا كتاب ترجمه‌شده به زبان فارسی كم است، من خوب متوجه نمی‌شوم. فقط مثل بچه می‌خوانم.
    
    ● خودتان سریال را دیدید؟
    نه، یك بار از اینترنت دیدم. تصویر خوب نبود، فقط تشخیص دادم كه ببینم خودم هستم، ولی آن‌طور كه ببینم چطوری بازی كردم نه، اگر كس دیگری ببیند، نمی‌تواند متوجه شود. چون صورتم را خوب نمی‌بینم.
    
    ● دوستانتان در فرانسه كنجكاو نیستند كارتان را ببینند؟
    نه زیاد (خنده)... الان با آدم‌های «Professional» (حرفه‌ای) كه آشنا می‌شوم، می‌گویند چرا ۲ سال است بازی نكرده‌ای؟ كجا بودی؟ من عكس دارم. نشان می‌دهم و یك كمی هم فیلم دارم. وگرنه، می‌گویند چی كار كردی و كجا بودی؟
    
    ● مثلا نگفتند چرا در یك سریال ایرانی بازی كردی؟
    چرا، بعضی‌ها این‌طوری فكر می‌كنند. ولی به نظر من تجربه خیلی مهم و خوب است.
    
    ● چرا خوب است؟
    خب، در یك كشور دیگر كار كنی، خیلی كارم عوض شده. در فرانسه من در سینما بازی می‌كردم و فیلم كوتاه خیلی بازی كردم، ولی فقط ۲سال در یك سریال بودم و وقتی خیلی زیاد در یك نقش كار كنی، می‌توانی خیلی زیاد آن را بفهمی.
    
    ● فكر می‌كنی بازی در یك سریال ایرانی به مشهور شدن شما كمك می‌كند؟
    الان اگر ژورنالیستی در فرانسه پیدا شود و از من بگوید و از من حرف بزند، كمك می‌كند. اگر نه فقط در ایران می‌تواند كمك كند. شهرت این است كه به یك كار خوب برسی. وقتی همین‌طوری معروف هستی، فقط بازیگر هستی. باید برسی به جایی كه فیلم خوب داشته باشی.

    
    ● یعنی اینكه باید در فیلم‌های خوب بازی كنید نه اینكه بازیگر خوبی باشید؟
    یعنی معروفی مهم است اگر می‌توانی از آن استفاده كنی، اما فقط برای توی خیابان معروف باشی خوب نیست. مهم این است كه یك كارگردان خوب تو را ببیند، فكر كند و یك فیلم بسازد.
    
    ● راستی چه كسی شما را به حسن فتحی معرفی كرد؟
    وقتی به ایران آمدم با آقای عبدالله اسكندری (گریمور) آشنا شدم. اولین بار وقتی فهمید دنبال یك فرانسوی می‌گردند، خودش من را به آقای بشكوفه و فتحی معرفی كرد.
    
    ● قبل از این هم، قرار بوده در فیلم یا سریال ایرانی بازی كنید؟
    من با خانم فیلم‌بردار آقای مخملباف آشنا بودم. فیلمبردار مخملباف شماره من را پیدا كرده بود و با من تماس گرفت.
    
    ● از شما تست گرفتند؟
    بله، تست گرفتند و بعد من رفتم فرانسه.
    
    ● خب بعد، یعنی انتخاب نشدید؟
    قرار نبود بازی كنم. فقط می‌خواست ببیند.
    
    ● بازی در كدام صحنه‌های سریال سخت‌تر بود؟
    یكی تو شیراز بود و حافظیه. شب بود و ما از ۱۱شب تا ۷صبح می‌گرفتیم. باران می‌آمد و من باید خیس می‌شدم و خیلی هوا سرد بود. ۱۰ ساعت ماندم زیر باران و زمانی سخت‌تر بود كه گریه‌دار بود.
    
    ● صحنه‌هایی كه گریه می‌كردید سخت بود، چه صحنه‌هایی آسان بود؟
    صحنه‌های تو پاریس آسان بود.
    
    ● چون در كشور خودتان بود، می‌گویید آسان بوده؟
    نه (با خنده)، چون فقط از دور می‌گرفتند. صحنه‌هایی بود كه با هم می‌خندیدم، آسان بود.
    
    ● آشنایی شما با همسرتان هم مثل آشنایی پارسا و ساراست؟
    آره (با خنده) همین‌طوری بود مثل سریال آقای فتحی شد، ولی مثل جنگ نیست. ما در فرانسه، آشنا شدیم؛ فیلم كوتاه بازی می‌كردیم. بعد با خانواده عماد آشنا شدم. با مامان عماد دوست شدم، او خیلی فارسی به من یاد داد و بعد با آمدن به ایران یاد گرفتم.
    
    ● از ایران چه چیزی را بیشتر به یاد دارید؟
    غذاهای ایرانی را دوست دارم.
    
    ● یعنی از ایران فقط غذاهای ما را به خاطر دارید؟
    نه...خب،...
    
    ● مثل چی؟
    آش رشته خیلی دوست دارم، سالاد شیرازی... همه پلوهای شما را می‌خورم، دوغ را خیلی دوست دارم كه در فرانسه اصلا دوغ نیست.
    
    ● خب ماست كه دارید، كمی آب توی آن بریزید، می‌شود دوغ!
    چی؟ (با خنده)
    
    ● بهترین اتفاقی كه در این كار برایتان افتاد، چه بود؟
    آخرین روز كه كار كردیم جالب بود. رفتیم فیروزكوه و آنجا خیلی سرد بود. ۶درجه زیرصفر، ۲ روز ماندیم. من شانس آوردم كه بعدازظهر كار داشتم. بعدازظهر هوا گرم شده بود. آدم‌های دیگر سردشان بود و یك نفر می‌خواست برود بیمارستان و اتوبوس مانده بود كه او را ببرد.
    
    ● یعنی چی مانده بود، خراب شده بود؟
    نه، نمی‌دانم... شما چه می‌گویید ولی «freeze» شده بود. كــار نمی‌كرد. نتوانست برگردد با چند تا تاكسی برگشت (با خنده). این خاطره خوبی بود!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 14:26  توسط مریم و نازی | 

 صد سال به اين سال‌ها با معتمد آريا


    
    
    سامان مقدم از فيلم‌سازان جواني است كه فيلم‌هاي او در نمايش عمومي هميشه با استقبال مواجه شده است. از سوي ديگر ساخته‌هاي او با استقبال منتقدان نيز مواجه شده و اين مساله موفقيت كمي در سينماي ايران نيست.

    مقدم مدتي قبل ساخت فيلم تازه خود با نام « صد سال به اين سال‌ها» را به پايان برد. اين فيلم اين روزها مراحل تدوين خود را سپري مي‌كند و به زودي آماده نمايش خواهد شد.
    در فيلم تازه سيروس مقدم بازيگران مختلفي ايفاي نقش مي‌كنند كه از ميان آنها مي‌توان به:
    فاطمه معتمدآريا، پرويز پرستويي، رضا كيانيان، نگار جواهريان، علي قربان‌زاده، بهاره افشاري، كاميار شايان آزاد و... اشاره كرد.
    داستان اين فيلم هم زندگي يك زن به نام ايران را به تصوير مي‌كشد. نقش اين زن را هم فاطمه معتمد آريا ايفاء مي‌كند.
    بد نيست بدانيد اين فيلم داستاني خطي و ساده دارد و طي سي سال زندگي اين زن به تصوير كشيده مي‌شود. داستان هم از سال 1354 از بندر انزلي آغاز مي‌شود و تا سال 84 ادامه مي‌يابد. در اين سال‌ها زندگي اين خانواده دچار فراز و نشيب‌هاي مختلفي مي‌شود. در مقطعي خانواده سرپرست خود را از دست مي‌دهد و زن به همراه فرزندش راهي شهر ديگري مي‌شوند و در مقطعي دوست خانوادگي خود را پيدا مي‌كنند. بد نيست بدانيد نقش اين دوست خانوادگي را پرويز پرستويي ايفاء مي‌كند.
    جالب است بدانيد قرار بود مهناز افشار و هانيه توسلي هم در اين فيلم حضور داشته باشند كه اين مساله ميسر نشد. اين فيلم در موسسه هدايت فيلم تهيه شده و محمود كلاري نيز به عنوان مدير فيلم‌برداري با اين پروژه همكاري داشته است.
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 16:46  توسط مریم و نازی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به نام خدا.سلام به شما بازديد كننده عزيز
وبلاگ تازه هاي سينما با آخرين خبرها از سينمای ایران و خارج در خدمت شماست..با آرزوي اوقاتي خوش .

مديران وبلاگ تازه هاي سينما مريم و نازي

نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
خبرهای هالیوود
خبرهای از سینمای ایران
بیوگرافی
گزارش اکران فیلم های روی پرده
مصاحبه
تبریک ها و تسلیت ها
جشنواره
نقدی بر فیلم
عکس
نویسندگان
مریم و نازی
مریم
نازی
پیوندها
طرفداران Nicole Kidman(مریم)
طرفداران فوتبال(نازی)
سایت رسمی بهرام رادان
سایت رسمی سیامک انصاری
سایت رسمی محمد رضا گلزار
سایت رسمی مهران مدیری
سایت رسمی سینمای ما
سایت رسمی سینمای ایران
سایت رسمی خرید فیلم
سایت رسمی هنرپیشه های قدیم و خواننده های ایرانی
سایت رسمی جشنواره فجر
سایت رسمی بازیگران ایرانی
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
شاهکار سینمای ایران گشیفته فراهانی
گشیفته فراهانی
برادران هميشگي گلشيفته فراهاني
دل شیفته
بهرام رادان عاشق عصیان
اندر احوالات بهرام خان رادان
بهرام رادان
نشستگاهی در باره شاه فیلم ایران سنتوری
نوین تصویر
نصف مال فیلم,نصف مال تئاتر
شهر سینما
سینمای ایران و جهان
سینما (سیاوش)
ویلون سیاه
اردشیر ساسانی
استدیو قرمز
دونده_ تخصصي سينماي ايران(بهمن عبداللهي)
دونده تا بی نهايت (محسن طارمی)
طرفداران Nicole Kidman
دایره المعارف اینترنتی ارنا
دکتر علی شریعتی
خواب خوب
سینمای خودمونی
موسسه سينمايي فيلمسازان گروه هفت
داریوش مهرجویی؛سینماگر همیشه استاد
مركز اطلاعات اينترنتي سينما
ذيالوگ هاي ماندگار سينماي ايران
بهرام رادان (پريسا و سارا )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

*** .... *** ........


irLearn.com

....